شجره نامه
شجره نامه بزرگان ايران و سادات مازندران و معرفي استان با كمك همه دوستان علاقه مند

در قريه نياك مزاري است كه آستانه متبركه منوره و سركار فيض آثار و اطاق سرا خوانده مي شده است بارگاه نوراني از سيد حسن ولي يا درست بگويم درويش تاج الدين سيد حسن ولي و قبري است از برادر وي سيد علي (درويش عالي) و قبري از يكي دراويش و اساتيد حضرت سيد ولي ، درويش سهراب قبر و مزار اين بزرگواران در سنوات مختلف زماني بازسازي گرديده است ، از آنچه نگارنده بابت اين بازسازي به ياد دارد مرمت سال 1352 شمسي و سال 1380 شمسي مي باشد .
صندوق چوبين مرقد درويش حسن ولي را پوشانده بود كه بر بدنه شرقي آن اين عبارت حك شده است :
"نذر كرد امير اعظم امير حسين امير داوود طاب ثراة في تاريخ ماه محرم سنة ثمانة ستين و ثمانمائة (866) ه - ق "
متصل به بقعه درويش تاج الدين سيد حسن ولي مسجدي بزرگ تازه ساز بود كه رختخوابها و سماورهاي متعددي جهت زفع حاجت زوار ، وقف اين مسجد كرده اند .
سيد حسن ولي و برادرش علي نواده حسن سبط هستند و از دودمان عبدالله بن لطف الله  پدر سيد عماد الدين فتح حسني .


درويش تاج الدين سيد حسن ولي خود از پارسايان و عارفان بشمار مي آمده و از دودمان همين گروه هم بوده است و او را ولي يا ولي الله مي خوانده اند و از او چنين وصف كرده اند :
" سركار با بركات تقوي شعاري سالك راه يقين خداوند و مخدوم سلالة الزهاد و العباد حضرت مفخر العرفا و الفقرا و الصالحين  قدوة الفقرا قطب العارفين السالكين والمحققين زبدة المشايخ و الصلحاء و المتشرعين و والمتورعين تاج الملة و الحق والدين افتخار و المتورعين قدوة العارفين و السالكين المخصوص بنظر رب العالمين درويش حسن ابوالحسين " .
در سندها در بود آن حضرت و بدنبال نام او آمده : " او ام الله انفاسه  و بركاته الشريفه ، ادام الله انفاس بركاته ، دام ورعه ، زيدت بركاته ، دام بركته ، زيد فقره ، دام السعادته " .
و در بعد از وفات آن عالي مقام دعاهاي نورالله مرقده ، قدس سره ، جناب رضوان ماب نور مرقده ديده مي شود .

سيد حسن ولي مالك روستاي نياك بوده و به گواهي اسناد ، رقباتي هم خريده و املاك و اسباب و گوسفندان داشته و بسياري از املاك خود را به گواهي همين اسناد وقف كرده است . يكي از وجوه مصارف موقوفات درويش حسن ولي "اطاق سرا" كه هر كسي به قريه نياك مي آمده ، سه شبانه روز در آنجا سكني مي گزيد و مهمان آستانه مباركه بوده است .
شجره نامه : مرحوم تاج الدين سيد حسن ولي(برادر بزرگتر سيد عالي) ، پسر حسن - پسر پيرزاد - پسر حسن - پسر عبدالله - پسر تاج الدين لطف الله - پسر فضل الله - پسر محمد - پسر حمزه - پسر ابن الهول محمد - پسر حمزه سراهنك - پسر علي - پسر زيد - پسر عبدالرحمن شجري - پسر قاسم - پسر حسن - پسر زيد - پسر امام حسن مجتبي عليه السلام - پسر امام علي عليه السلام مي باشد .
سيد حسن ولي در 72 سالگي و بدون آنكه ازدواج كند به سال 865 ه.ق در گذشته است . روحش محشور با جدش . ولي از برادر آن بزرگوار سيد عالي نسل به جا مانده در نياك و اطراف آن زندگي ميكنند.

[ شنبه دوم بهمن ۱۳۸۹ ] [ 17:40 ] [ سيد مرتضي ] [ ]

امامزاده ها در کشور از تقدس و احترام ویژه ای برای مردم برخوردارند اما همین تقدس و احترام است که باعث شده برخی از سودجویان برای کسب منافع مالی از این مکانهای مقدس نیز چشم نپوشند.

درآمد امامزادهعلاوه بر این افراد سودجو،هستند افراد دیگری نیز که به دلایل دیگر از جمله خواب نما شدن و اینگونه مسائل به تاسیس امام زاده می پردازند و پس از چندی با سوء استفاده از باورهای مذهبی ساکنان اطراف این امام زاده های جعلی،با دریافت مبالغی از این افراد امامزاده جعلی را دارای بقعه و بارگاه می کنند.

در سالیان گذشته بارها و بارها از اینگونه اخبار شنیده شده اما سازمان اوقاف و امور خیریه بعنوان متولی اصلی نگهداری و سازماندهی امام زاده ها،بارها ضمن تکذیب افزایش غیر واقعی تعداد امام زاده ها در کشور،بررسی کنندگان این مسئله را متهم به "تشکیک در وجود این مکانهای مقدس" نموده و این افراد و یا رسانه ها را تهدید به "برخورد قضایی" نموده است.

در همین زمینه وقتی یک عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس هشتم درباره افزایش تعداد امام زاده ها و عدم شفافیت درباره نحوه هزینه کرد درآمدهای مالی امام زاده های کشور بحثی مطرح کرد با این واکنش سازمان اوقاف مواجه شد که این سازمان این سخنان را ؛ تکرار «شائبه‌های تفرقه‌ افکنانه و دشمنانه صهیونیست‌ها و عوامل نقابدار«برنامه تحلیلی صفحه آخر» شبکه تلویزیونی صدای آمریکا»،دانست.

غلامعلی جعفرزاده با انتقاد از عملکرد سازمان اوقاف و امور خیریه گفته بود؛ « چرا سازمان اوقاف و امور خیریه، مردم هر منطقه را از میزان درآمد بقعه همان محل و نحوه هزینه‌کرد آن مطلع نکرده و در این خصوص به صورت شفاف اطلاع رسانی نمی‌کند. بنده سوالاتی مطرح کردم که اصلاً از پاسخهای داده شده قانع نشدم و قطعاً از طریق طرح سوال در صحن مجلس این موضوع را پیگیری خواهم کرد».

اینگونه انتقادها از سوی اعضای کمیسیون برنامه و بودجه مجلس شورای اسلامی،البته مسبوق به سابقه بوده است و به همین دلیل در همان زمان سرپرست سازمان اوقاف و امور خیریه به این کمیسیون احضار شد تا توضیحاتی درباره انتقادات نمایندگان مجلس درباره وضعیت امام زاده ها ارائه نماید.

اما پس از حضور حجت الاسلام علی محمدی در این کمیسیون و ارائه توضیحاتی در این زمینه،غلامعلی جعفر زاده عضو کمیسیون برنامه و بودجه و منتقد عملکرد اوقاف ضمن اعلام اینکه از پاسخ های سرپرست اوقاف قانع نشد و گفت ؛« بنده چندین سوال از سرپرست سازمان اوقاف کردم که باید پاسخگو باشد. خودم به چند امامزاده رفتم و می دانم 20 درصد درآمد امامزاده ها را سازمان اوقاف بر می دارد. سوال بعد این است که آقایان می گویند صرف فعالیتهای فرهنگی می کنیم و من سوال می کنم چه کسی به شما این اجازه را داده است؟ بر اساس کدام فتوای شرعی؟ اینکه می گویند درآمد هر امامزاده صرف همان امامزاده می شود دروغ است! بگوئید این پولها کجا می رود؟ چرا آمار امامزاده ها یک مرتبه افزایش داشته است؟ چرا ساماندهی قبور شهدا در امامزاده ها ساماندهی نشده است؟».

پس از این اظهارات عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس هشتم بود که روابط عمومی سازمان اوقاف و امور خیریه با انتشار جوابیه ای اعلام کرد که از مجموع درآمدهای امام زاده ها "40 درصد برای عمران و آبادانی بقعه، 30 درصد برای امور جاری و هزینه‌های مصرفی بقعه،  20 درصد مسائل فرهنگی و مذهبی و 10 درصد حق‌التصدی" استفاده می شود.

هرچند سازمان اوقاف در این جوابیه عدم رسیدگی به قبور شهدا در جوار امام زاده ها را به دلیل "نداشتن امکانات مالی" پذیرفته است؛ «این سازمان قادر به تأمین بودجه بازسازی گلزار شهدایی که بقاع متبرکه مجاور آن فاقد درآمد هستند نمی‌باشد و ضرورت دارد دولت و سایر دست‌اندرکاران برای این موضوع چاره‌ای بیاندیشند».

مسئولان سازمان اوقاف و امور خیریه همچنین عدم این توانایی مالی را همچون سالیان گذشته به دلیل عدم حمایتهای دولت و خلف وعده دولت درباره انجام تعهدات مالی نسبت به سازمان اوقاف اعلام کرده اند.

در همین زمینه معاون فرهنگی سازمان اوقاف گفته بود ؛ « ما حدود هشت هزار امامزاده داریم که بیش از 5 هزار امامزاده فاقد موقوفه و درآمد خاصی هستند. چرا نمایندگان سوال نمی کنند که سازمان اوقاف با کدام بودجه این امامزاده ها را مدیریت می کند؟ چرا سوال نمی کنند که چرا دولت بودجه امامزاده ها را نمی دهد؟».

اما این گفته های سازمان اوقاف تازگی نداشت.در سالیان گذشته بارها مسئولان اوقاف دلیل عدم رسیدگی مناسب به وضعیت امام زاده ها را نداشتن بودجه به دلیل عدم همکاری دولت عنوان کرده اند.

برای نمونه معاون بقاع متبرکه سازمان اوقاف و امور خیریه مدعی است « در سال 86 اعلام کردم یکهزار و 200 امامزاده در حال تخریب داریم که برای ساخت آن 450 میلیارد تومان بودجه می خواهیم اما این بودجه تامین نشد».

سرپرست سازمان اوقاف نیز درباره بودجه این سازمان می گوید«بر اساس بودجه سال 90 دولت متعهد بود 20 میلیارد تومان برای بقاع تامین اعتبار کند در حالی که 10 میلیارد تومان آن پرداخت شده است».

با اینهمه همگان می دانند که درآمدهای امام زاده ها در کشور مبالغ قابل توجهی است،و این گفته ی معاون بقاع متبرکه سازمان اوقاف که " بيش از ۸۰ درصد از بقاع متبركه در ایران فاقد درآمد هستند"،به راحتی قابل پذیرش نیست.

[ پنجشنبه یکم بهمن ۱۳۹۴ ] [ 11:49 ] [ سيد مرتضي ] [ ]
 

  تلفن    :  01144744341    01144734341

تلفكس : 01144734220

خاتم نژاد : 09113123221        09203123221

 

«غلامعلی جعفرزاده ایمن آبادی»  با اشاره به درخواست برخی نمایندگان برای تحقیق و تفحص از سازمان اوقاف و امورخیریه افزود: سال های گذشته و بخصوص پس از انقلاب درباره تعدد و افزایش امامزاده ها بحث های فراوانی وجود داشت و مردم از ما سوال می کنند که بعد از انقلاب این همه امامزاده از کجا آمده است؟
 
وی در مصاحبه ای با ایرنا  افزود: در زمینه تولیت امامزاده ها و نحوه عملکرد سازمان اوقاف در دیگر مسایل اقتصادی جای سوال زیادی دارد و به شکلی این سازمان به تنهایی پروانه ساخت، فروش و تغییر کاربری می دهد.
 
نماینده مردم رشت در مجلس تصریح کرد: سازمان اوقاف و امور خیریه یک زمین خوار بزرگ است، البته من معتقدم که زمین خواری های بزرگ در کشور ما توسط سازمان ها و نهادها صورت می گیرد و کمتر افراد حقیقی به دنبال زمین خواری هستند که در راس آنها سازمان اوقاف و امورخیریه است.
 
وی ادامه داد: سازمان اوقاف و امورخیریه بصورت افسار گسیخته با موقوفات برخورد می کند و اینکه از زیر بار پاسخگویی شانه خالی کند درست نیست.
 
نماینده مردم رشت در مجلس خاطر نشان کرد: ما وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی را سال گذشته به مجلس دعوت کردیم که وی نیز قول داد در سازمان اوقاف و امور خیریه اصلاح سازمانی و مدیریتی خواهد شد که متاسفانه هیچ کدام از آنها اتفاق نیفتاده و صبر مجلس در حال اتمام است.
 
وی گفت: متاسفانه مستنداتی وجود دارد که حتی اداره اوقاف مجوز ساخت به مستاجرین خود داده است و اگر اینگونه پیش رود سنگ روی سنگ بند نمی شود. متاسفانه سازمان اوقاف و امورخیریه صرفا به بنگاه بزرگ اقتصادی تبدیل شده درصورتی که وقف، جنبه دینی دارد و متولیان اداره این سازمان نیز پاسخگو نیستند.
 
عضو کمیسیون برنامه و بودجه و محاسبات افزود: سازمان اوقاف حتی منابع ملی را نیز تصرف کرده و راسا مجوز گردشگری می دهد و فکر می کنم اگر اینگونه پیش رود سازمان اوقاف بتواند در آینده ای بسیار نزدیک به اندازه یک کشور مستقل زمین در اختیار داشته باشد.
 
 
جوابیه ی سازمان اوقاف
 
 
 
سخنگوی سازمان اوقاف و امور خیریه با اظهار تأسف از اظهارات نماینده مردم رشت در مجلس شورای اسلامی طرح این گونه مباحث تکراری ، غیر واقعی و بی اساس را در رسانه مصداق ظلم به فرهنگ حسنه وقف و مردم عزیز و بهره مندان از خدمات و برکات این سنت نیک دانست .
 
به گزارش روابط عمومی سازمان اوقاف و امور خیریه، حسن ربیعی مدیر کل حوزه ریاست ، روابط عمومی و امور بین الملل این سازمان در واکنش به اظهارات نماینده مردم رشت در مجلس شورای اسلامی با بیان این مطلب افزود : براساس ماده 6 قانون تشکیلات و اختیارات سازمان اوقاف و امور خیریه مصوب 2/10/1363 مجلس شورای اسلامی ، این سازمان در موقوفات تحت تولیت خود که به استناد ماده 81 قانون مدنی در اختیار ولی فقیه می باشد و به استناد تبصره ماده 1 قانون اوقاف مصوب مجلس شورای اسلامی ، اذن آن به نماینده ولی فقیه و سرپرست سازمان داده شده است ، تکلیف شرعی و قانونی دارد تا موجبات آبادانی موقوفات و بهره برداری صحیح از آنان را به منظور اجرای نیات امینانه واقفین خیراندیش فراهم آورد .
 
ربیعی تأکید کرد : بنابراین هرگونه اقدامی در این راستا و در تحقق این ماده قانونی با رعایت کلیه جوانب شرعی و قانونی حاکم بر وقف و کشور و از مجرای دستگاه های قانونی صورت می پذیرد .
 
سخنگوی سازمان اوقاف در رابطه با شبهات طرح شده تصریح کرد : اساساً سازمان اوقاف فاقد هر گونه مجوز برای صدور پروانه ساخت و ساز بوده و این دستگاه های ذیربط هستند که براساس درخواست مستأجرین و متصرفین قانونی موقوفات ، اقدام به صدور قانونی مجوز ساخت و ساز می نمایند . لیکن اظهارات نامبرده که : « سازمان اوقاف اجازه صدور مجوز ساخت و ساز می دهد ... » اساساً بی اساس و کذب محض است .
 
سخنگوی سازمان اوقاف با بیان اینکه جایگاه این سازمان در اداره امور موقوفات جایگاه حاکمیتی است تصریح کرد : بیان این گونه موارد که سازمان اوقاف به یک زمین خوار بزرگ تبدیل شده است در مصاحبه یک نماینده مجلس شورای اسلامی جای تأمل فراوان و بی تردید تبعات حقوقی و قضایی دارد .
 
ربیعی در ادامه اضافه کرد : این نماینده محترم در سخنانشان ضمن اشاره به اعتقاد خود در خصوص زمین خوار بودن نهادها ، اوقاف را بزرگترین زمین خوار کشور معرفی نموده است که در این خصوص لازم است ایشان تعریف خود را از زمین خواری ارائه نماید !؟ آیا احیای موقوفات و خارج نمودن آن از دست متصرفین و موقوفه خواران یا عمل به فرمایش امام راحل (ره) در خصوص « باقی ماندن موقوفات به حال وقفیت و عمل نمودن به وقف » و ایستادگی در مقابل درخواست های نابجا و غیر قانونی و غیرشرعی عده ای مبنی بر خروج املاک وقفی از حالت وقفیت و مصادره این اموال به صورت شخصی ، نامش زمین خواری می باشد ؟ ما قضاوت را به وجدانهای منصف و آگاه و مراجع قانونی واگذار می کنیم .
 
ربیعی همچنین در خصوص ادعای این نماینده در رابطه با افزایش آمار امامزادگان کشور با اشاره به تکراری بودن این موضوع و عدم آشنایی این نماینده با سوابق و مباحث تاریخی خاطر نشان کرد : در رابطه با افزایش آمار امامزادگان در بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به اطلاع می رساند ، اولاً در قبل از انقلاب اسلامی آماری دقیق و مستند در رابطه با تعداد بقاع متبرکه و امامزادگان عظیم الشأن وجود نداشته و این سازمان براساس وظایف سازمانی و ملاک ها و معیارهای تاریخی و اسناد و مدارک و شیاع محلی و ... اقدام به شناسایی دقیق و ثبت آمار امامزادگان و بقاع متبرکه در سامانه جامع بانک اطلاعات سازمان اوقاف نموده و در همین راستا نیز  با لطف و عنایت الهی  بقاع متبرکه را به لحاظ عمرانی و فرهنگی به قطب های زیارتی و دینی و کانون های قرآنی و محلی برای آرامش معنوی مردم تبدیل نموده است .
 
ربیعی خاطرنشان کرد : متأسفانه این نوع اظهارات در رابطه با افزایش آمار امامزادگان که برای چندمین بار توسط ایشان مطرح می شود همسو با تبلیغات منفی و سوء رسانه های بیگانه و معارض با انقلاب اسلامی بوده که بیان آن از زبان یک نماینده محترم مجلس شورای اسلامی  در رسانه های جمعی جای تعجب  و تأسف دارد .
 
وی تصریح کرد : این سازمان خود پیشگام و پیشرو در مقابله با موهومات و خرافات مرتبط در این حوزه بوده که آقای جعفرزاده قطعاً باید از سوابق این امر در استانی که نمایندگی آن را بر عهده دارد آگاه باشند .
 
ربیعی با اشاره به وظایف این سازمان در اداره بقاع متبرکه گفت : تولیت امامزادگان نیز دارای مستندات قانونی و شرعی است که به تصویب مجلس محترم شورای اسلامی رسیده است . در تبصره 2 ماده 1 قانون تشکیلات این سازمان تولیت امامزادگان در مواردی که ولی فقیه متولی خاصی برای بقاع متبرکه معین ننموه اند با سازمان اوقاف و امور خیریه خواهد بود . نحوه اداره آن نیز به موجب ماده 5 همان قانون با انتخاب هیأت امناء از میان افراد مومن ، متعهد و مورد وثوق از خود اهالی منطقه و محل است و نحوه نظامات مالی ، اداری و برداشت نذور و مصرف درآمد آن نیز در آن ماده قانونی مصوب مجلس شورای اسلامی و آیین نامه اجرایی آن در قانون تصریح و پیش بینی شده و از سوی دولت محترم مصوب شده است و هیچگونه شبهه و ابهامی در اداره این اماکن متبرکه از سوی مردم وجود ندارد . لذا این نماینده محترم اگر موردی هم مشاهده نموده اند ، مصادیق را به این سازمان اعلام نمایند تا براساس قانون و مقررات پیگیری شود .
 
سخنگوی سازمان اوقاف با بیان اینکه این سازمان همواره پاسخگوی اقدامات قانونی خود بوده است افزود : اگر چه نمایندگان محترم به استناد ماده 9 قانون نظارت مجلس بر رفتار نمایندگان مصوب 15/1/1391 ، در اظهارات خود آزادند ، لکن بیان چنین مطلبی از ایشان به استناد قانون مذکور بدور از شأن نمایندگی است و قطعاً ایشان باید خود پاسخگوی اظهاراتشان باشند.  
 
سخنگوی سازمان اوقاف در پایان با یادآوری این مطلب که اوقاف خود را خدمتگزار مردم و امانت دار موقوفات می داند تصریح کرد : این سازمان حق قانونی و قضایی خود می داند که در راستای استیفای حقوق موقوفات و بقاع متبرکه، پیگیری قضایی وحقوقی این اظهارات نسنجیده را بعمل آورد .

 

[ پنجشنبه یکم بهمن ۱۳۹۴ ] [ 11:46 ] [ سيد مرتضي ] [ ]

همایش بین المللی بزرگداشت ناصرکبیر یا ناصر الحق شامگاه چهارشنبه با قرائت بیانیه‌ای در محمودآباد پایان یافت

همایش بین المللی بزرگداشت ناصرکبیر (اطروش) از عالمان، قفها و متکلمین دینی قرن سوم هجری و از حاکمان شیعی حکومت علوی در طبرستان پس از دو روز فعالیت با انتشار بیانیه ای مبنی بر لزوم حفظ وحدت مسلمانان در مجتمع رفاهی محمود آباد به کار خود پایان داد.

در بیانیه پایانی این همایش با تاکید بر حفظ وحدت مسلمانان و مبارزه با نظام سلطه و استکبار، دخالت های قدرت های جهانی در امور مسلمانان محکوم شده است.

در این بیانیه آمده است: با استقبال از جریان پرشور بیداری اسلامی، توجه به منویات رهبری در جهت عدم انحراف از اصول اسلام ناب محمدی در این مسیر مورد تأکید قرار می گیرد.

بیانیه متذکر می شود ضمن محکومیت جریانات تکفیری ،اقدامات ترویستی کور و وحشیانه این گروه را در کشورهای یمن، لبنان، عراق، پاکستان و بحرین محکوم می شود.

در این بیانیه همچنین دخالت های استکبار جهانی در امور جهان اسلام محکوم شده و هوشیاری بیشتر سران کشورها، علما و نخبگان مسلمان در برابر مداخلات ظالمانه استکبار تقاضا شده است.

در این همایش بر نقش فقها و علما و مبلغان مجاهد در تبیین و ترویج و تحقق معارف اهل بیت (ع) از گذشته تا حال، تأکید شد و از مجاهدت های آنها در این طریق نورانی بویژه ناصرکبیر تجلیل شد.

در این بیانیه بر نقش بقاع و عتبات متبرکه به عنوان قطب های فرهنگی در احیای فرهنگ و صیانت از هویت اسلامی تأکید شد و نادیده گرفتن این نقش و تخریب و توهین به این اماکن محکوم شده است.

در همایش ناصر کبیر (اطروش ) از زمامداران دینی عدالت گستر و تمدن ساز و مجاهدانِ عرصه دفاع از دین و عدالت و مبارزان با منحرفان و ستمگران تجلیل شد و بر گسترش این شیوه حکومت داری و مجاهدت ها که از سیره امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب(علیه السلام) و آموزه های نهج البلاغه و نیز سیره درخشان امام زین العابدین علیه السلام و تعالیم گرانسنگ صحیفه سجادیه نشأت می گیرد، تأکید شد .

بیانیه این همایش بر تاریخ و تمدن اسلامی در جهان اسلام به عنوان سدی در برابر فرهنگ های غیر اصیل و بیگانه با تعالیم انسان ساز اهل بیت(ع)، توجه ویژه کرده و بر ترویج و گسترش آن تأکید می کند.

بیانیه در راستای زمینه سازی جهت وحدت میان پیروان اهل بیت (ع) و هم اندیشی میان علما، بر تداوم ارتباط، نشست ها و همایش های مشترک میان اندیشمندان و علمای کشورهای اسلامی بویژه ایران و یمن تأکید کرده است .

با اذعان به اینکه دنیای امروز بیش از هر زمان دیگری تشنه معنویت و معارف انسان ساز اسلامی است، بر گسترش آموزه های اهل بیت و بویژه معارف نورانی نهج البلاغه و صحیفه سجادیه تأکید می شود.

همایش بین المللی ناصر کبیر(اطروش) روز سه شنبه با پخش پیام صوتی تصویری آیت الله جوادی آملی در محمودآباد آغاز شد.

در این همایش صاحب نظران و اندیشمندانی از ایران و چند کشوراسلامی به بیان نظرات و دیدگاههای خود در باره شخصیت این عالم و حاکم بزرگ مسلمان پرداختند.

ابومحمد حسن ابن علی اطروش، ملقب به ناصرالحق و ناصر الکبیر از عالمان برجسته شیعه و موسس حکومت شیعی در مازندران بوده است.

این عالم بزرگ شیعی جد مادری سید مرتضی علم الهدی و سید رضی گردآورنده نهج البلاغه است.

[ پنجشنبه سوم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 10:28 ] [ سيد مرتضي ] [ ]

سنندج - ایرنا - اداره کل پست استان کردستان در پی اقدام انسان دوستانه معلم مریوانی که با هدف همدردی با شاگرد بیمارش، موهای سرش را تراشید اقدام به چاپ تمبر اختصاصی این معلم و شاگر کرد.

مدیرکل پست استان کردستان گفت: این تمبر حاوی عکسی از ˈمحمد علی محمدیان ˈ معلم و ˈماهان رحیمیˈ شاگردش است که بر روی نیمکت کلاس نشسته اند.

فاتح احمدی افزود: در کنار عکس این معلم و شاگرد نوشته ای هم با عنوان ˈ همدردی معلم مریوانی با شاگردش ستودنی است ˈ درج شده است.

انتشار خبر و گزارشی با این موضوع در ایرنا، بازتاب های داخلی و خارجی فراوانی به دنبال داشت تا جاییکه رییس جمهوری دستور تقدیر از این معلم فداکار و رسیدگی به وضعیت این دانش آموز را صادر کرد

[ سه شنبه یکم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 9:4 ] [ سيد مرتضي ] [ ]

امام حسن عسكري يازدهمين امام شيعه اثني عشري و سيزدهمين معصوم ـ عليه السّلام ـ فرزند امام هادي ـ عليه السّلام ـ و پدر بزرگوار امام مهدي صاحب الزمان (عج) مي‌ باشد كه نام مادرشان «حديث» بوده[1] درباره تاريخ تولد و محل تولد آن حضرت بين مورخين اختلاف هست چنانچه تاريخ تولد آن حضرت را بين سالهاي 230 تا 233 ذكر كرده اند و همچنين محل تولد آن حضرت را برخي مدينه گفته و برخي معتقدند آن حضرت در سامرا متولد شده است. اقوال: 1. ربيع الثاني سال 232 هـ .ق در مدينه[2] 2. سال 231 هـ.ق در سامرا[3] 3. هشتم ربيع الاول 232 هـ.ق[4] 4. سال 231 روز دوشنبه چهارم ربيع الثاني[5] 5. سال 233 هـ.ق[6] 6. رمضان 232 هـ.ق[7] بجز يك مورد بقيه بر اين باورند كه امام در مدينه متولد شده و مشهور است كه حضرت در ربيع الثاني 232 متولد شدند. دوران طفوليت و كودكي امام ـ عليه السّلام ـ در خاندان وحي، خاستگاه امامت، سرچشمه هدايت و مرجعيت عامه مسلمانان سپري شد و در چنين خانواده‎اي پرورش يافته و از هر آلودگي و پليدي به دور بوده، از تفضلات الهي اين بود كه امام حسن ـ عليه السّلام ـ در خانه نبوت و معدن امامت با بهترين و شايسته‎ترين شيوه پرورش يافت و از اولين ساعات تولد در مسيري قرار گرفت كه رهبري آينده امت به او واگذار شود. حضرت در كودكي به همراه پدر از مدينه به سامرا منتقل شدند با ظلم و بيدادگري طاغوتيان آشنا شده و در سامرا در منطقه‎اي به نام (عسكر) سكونت اجباري اختيار كردند و لذا به (عسكري) ناميده شدند.[8] و سن آن حضرت را در هنگام انتقال به سامرا چهار سال و چند ماه گفته اند و اين گفته بر فرضي است كه تولد حضرت در مدينه اتفال افتاده است چنانچه سيد محسن امين چنين عقيده اي دارد.[9] البته به اين نكته نيز بايد توجه كرد كه امام هادي براي آماده كردن شيعه به غيبت صاحب الزمان (عج) و همچنين حفظ جان امام حسن عسكري از تعرض دشمنان فرزند خود را جز از خواص شيعه و افراد مورد اعتماد مخفي مي‌ كرد و از مقام و عظمت آن حضرت كمتر صحبت مي‌ فرمود و لذا اطلاعات كمي از دوران كودكي حضرت امام حسن عسكري در منابع مشاهده مي‌ كنيم. امام حسن عسكري از جمله اماماني است كه در سنين جواني به شهادت رسيدند ولي با اين حال آن حضرت مدتي از دوره جواني خود را همراه پدر بوده و در حدود 22 سالگي پدر را از دست داد[10] آن حضرت قبل از اينكه داغ پدر ببيند در حدود 20 سالگي برادر بزرگتر خود را نيز از دست داد و فراغ برادر براي آن حضرت سخت بود، چنانچه نقل شده حضرت در ماتم برادر خيلي بي تابي مي‌ نمودند[11] و همچنين امام حسن عسكري در دوره اي كه نزد پدر بودند برخورد و رفتار خلفا را با پدر بزرگوار خويش مشاهده مي‌ نمودند و از ظلمي كه در حق اهل بيت روا مي‌ داشتند بي‎خبر نبود و از جمله اينكه از خبر تخريب قبر و بقعه امام حسين ـ عليه السّلام ـ و جسارت طاغوتيان به آن مكان مقدس محزون شد. در مورد ازدواج آن حضرت نيز اختلاف هست برخي مي‌ گويند آن حضرت در زمان پدر با نرجس خاتون ازدواج كردند[12] ولي برخي مي‌ گويند بعد از شهادت پدر اين امر محقق شد.[13] در هر صورت امام با كنيزي ازدواج نمودند كه مادر صاحب الزمان (عج) شد. امام هادي قبل از رحلت، پسرش ابومحمد حسن ـ عليه السّلام ـ را به حضور طلبيد و نور و حكمت و مواريث پيامبران و سلاح امامت را بدو سپرد و به امامت وي تصريح كرد و در حضور ياران مورد اعتماد خويش به او وصيت كرد و رحلت آن حضرت در چهل سالگي رخ داد و در سامرا مدفون گرديد.[14] امام حسن عسكري بعد از رحلت پدر به نص صريح آن حضرت و ائمه گذشته به امامت شيعيان اثني عشري رسيد. مدت امامت آن حضرت با توجه به تاريخ شهادت پدر 254 هـ.ق و همچنين تاريخ شهادت خود آن حضرت كه 260 هـ.ق گفته شده[15] تقريباً 6 سال بوده[16] و سن آن حضرت در زمان به شهادت رسيدن نيز 28 سال گفته شده است. و شيخ مفيد گفته: امام حسن عسكري در يكم ربيع الاول سال 260 هـ.ق مريض شد و در روز هشتم همان ماه در روز جمعه در سن 28 سالگي شهيد و در خانه خودش در سامرا مدفون گرديد.[17] و براساس روايتي كه از امام صادق ـ عليه السّلام ـ نقل است كه فرمودند: همه ما يا كشته مي‌ شويم و يا مسموم. لذا درباره اماماني كه روايتي درباره شهادتشان در دست نيست بر اين باوريم كه خلفاي جور آنان را به شهادت رسانده اند.[18] -------------------------------------------------------- [1] . شيخ مفيد، الارشاد، قم، آل البيت، 1413 هـ.ق، ج 2، ص 313. [2] . همان. [3] . سبط بن جوزي، تذكرة الخواص، قم، مؤسسه اهل البيت (بي تا)، ص 324. [4] . محمد بن طولون، الائمه الاثنا عشر، بيروت، منشورات رضي، ص 113. [5] . علامه مجلسي، بحارالانوار، بيروت، مؤسسه الوفا، 1403 هـ.ق، ج 5، ص 238. [6] . محمد بن جرير طبري، دلائل الامامة، نجف، مكتبة حيدرية، ص 223. [7] . كليني، اصول كافي، تهران، انتشارات مسجد (بي تا) ج 2، ص 430. [8] . شيخ صدوق، علل الشرايع، قم: مكتبة طباطبائي (بي تا) ج 1، ص 176 و 230. [9] . عاملي، محسن امين، اعيان الشيعه، ج 2، ص 40. [10] . مفيد، پيشين، ص 311. [11] . محمد جواد طبسي، با خورشيد سامرا، ترجمه عباس جلالي، قم، دفتر تبليغات اسلامي، 1379، ص 62. [12] . مجلسي، پيشين، ج 51، ‌ص 11. [13] . طبسي، پيشين، ص 71. [14] . مجلسي ، پيشين، ج 50، ص 210، به نقل از عيون المعجزات، ص 133. [15] . كليني، پيشين، ج 2، ص 430. [16] . ابن صباغ مالكي، الفصول المهمة في معرفة الائمه، قم، دارالحديث للطباعة و النشر، ج 2،‌ص 109. [17] . شيخ مفيد، پيشين، ج 2، ص 336. [18] . مجلسي، پيشين، ج 50، ص 238. 
مرکز مطالعات و پاسخ گويي به شبهات
تدابير امام حسن عسگري(ع) براي تداوم نظام ولايت
 
 آنچه درپي مي آيد بررسي اجمالي برخي از اقدامات امام حسن عسکري(ع(براي تداوم نظام امامت است که تقديم خوانندگان عزيز مي گردد .
مدت کوتاه حيات امام حسن عسکري(ع) به سه دوره تقسيم مي گردد؛ تا چهار سال و چندماهگي و به قولي تا ۱۳ سالگي از عمر شريفش را در مدينه به سر برد. تا ۲۳ سالگي به اتفاق پدر بزرگوارش در سامرا مي زيست و تا ۲۹ سالگي يعني ۶ سال و اندي پس از شهادت امام دهم(ع) درسامرا ولايت بر امور و پيشوايي شيعيان را برعهده داشت. حضرت امام حسن عسکري(ع) در يکي از پرتلاطم ترين ادوار تاريخ اسلام يعني زمان حکومت خلفاي عباسي ديده به جهان گشود و رهبري و هدايت جامعه اسلامي را برعهده گرفت. امام حسن عسکري(ع) درطي دوران عمر کوتاه خويش با سه نفر از خلفاي عباسي معاصر بود که به ترتيب يک سال با خلافت معتز، يک سال با خلافت مهتدي و چهارسال با خلافت معتمد. اين شش سال دقيقا مصادف بود با دوران امامت آن امام همام.
 ●شرايط بحراني دوران امامت حضرت عسکري(ع)
در شرايط بحراني و حساس آن دوران، حضرت امام هادي(ع) با درک ژرف و الهي خويش به صورت کتبي و شفاهي، شيعيان عصر خود را به پيروي و حمايت همه جانبه از فرزند گرامي خويش فرامي خواند، تا امت پس از شهادت قريب الوقوع ايشان دچار تفرقه، تشتت و گمراهي نشوند.
اهميت اين موضوع تا بدان پايه است که احاديث مربوط به جانشيني امام حسن عسکري(ع) بسيار متعدد و متواتر است. هشتم ربيع الاول، شهادت آخرين نفر از سلسله پيشواياني است که همگي پيش از امامت حضرت مهدي(عج) به شهادت رسيده اند و قطعا در اين ۲۶۰ سال، فشارهاي وارده بر ائمه اطهار(ع) روز به روز افزايش يافته و دوران امام حسن عسکري(ع) اوج اين فشارها بوده است، چرا که پس از ايشان به اراده خداوند متعال آخرين نفر از سلسله هدايت بشري جهت محفوظ ماندن از تعدي ظالماني که شهواتشان امير سرزمين وجودشان بوده، از ديده ها پنهان شده و خورشيد فروزان هدايت، پشت ابر رفته است. همين مسئله، دلالت بر اهميت بررسي شرايط اجتماعي و سياسي جامعه اسلامي، در زمان امام حسن عسکري(ع) دارد، چرا که در زمان ايشان، فشارهاي واردشده بر جريان حق به سمتي پيش رفت که به غيبت حضرت مهدي(عج) منجر شد.
امام عسکري(ع) در سن ۲۲ سالگي و مانند ديگر ائمه پس از امام رضا(ع) که در سنين جواني به امامت رسيدند، به امامت رسيده و از همان ابتداي دوران امامت، به دستور معتز عباسي خليفه وقت در محله «عسکر» در شهر سامرا، به اجبار سکونت يافتند و تمام دوران امامتشان را تحت مراقبت شديد سيستم امنيتي و نظامي عباسيان بودند. به طوري که حضرت امام عسکري(ع) حتي نتوانستند جهت مشرف شدن به زيارت خانه کعبه، از محل اقامتشان خارج شوند، لذا ايشان تنها امام شيعيان هستند که در طول دوران حيات مبارکشان(به ظاهر) نتوانستند به حج مشرف شوند.
 
● تدابير خاص امام عسکري (ع)
اهميت تلاش براي تداوم نظام امامت در بستر صحيح خود و به دوراز جريان هاي انحرافي و سپردن اين مسئوليت به امام بعدي در مقطع زماني امام حسن عسکري(ع) دو چندان شده بود و طبعا تدابير خاص امام (ع) را مي طلبيد که در ذيل به چند مورد از چاره انديشي هاي مدبرانه امام (ع) در اين خصوص اشاره مي کنيم. ● تدبير اول مخفي نگه داشتن راز تولد حضرت مهدي (عج)
عباسيان براي شناسايي جانشين امام عسکري(ع) حساسيت و توجه فوق العاده اي نشان مي دادند. آنان بنا به روايات و اخبار متواتر شنيده بودند که مهدي موعود(ع) که حکومت هاي خودکامه را نابود مي سازد، از نسل امام حسن عسکري (ع) است. عباسيان براي جلوگيري از ادامه نسل آن حضرت به اقدامات زيردست يازيدند تا مطمئن شوند، امام،فرزند و ذريه اي از خود به جا نگذاشته است:
۱) بازداشت يکي از کنيزان آن حضرت به مدت ۲ سال به دليل احتمال داشتن حمل
2) معتمد عباسي پس از شهادت امام حسن عسکري(ع)، براي آن که وانمود کند فرزندي از امام عسکري (ع) باقي نمانده است
دستور داد ميراث آن حضرت را ميان مادر و برادرش جعفرتقسيم کردند.
سياست انديشمندانه امام عسکري (ع) دراين خصوص، مخفي نگه داشتن فرزند خود از ديگران چه قبل از تولد و چه بعد از آن بود. اهتمام امام عسکري (ع) به مخفي نگه داشتن اين راز تا بدان جا بود که حتي حکيمه خاتون عمه امام عسکري (ع) و کسي که درشب ولادت مهدي (عج) ازسوي امام عسکري (ع) به کمک نرجس خاتون فراخوانده شد از همه قضايا مطلع نبود، لذا با ديده تعجب به گفته هاي امام مي نگريست.
● تدبير دوم معرفي امام زمان (عج) به قليلي از شيعيان خاص
امام حسن عسکري(ع) مي دانست جايي که براي اثبات امامت خود با وجود تمهيدات امام هادي (ع) و نيز به رغم حضور فيزيکي خود، به اين همه زحمت نياز باشد، امام بعدي که غيبتي نيز درپيش روي دارد دراين خصوص با چه مشکلي مواجه خواهد شد. مجموعه اين عوامل، معرفي و حتي نشان دادن فرزند خود به قليلي از شيعيان خاص را امري اجتناب ناپذير مي ساخت. چنانکه «حسين بن ايوب بن نوح» يکي از وکلاي امام هادي(ع) مي گويد: ما چهل نفر بوديم که به اتفاق عثمان بن سعيد عمري يکي از وکلاي بعدي امام زمان (عج) براي پرسش از جانشين امام عسکري (ع) خدمت آن حضرت رسيديم. «عثمان بن سعيد» به پا خاست و گفت: مي خواهم از موضوعي سوال کنم که تو نسبت به آن از من داناتري. امام (ع) او را امر به نشستن نمود. مدتي گذشت و پس از گفت وگويي مختصر، پسري نوراني که شبيه ترين مردم به امام عسکري (ع) بود، وارد شد، امام (ع) فرمود:(اين امام شما بعد از من و جانشين من درميان شماست، فرمان او را اطاعت کنيد و پس از من اختلاف نکنيد!...( ● تدبير سوم گسترش شبکه وکالت و نمايندگي
آماده سازي شيعيان براي رويارويي با دوران غيبت امام معصوم (عج) در حقيقت از مهمترين اقدامات اساسي و حساس امام حسن عسکري (ع) شمرده مي شود. بايد اذعان کرد مردمي که ۲۵۰سال بدون واسطه مي توانستند با حجت الهي تماس بگيرند و مسائل و مشکلات خود را در هر زمينه با او در ميان بگذارند، آماده نبودند تا يکباره و بدون مقدمه به دوران غيبت امام معصوم گام نهند. به علاوه مشکلات اعتقادي و شبهه هايي که دراين زمينه در جريان بود به اين عدم آمادگي دامن مي زد، هرچند آنها با مطلبي به عنوان «غيبت امام معصوم» بيگانه نبودند ، ولي عوارض اين مسئله را درمرحله عمل نمي شد ناديده گرفت. اساسي ترين تدبير امام عسکري(ع) دراين زمينه گسترش شبکه وکالت و نمايندگي که عمدتاً از زمان امام جواد (ع) شروع شده بود و نيز تقويت و راه اندازي پيک و رابط با شهرهاي ديگر بود.
 اقدامات موثر امام حسن عسکري (ع) براي حفظ اسلام
با وجود فشارها و کنترل هاي شديد و بي وقفه عباسيان، امام حسن عسکري(ع) يک سلسله اقدامات موثر درجهت حفظ اسلام انجام دادند که مي توان مهم ترين آنها را به شرح زير مورد اشاره قرار داد:
۱) تشکيل حوزه علميه و کوشش هاي علمي که به انقلابي فرهنگي در بسياري از مناطق اسلامي منجر شد.
۲) تربيت شاگردان متعدد براي تقويت فکري و معنوي شبکه ارتباطي وکالت
۳) رعايت تقيه درفعاليت هايشان
۴) ارتباط با پيروان خود در مناطق مختلف به طور سري و پنهاني
۵) ارسال نامه ها و پيام ها به شيعيان از طريق پيک هاي مورد وثوق.
۶) پشتيباني مالي از شيعيان و محبان
۷) آماده سازي شرايط براي دوران غيبت
۸) مبارزه با انحرافات فکري و عقيدتي. دراين باره به عنوان مثال، امام حسن عسکري(ع( اسحاق کندي فيلسوف نامدار
مسلمان را نسبت به اشتباهاتش در زمينه تاليف کتابي به نام  (تناقضات القرآن)  آن چنان مورد رهنمود قرارداد که کندي با آگاهي
از اشتباهات خويش دستور داد تا آتش بيفروزند و آن کتاب را تماما بسوزانند.
 
 شهادت امام حسن عسکري (ع(
آنچه ذکر شد و بسياري ديگر از ظرايفي که امام درامر هدايت شيعيان رعايت مي فرمودند، سبب شد تا معتمد عباسي ،تمام توان خود را به کار گيرد تا با تحميل اذيت و آزار فراوان روحي و جسمي و زنداني کردن، امام حسن عسکري(ع) را دربخش بيشتر عمرش و همچنين مسموم کردن مخفيانه امام، آن حضرت را به شهادت رساند. البته پس از اين که معتمد خود را به اين ننگ ابدي آلوده ساخت و امام را در هشتم ربيع الاول سال ۲۶۰هـ. ق به شهادت رساند، تمام توان خود رابه کار گرفت تا افکار عمومي را به گونه اي منحرف کند تا شهادت امام را مرگ طبيعي جلوه دهد که خود اين ماجرا، بحث مفصلي را مي طلبد. دلايل غيبت كبري و صغري امام زمان (عج)
ولادت حضرت مهدي صاحب الزمان در شب جمعه، نيمه شعبان بوده است . پس از اينکه امامت به امام دهم حضرت هادي (ع) و امام يازدهم حضرت عسکري (ع) رسيد، کم کم در بين فرمانروايان و دستگاه حکومت جبار نگرانيهايي پديد آمد چون براساس اخبار و احاديث آنها مطلع شده بودند که از امام حسن عسکري ( ع ) فرزندي تولد مي‌يابد که تخت و کاخ جباران و ستمگران را واژگون و عدل و داد را حکمفرما مي کند.
امام دهم بيست سال در سامرا تحت نظر و مراقبت بود و سپس امام يازدهم نيز در آنجا زير نظر و نگهباني حکومت به سر مي برد .
به دليل مراقبتهاي سخت ستمگران براي شناسايي حضرت مهدي(عج)، دوران حمل و تولد آن حضرت از مردم مخفي نگه داشته شد و جز چند تن معدود از نزديکان يا شاگردان و اصحاب خاص امام حسن عسکري (ع) کسي او را نمي ديد . آنان نيز مهدي را گاهي مي ديدند، نه هميشه و به صورت عادي .
در مدت 5 يا 4 سال آغاز عمر حضرت مهدي که پدر بزرگوار آن حضرت حيات داشت، شيعيان خاص به حضور حضرت مهدي مي رسيدند .
از جمله چهل تن به محضر امام يازدهم رسيدند و از امام خواستند حجت و امام بعد از خود را به آنها معرفي کند تا او را بشناسند و امام چنان کرد .
آنان پسري را ديدند که بيرون آمد شبيه به پدر خويش . امام عسکري فرمود: پس از من، اين پسر امام شماست امر او را اطاعت کنيد ، از گرد رهبري او پراکنده نگرديد،که هلاک مي شويد و دينتان تباه مي گردد . اين را هم بدانيد که شما او را پس از امروز نخواهيد ديد تا اينکه زماني دراز بگذرد بنابراين از نايب او عثمان بن سعيد اطاعت کنيد .
به اين ترتيب امام يازدهم با تأکيد بر واقع شدن غيبت کبري، امام مهدي را به جماعت شيعيان معرفي و استمرار سلسله ولايت را اعلام کرد.
حضرت مهدي پنهان مي زيست تا پدر بزرگوارش حضرت امام حسن عسکري (ع) در روز هشتم ماه ربيع الاول سال 260هجري ديده از جهان فرو بست .
در اين روز بنا به سنت اسلامي مي بايست حضرت مهدي بر پيکر مقدس پدر بزرگوار خود نماز گزارد تا خلفاي ستمگر عباسي جريان امامت را تمام شده ندانند .
به هنگام نماز بر امام حسن عسکري، مردم ديدند کودکي با شکوه هر چه تمامتر از سراي امام بيرون آمد، جعفر کذاب عموي خود را که آماده نماز گزاردن بر پيکر امام بود به کناري زد و بر بدن مطهر پدر نماز گزارد .
مشيت و حکمت الهي حکم کرد حضرت مهدي(عج) از نظرها پنهان نگهداشته شود تا مصون بماند از گزند دشمنان و بدخواهاني که وجود آن حضرت را تاب نمي آوردند. 
 
غيبت کوتاه مدت يا غيبت صغري
مدت غيبت صغري بيش از هفتاد سال بطول نينجاميد و در اين مدت نايبان خاص به محضر حضرت مهدي (عج) مي رسيدند و پاسخ نامه ها و سؤالات را به مردم مي رساندند . نايبان خاص که افتخار رسيدن به محضر امام را داشته اند چهار تن بودند که به " نواب خاص " يا " نايبان ويژه " معروفند .نخستين نايب خاص مهدي (ع) عثمان بن سعيد اسدي است . که ظاهرا بعد از سال 260 هجري وفات کرد و در بغداد به خاک سپرده شد . عثمان بن سعيد از ياران و شاگردان مورد اعتماد امام دهم و امام يازدهم بود و خود در زير سايه امامت پرورش يافته بود .
دومين سفير و نايب امام محمد بن عثمان بن سعيد فرزند عثمان بن سعيد است که در سال 305 هجري وفات کرد و در بغداد بخاک سپرده شد . نيابت و سفارت محمد بن سعيد نزديک چهل سال بطول انجاميد .سومين سفير حسين بن روح نوبختي بود که در سال 326 هجري فوت کرد .چهارمين سفير و نايب امام ابوالحسن علي بن محمد سَمَري  است که در سال 329 هجري قمري در گذشت و در بغداد دفن شد . مدفن وي نزديک آرامگاه عالم و محدث بزرگ ثقه الاسلام محمد بن يعقوب کليني است .همين بزرگان و عالمان در دوره غيبت صغري واسطه ارتباط مردم با امام غايب و حل مشکلات آنها بوسيله حضرت مهدي (عج) بودند .
غيبت کبري و نيابت عامه
اين دوره بعد از زمان غيبت صغري آغاز شد و تا کنون ادامه دارد . اين مدت دوران امتحان و سنجش ايمان و عمل مردم است .در هيچ دوره اي پيوند امام زمان با مردم گسيخته نشده است . اکنون نيز که دوران نيابت عامه است عالم بزرگي که داراي همه شرايط فقيه و داناي دين بوده و نيز شرايط رهبري را دارد ، در رأس جامعه قرار مي گيرد و مردم به او مراجعه مي کنند و او صاحب " ولايت شرعيه " است به نيابت از حضرت مهدي (عج) .
● کلام آخر و نتيجه
از هشتم ربيع الاول سال ۲۶۰ هجري قمري که امام حسن عسکري (ع) به شهادت رسيدند، همه ذرات عالم درحسرت پنهان شدن خورشيد عالمين در پس ابرهاي نفاق اموي و عباسي و اخلافشان بوده اند و هر موجودي به زبان خود، تعجيل ظهور منجي عالم، فرزند امام حسن عسکري(ع)را از خداوند متعال مي خواهد. از ديگر سو بايد اعتراف کرد، پيام اين همه تلاش آن است که نظام مبتني بر ولايت امام معصوم (ع) ارزان به دست ما نرسيده است که آن را به آساني وانهيم. به ياد امام معصوم بودن و معرفت آن حضرت، پاسخي مثبت به اين همه تلاش است، به راستي چه قدر دراين زمينه ها مي کوشيم؟ كوششي بس وافر
شهين مولودي
چرا ولادت امام زمان علیه السلام مخفی بوده است؟
شرح پرسش: چرا ولادت امام زمان علیه السلام مخفی بوده، ولی در مورد ولادت امامان دیگر با وجود فشارهای زیاد چنین حالتی نبود؟ پاسخ: زندگانی بزرگان دین و معصومان(ع) ویژگی هایی دارد که ابعاد زندگانی آنان را از افراد دیگر جامعه متمایز می کند. همین خصوصیات بستر پرسش ها را نیز فراهم می کند. ابعاد زندگانی ائمه اطهار(ع) از شاخصه و ویژگی هایی برخوردار است که به طور قطع نمی توان علل آنها را درک نمود. زندگانی امام زمان(ع) نیز ویژگی هایی دارد که به گونه قِطع و جزم نمی توان درباره آنها اظهار نظر نمود، مانند علل غیبت حضرت. در خصوص مخفی بودن ولادت نیز نمی توان به طور حتمی اظهار نظر نموده و علت آن را بیان کرد، ولی از برخی متون دینی استفاده می شود که علت مخفی بودن ولادت، نیز غیبت او به خاطر حفظ جان امام عصر بود، چرا که دربار عباسی می دانست که طبق احادیث، فرزند امام عسکری، قائم آل محمد است. چندین بار به خانه امام عسکری مأموران ریختند تا حضرت را پیدا کنند و به قتل برسانند!.[1] وضعیت سیاسی و اجتماعی عصر امام حسن عسکری(ع) نشان می دهد که خلفای عباسی ـ به ویژه معتمد از امام وحشت داشتند، زیرا امام از جایگاه مهمی برخوردار بوده و مردم برای او احترام خاصی قایل بودند. وجود و حضور امام عسکری در صحنه جامعه با منافع و قدرت معتمد در تضاد بود، از این رو حضرت را سخت تحت فشار قرار داد و به شهادت رساند.[2] از سوی دیگر معتمد عباسی از فرزندان و نسل امام عسکری(ع) نیز وحشت داشت، زیرا می دانست اگر فرزند او زنده بماند، خطر جدی برای حکومت او خواهد بود؛ از این رو با تدابیر ویژه سعی کرد از ولادت امام زمان(ع) جلوگیری نموده و حضرت را از بین ببرد. یکی از نویسندگان درخصوص مخفی بودن ولادت امام زمان(ع) می نویسد: در دوران عسکریین(ع) [امام هادی و امام عسکری] در میان حاکمان بنی عباس نگرانی عمیقی به وجود آمده بود. این نگرانی مربوط به اخبار و احادیث فراوانی بود که توسط پیامبر(ص) و ائمه(ع) بشارت به تولد فرزندی از امام حسن عسکری(ع) میداد که بر هم زننده اساس حکومت های باطل و واژگون کننده تاج و تخت ها است و دنیا را پر از عدل و داد خواهد کرد. از این رو، آن دو بزرگوار به ویژه امام حسن عسکری(ع) سخت تحت نظر بودند و دستگاه خلافت تلاش می کرد از تولد چنین فرزندی جلوگیری کند. به همین علت بود که دوران حمل و تولد امام مهدی(عج) از مردم پنهان داشته می شد. به گفته امام رضا(ع) از ویژگی های آن حضرت ولادت پنهانی است.[3] حکمت دیگر اخفای ولادت، پیروی از مشیت حق تعالی بود. چون خواست حضرت حق تعلق گرفته بود که آخرین حجت خدا تا زمان ظهور زنده بماند. به همین دلیل امام عسکری و حضرت مهدی موظف بودند از چشم دشمن خود را مخفی نگه دارند. چنان که از حمل نرجس خاتون حتی عمه امام حسن عسکری (ع) اطلاع نداشت، تا سحرگاه نیمه شعبان در کمال ناباوری حضرت متولد شد. بنابراین فلسفه مخفی بودن ولادت امام مهدی(عج)، و زندگی مخفی حضرت در دوره پدر با زمینه سازی امامان پیشین و اخبار مهدویت توجیه می شود، که این امر درباره امام پیشین مطرح نبود. حکومت از مهدی موعود که به مقتضای روایات نابود کننده کاخ ستمگران است، وحشت داشت. پی نوشت: [1] اصول کافی، ج 1، ص 337؛ نعمانی، الغیبه، ص 166؛ شیخ طوسی، کتاب الغیبه، ص 202. [2] مهدی پیشوایی، سیره پیشوایان، ص 621. [3] سید آقایی، تاریخ عصر غیبت، ص 42؛ مهدی پیشوایی، سیره پیشوایان، ص 622. منبع: موسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر علیه السلام

امام حسن عسكرى ع.فعالیت امام برای غیبت.تدابير خاص.نامه به ابن بابویه
در سال 232 از مادرش به نام سوسن، در مدینه متولد شدند 2 ساله بود که همراه پدر از مدینه به سامراء تبعید شد در کودکی هنگام بازی به درون چاه آب سقوط میکنند و ناگاه آب چاه بالا آمده در حالیکه مشغول بازی با آب بودند . بهلول از او میخواهد که نصیحتش کند امام با خواندن اشعاری او را نصیحت میکند و حال خودش منقلب میشود و بهلول میگویند تو کودکی و گناهی بر تو نیست که اینگونه از خود بی خود میشوید . در کودکی به هنگام زندانی شدن همراه پدر ، خلیفه وقت را نفرین میکند و بین مستعین و معتز اختلاف افتاده و مستعین کشته میشود .
حدود 22 سال همراه پدر پر تلاش و غمخوار او، در موضعگیری های سیاسی همراه پدر بود در برابر طاغوت زمان سهم به سزائی داشت و گاهی هم همراه پدر به زندان می افتادند بدین ترتیب بیشتر زندگانی را در پایتخت عباسیان سامراء سپری ساخت. دشوارى ها و گرفتارى هایى پیش آمد که از قدرت عبّاسیان کاست، تا جایى که موالى و ترکان بر حکومت دست یافتند، ولى فشار و شکنجه و آزار نسبت به امام و یارانش تخفیف پیدا نکرد. متوکّل او را به زندان انداخت، بى آن که سبب آن کار را بگوید! عبّاسیان تلاش مى کردند که امام عسکرى(ع) را در دستگاه حکومت وارد کنند تا پیوسته مراقب او باشند و او را از پایگاه هاى خویش و از یاران و پیروانش دور سازند.
امام حسن عسکری، با وجود آنکه عمری کوتاه داشته و عموماً تحت نظر خلیفه‌ عباسی و به دور از مردم قرار داشتند، اما وجود حضرت، منبعی برای هدایت مردم و بهره ‌گیری آنان از مبانی دینی و اسلامی بود، هر چند که دوری حضرت از مسلمانان زمینه‌ای برای آماده‌ سازی مردم برای غیبت امام دوازدهم بود. ایشان بیست و هشت سال عمر کردند و تنها یک فرزند داشتند که همان امام زمان و پیشوای فعلی و غایب مسلمین است. از آنجایی که حضرت در سامرا در محله‌ای به نام عسکر زندگی می کرد، به لقب عسکر معروف می باشد. با توجه به شرایط سیاسی و اجتماعی زمان، حضرت بیشتر اوقات محبوس و ممنوع از معاشرت بود، از این رو لحظات زندگی را در عبادت و ستایش خداوند سپری می نمود. فقط تعداد کمی از شیعیان می توانستند با ایشان ملاقات داشته و از وجود معنوی و روحانی حضرت بهره برده و در باب حوادث سیاسی و اجتماعی با ایشان مشورت نمایند.
حضرت امام حسن عسکری (ع) از پشت پرده با خواص و غیرخواص صحبت می نمودند، زیرا زمینه را برای غیبت فرزندنشان مهیا می کردند،‌ از سوی دیگر مردم می باید خود را برای غیبت امام آماده می کردند. زیرا با پایان امامت، چنان شرایطی فراهم می گشت که با توجه به سیره ائمه اطهار و پیشروان دینی و احادیث و روایات موجود و از همه مهمتر کتاب آسمانی قرآن که سرچشمه حقیقت و معرفت بود، مردم می توانستند مسیر درست و نیک زندگی را تشخیص داده و با توجه به منابع موجود به اصول و احکام دینی عمل نمایند. با این وجود حضرت بر همه کس تأثیر می نهاد، به نحوی که در زندان، مأموران بدسرشتی را که خلیفه عباسی بر امام گمارده بود، تحت تأثیر امام حسن عسکری به انسان ‌هایی آبرومند و درستکار تبدیل شدند.
به راستی که انسان با تأملی در سیره و نوع کردار امام معصوم می تواند مسیر صحیح زندگی خود را بیابد. امام حسن عسکری (ع) نیز با وجود آنکه بیشتر اوقات حیات خود را در زندان و به دور از مردم سپری نمودند، اما وجود ایشان پرفیض و برکت بود و موجب هدایت و رستکاری مسلمانان و وحشت دشمنان اسلام می شد.
درباره ابهت حضرت عسکری(ع): موقعی که پدرش از دنیا رفت، همة‌ درباریها، خلیفه زاده ها، ولیعهدها، سرکرده ها، همه عباسیان و شیعیان جمع بودند که ناگهان بدر ولایت، با حال پریشان آمد. همه از جا برخاستند تا حضرت نشست و همه مقابل او نشستند. سکوتی سنگین مجلس را گرفت قبل از آمدن ، مجلس پر ازدحام بود و به محض ورود حضرت صداها در گلو پیچیده و ابهت حسنی سر تا پای جلسه را می گیرد؛
زندان بان معتمد می گوید: چون به من امر شده بود که شدت عمل به خرج بدهم از این جهت دو نفر را که مشهور به قساوت و رذالت بودند بر زندان امام عسکری گماردم. طولی نکشید که آن دو نفر افرادی شایسته شدند، اهل نماز و روزة‌ مستحبی، اهل تهجّد، اهل وقار و سکینت، اهل خیر و وفا. چون از آنها پرسیدم که چرا به امام سخت نمی گیرید؟ گفتند در حق او چه بگوییم، کسی که همیشه مشغول به عبادت خداوند است روزها روزه می گیرد، شبها تا صبح به عبادت است، کم حرف و پر وقار است، ابهت او چنان است که چون نگاه می کند لرزه بر اندام می افتد. یک بار هم زندانبان به امر خلیفه حضرت را نزد شیران انداخت و یقین داشتند که آن حضرت نابود خواهد شد. ولی دیدند که حضرت مشغول به نماز است و شیران با کمال تواضع در اطراف او مشغول طواف می باشند.
و زمانی به هنگام حجامت؛ راهب مسیحی از امام کارهائی را مشاهده میکند که برایش تعجب آور است و راهب، امام را مسیح یا نظیر مسیح می یابد و لباس راهبی را از تن در آورده و جامه ای سفید می پوشد و اسلام آورده و تا آخر عمر همراه امام میماند.
امام حسن عسگری(ع) در بازداشتگاه عباسیان
امام حسن عسکری(ع) برای این که حقایق را به صدق تمام و کمال بیان کند، در مدت کوتاه امامت خویش رنج های بسیار کشید. وی همه زندگی خویش را در پادگان نظامی به بند کشیده شده بود تا نتواند شیعیان را مدیریت و رهبری کند. پادگانی که معتصم عباسی در سامرا بنیاد گذاشت، مرکزی برای زندانیان سیاسی نیز بود.می گویند پس از مرگ مأمون، معتصم وارد بغداد شد و از مردم برای حکومت خود بیعت گرفت. سپس به کمک ترک هایی که در منصب های مختلف دربار خدمت می کردند، شهر سامرا را در شمال شرقی بغداد بنیاد نهاد. در این شهر محله ای را به استقرار نیروهای نظامی اختصاص داد که به همین جهت «عسکر» نامیده شد. این محل که از ترس تحرکات شیعیان و دوستداران اهل بیت علیهم السلام به اقامتگاه اجباری امام هادی(ع) و فرزندان ایشان خصوصا امام حسن عسکری(ع) تبدیل شد، آن چنان تحت مراقبت حکومت بود که ارتباط شیعیان و دوستداران اهل بیت را با امام تقریبا ناممکن می ساخت. امام حسن عسکری(ع) در طی شش سال دوران امامت پر رنج خود اوضاع دشواری را در محله عسکر گذراندند. شیعیان، غالبا از دیدار ایشان محروم بودند و اطلاعات و اخبار شیعیان و رهنمودهای آن حضرت تنها به همت چند تن از دوستداران خاص حضرت رد و بدل می شد که به طور ناشناس در بین مأموران مراقب محله نفوذ کرده بودند یا به عناوین مختلف به محله رفت و آمد می کردند.
مدت امامت آن حضرت 6 سال و در مدت کوتاه امامت خویش با سه نفر از خلفای عباسی: المعتزه بالله، المهتدی بالله، المعتمدبالله، معاصر بود که شدیدا از جانب این خلفا تحت فشار و محدودیت بود بطوریکه علاوه بر سکونت اجباری در محله نظامی حتی آن حضرت را در زندان نیز محبوس نمودند.وی در عین حال از مبارزه با حکومت ستمگر، حفظ یاران و شیعیان خود، ایجاد شبکه ارتباطی با شیعیان مناطق مختلف از طریق تعیین نمایندگان و ارسال پیام ها و پیک ها و فعالیت های سری سیاسی، حمایت و پشتیبانی مالی از شیعیان، تقویت و توجیه سیاسی رجال و عناصر مهم شیعه در برابر مشکلات برای آماده سازی شیعیان جهت دوران غیبت فرزند خود امام دوازدهم، دست برنداشت.
صدق و صداقت امام حسن عسکری(ع) وی را در مقام صدیق قرار داد و توانست ارزش های انسانی را چنان جاودانه سازد که هنوز هم میلیون ها دل عاشق به سوی او پرواز می کند. اگر ایشان تن به نفاق و دروغ می داد و با عباسیان همراهی می کرد می توانست روزگاری را در آسایش بگذراند، ولی هرگز راه رستگاری را نمی توانست به میلیون ها بلکه میلیاردها انسان در طول تاریخ نشان دهد. بی گمان، بسته نگه داشتن خباثت بود که خباثت زدگان عباسی را به رنج می افکند و هر روز فشار را بر ایشان می افزود تا راه حقیقت را بر مردم تنگ سازند ولی در نهایت نتوانستند به مقصد و مقصود خود نایل شوند هر چند که توانستند به زهر تلخ، جانش را بستانند و تنش را اسیر خاک گردانند ولی روح پر فروغش هم چنان روشنی بخش مومنان و شیعیان است.
دوران امامت به طور کلی دوران عمر تقریبا 29 ساله ی امام به سه دوره تقسیم می گردد : 1) دوره اول 13 سال است که زندگی آن حضرت در مدینه گذشت . 2) دوره دوم 10 سال در سامرا قبل از امامت . 3)دوره سوم نزدیک 6 سال امامت آن حضرت می باشد .
دوره امامت حضرت عسکری (ع) با قدرت ظاهری بنی عباس رو در روی بود . خلفایی که به تقلید هارون در نشان دادن نیروی خود بلند پروازیهایی داشتند . امام حسن عسکری (ع) از شش سال دوران اقامتش، سه سال را در زندان گذرانید. زندانبان آن حضرت صالح بن وصیف دو غلام ستمکار را بر امام گماشته بود، تا بتواند آن حضرت را به وسیله آن دو غلام آزار بیشتری دهد، اما آن دو غلام که خود از نزدیک ناظر حال و حرکات امام بودند تحت تأثیر آن امام بزرگوار قرار گرفته به صلاح و خوش رفتاری گراییده بودند. وقتی از این غلامان جویای حال امام شدند، این دو نفر که برای اذیت و آزار امام مأمور شده بودند،‌ رفتار و کردارشان با مشاهده‌ رفتار حضرت چون روزه‌ داری و عبادات شبانه تغییر کرده و نه تنها جرأت بی‌احترامی به امام را نکردند، بلکه از هواداران حضرت گشتند و مورد عتاب و سرزنش خلیفه قرار گرفتند.
عبیدالله خاقان وزیر معتمد عباسی با همه غروری که داشت وقتی با حضرت عسکری ملاقات میکرد به احترام آن حضرت بر می خاست، و آن حضرت را بر مسند خود می نشانید. پیوسته می گفت: در سامره کسی را مانند آن حضرت ندیده ام، وی زاهدترین و داناترین مردم روزگار است. پسر عبیدالله خاقان می گفت : من پیوسته احوال آن حضرت را از مردم می پرسیدم . مردم را نسبت به او متواضع می یافتم . می دیدم همه مردم به بزرگواریش معترفند و دوستدار او می باشند . با آنکه امام(ع) جز با خواص شیعیان خود آمیزش نمی فرمود، دستگاه خلافت عباسی برای حفظ آرامش خلافت خود بیشتر اوقات، آن حضرت را زندانی و ممنوع از معاشرت داشت. از جمله مسائل روزگار امام حسن عسکری (ع) یکی نیز این بود که از طرف خلافت وقت، اموال و اوقات شیعه، به دست کسانی سپرده می شد که دشمن آل محمد (ص) و جریانهای شیعی بودند، تا بدین گونه بنیه مالی نهضت تقویت نشود .
چنانکه نوشته اند که احمد بن عبیدالله بن خاقان از جانب خلفا، والی اوقاف و صدقات در قم بود او نسبت به اهل بیت رسالت، نهایت مرتبه عداوت را داشت. اصحاب امام، متفرق بودند و امکان تمرکز برای آنان نبود، کسانی چون ابوعلی احمد بن اسحاق اشعری در قم و ابوسهل اسماعیل نوبختی در بغداد می زیستند، فشار و مراقبتی که دستگاه خلافت عباسی، پس از شهادت حضرت رضا(ع) معمول داشت، چنان دامن گسترده بود که جناح مقابل را با سخت ترین نوع درگیری واداشته بود. این جناح نیز طبق ایمان به حق و دعوت به اصول عدالت کلی، این همه سختی را تحمل می کرد، و لحظه ای از حراست (و نگهبانی) موضع غفلت نمی کرد .
حضرت هادی (ع) و حضرت امام حسن عسکری (ع) هم از سوی دستگاه خلافت تحت مراقبت شدید و ممنوع از ملاقات با مردم بودند و هم امامان بزرگوار جز با یاران خاص و کسانیکه برای حل مشکلات زندگی مادی و دینی خود به آنها مراجعه می نمودند کمتر معاشرت میکردند به جهت آن بود که دوران غیبت حضرت مهدی (ع) نزدیک بود، و مردم می بایست کم کم بدان خو گیرند، و جهت سیاسی و حل مشکلات خود را از اصحاب خاص که پرچمداران مرزهای مذهبی بودند بخواهند، و پیش آمدن دوران غیبت در نظر آنان عجیب نیاید.
امام یک سال با خلافت معتز، یک سال با خلافت مهتدی و چهار سال با خلافت معتمد هم دوره بودند. معتز، پس از مدتی با عیاشی فراوان خزانه را خالی کرده و حقوق لشگریان (ترک ها، رومی ها) را پرداخت نکرده بر ضدش شورش میکنند، او را دستگیر و کشان کشان به نزد قاضی میبرند و از او میخواهند که استعفا بدهد و به دست شکنجه گران داده و آب و غذای او را قطع می کنند و در داخل سردابی انداخته و در 24 سالگی می میرند.
به هنگام امامت، معتمد خلیفه شده و شرائط سختی را ایجاد میکند و امام را در سامراء زیر نظر داشته و در خانه اش زندانی می کند.
امام با زبانهای مختلف صحبت میکردند ترکی رومی و بلغاری که بین لشکریان حضور داشتند و این از کرامات ایشان بود. به خاطر محدودیت‌ها، امام مجبور به رهبری یک سلسله فعالیت‌های مخفی برای راهبرد اهداف خود شده بود. هر چه به تولد و دوره امام عصر نزدیک تر می شد محدودیت و کنترل امام شدیدتر و ارتباط سخت تر می شد، از این جهت امام عسکری (ع)شرائط بسیار ویژه ای داشتند .
از زمان‏ معتصم دوران امامت امام هادی (ع) براى اینکه سپاهیان از مردم دور باشند مرکز خلافت از بغداد به سامرا منتقل شده بود. از همان ابتدای دوران امامت، به دستور معتز عباسی، در محله عسکر شهرک نظامی در شهر سامرا، به اجبار سکونت یافتند و تمام دوران امامتشان را تحت مراقبت شدید سیستم امنیتی و نظامی عباسیان بودند. این مدت شش سال یا در حبس، یا ممنوع المعاشرة و ممنوع الملاقات بودند. امام حتی نتوانستند جهت مشرف شدن به زیارت خانه کعبه، از محل اقامتشان خارج شوند، تنها امامی که حاجی نبود. گاهى حضرت را ا حضار و مورد بازجوئی قرار می گرفت، خلاصه وضع عجیبى بود.
دولت عبّاسى در برابر یاران امام(ع) براى از میان برداشتن خطّ مشى و برنامه امام و پراکنده کردن و وادار کردن آنان کوشش هاى فراوان به عمل آورد. با توجه به شرائط سخت سیاسی و زندانهای مکرر و کوتاهی عمرش، تا حد امکان با گردآوری شاگردان پدر و جدش و تربیت شاگردان جدید و مطرح بحث ها و مناظرات شفاهی و کتبی به تشکیل مجمع علمی عمیق و وسیعی پرداخت و تشیع را از گزند حوادث مراقبت کردند.
امام در مدت شش سال امامت و ریاست روحانی اسلامی، آثار مهمی از تفسیر قرآن وتالیفات و صلوات مخصوص برای 14 معصوم و نشر احکام و بیان مسائل فقهی و جهت دادن به حرکت انقلابی شیعیانی که از راههای دور برای کسب فیض به محضر امام (ع) می رسیدند بر جای گذاشت .
امام دارای شاگردان باهوش از جمله 3 تن از آنان نواب خاص فرزندش مهدی بودند یعقوب بن اسحاق کندی فیلسوف بزرگ عرب و دانشمند معروف ایرانی ابونصر فارابی شاگرد مکتب وی بوده است، در مناظره با آن حضرت درمانده گشت و کتابی را که بر رد قرآن نوشته بود سوزانید و بعدها از دوستداران و در صف پیروان آن حضرت درآمد از امامت امام سجاد(ع) تا عصر امام عسکری(ع) جمعیت شیعه در ممالک مختلف افزایش یافته بود و این نتیجه تاثیرات تبلیغ و علم و آگاهی دادن ائمه و یاران و شاگردانشان و تشکیل مناظرات و بحثهای علمی و شورشها و قیامهائی که امامان از آنان حمایت و کمک مالی میکردند،بود.
ایشان در سرزمینهای مختلف نمایندگانی شایسته و عالم داشتند که نقش بسیار مهمی ایفا میکردند البته با هدایت و ارسال نامه های مختلف از طرف امام برای آنان. غالبا نامه ها جاسازی میشد یا در قالب فروش اجناس و یا داخل چوبهای نیشکر یا داخل حلب روغن و... نامه ها دست به دست میگشت و موجب بیداری و هوشیاری شیعیان و نماینده ها میگردید امام در داخل زندان نیز نامه های فراوانی برای نمایندگانش نوشته، از سامراء تا سرزمینهای عربی یمن و مدائن، مصر، سوریه، اهواز شیراز، سمرقند، نیشابور، طوس، بیهق و بخصوص قم .
یکی از این نمایندگان ابن بابویه قمی پدر شیخ صدوق میباشد که امام در نامه به او (اوصیک یا شیخی و معتمدی و فقیهی) و سفارش فرزندش که قائم آل محمد بوده و زمین را مژده به عدل و قسط می دهد،
حضرت عسکری اصحاب خاصی دارد که غالب آنها از بزرگان علمای شیعه هستند. برخی از آنها از اصحاب سرّ ائمة‌ طاهرین هستند. وکلای حضرت بقیه الله روحی فداه از اصحاب حضرت عسکری نیز می باشند. از جمله اصحاب خاص امام عسکری، احمد بن اسحاق اشعری قمی است که از وکلای حضرت نیز هست و مسجد امام حسن عسکری در قم به دست ایشان و به امر حضرت ساخته شد. این بزرگوار به قدری بزرگ مرتبه است که سعد بن عبدالله که آن هم از بزرگان شیعه است می گوید: احمد بن اسحاق از حضرت عسکری کفنی خواستند. حضرت فرمودند: به تو خواهد رسید. چون از خدمت آقا مرخص شدیم نزدیک کرمانشاه او را تب گرفت. آخر شب دستور داد که او را تنها بگذاریم نزدیک صبح غلام عسکری را دیدم که به ما تعزیت می گوید، و فرمود: از غسل و کفن احمد فارغ شدیم. برخیزید و او را دفن کنید. او در نزد امام عسکری عزیزترین و مقربترین شیعیان است چون مقربترین افراد است نزد خدا و از میان غایب شد.
موضع نظارت بر پایگاههای مردمی: ـ موضع امام (ع) در این زمینه، نظارت بر پایگاههای مردی خود و پشتیبانی از آن پایگاهها و بالابردن درجه آگاهی آنها و مجهز کردن آن با همه اسلوبها و روشهای پایداری و بالابردن به سطح پشتازان متعهد بود. امام غالباً آنان را هشدار می داد تا در دام عباسیان نیفتد ودر مصائب روزگار از نظر اقتصادی و اجتماعی به علت بدبختیها و رفتار بیرحمانه حکام که با آن روبرو می شدند، به آنان کمک می رسانید.....
ـ برای امام از مناطق گوناگون اسلامی که پایگاههای توده ای او آنجا بود، بوسیله نمایندگان او که در آن مناطق پراکنده بودند اموال بسیار می بردند و امام با دقت بسیار و با روشهای گوناگون می کوشیدند تا آن امر را کاملاً از چشم دولتیان بپوشاند و به نحوی پنهانی عمل کند....
ـ دولت عباسیان در برابر یاران امام (ع) و در پایگاههایی که پشتیبان او بودند، قاطعانه و بیرحمانه ایستادگی می کرد و برای از میان برداشتن خط مشی و برنامه امام و پراکندن و اداره کردن یاران او کوششهای فراوان بعمل آورد.موضع امام درمقابل آن کوششها، پندگویی بود که به یاران دلداری می داد و می فرمود: (تهیدست و با ما بودن، بهتر که توانگر بودن و با غیر ما بودن. کشته شدن با ما، بهتر که زنده بودن با دشمن! ما برای هر کس که به ما پناه آورد،‌ پناهگاهیم و برای آن کس که بخواهد به وسیله ما ببیند، نوریم، و آن کس را که به ما پناه آورده، عصمیتم و هر کس که ما را دوست بدارد بحقیقت در بزرگی و مقام با ما است و هر کس که از ما منحرف گردد، جای او در آتش است)
*** امام در برابر بعضی قیام ها و شورشها به دلیل نداشتن انگیزه دینی و مردمی سکوت اختیار میکردند و حمایت نمی کردند (مثل شورش صاحب زنج) در زمان خلافت مهتدى عبّاسى، صاحب الزّنج، به اتّفاق بردگان و فقرا و مستضعفین سر به قیام برداشتند و توانستند بر بصره و اطراف آن چیره گردند و کم کم ادّعا کرد که او از سلاله پیامبر(ص) است و نسبش به امام على بن ابیطالب مى رسد. مسعودى در مروج الذّهب مى نویسد: او زاده یکى از روستاهاى رى بوده و بیشتر یارانش از موالى و زنجى ها بودند که دشوارى هایى براى عبّاسى ها پدید آورد و نزدیک بود بغداد، پایتخت آنها را پس از نبردهاى سختى که میان او و خلفاى عبّاسى جریان داشت به تصرّف خود درآوَرَد، هر گاه سخن از قیام او به میان مى آمد و به دنبال آن کشتن پیرمردان و کودکان و به اسارت گرفتن زنان و…..
تدابیر خاص امام عسکری (ع)
اهمیت تلاش برای تداوم نظام امامت در بستر صحیح خود و به دور از جریان های انحرافی و سپردن این مسئولیت به امام بعدی در مقطع زمانی امام حسن عسکری(ع) دو چندان شده بود و طبعا تدابیر خاص امام(ع) را می طلبید . چاره اندیشی های مدبرانه امام(ع) در این خصوص:
تدبیر اول- مخفی نگه داشتن راز تولد حضرت مهدی (عج) عباسیان برای شناسایی جانشین امام عسکری(ع) حساسیت و توجه فوق العاده ای نشان می دادند. معتمد خیلی فعالیت کرد تا امام مهدی بدنیا نیاید و بازرس و جاسوس برای تولد ایشان بسیار به خدمت در آورد ولی تقدیر خدا بالاتر از این بحثها بود. آنان بنا به روایات و اخبار متواتر شنیده بودند که مهدی موعود(ع) که حکومت های خودکامه را نابود می سازد، از نسل امام(ع) است.
عباسیان برای جلوگیری از ادامه نسل آن حضرت به اقدامات زیر دست یازیدند تا مطمئن شوند، امام، فرزند و ذریه ای از خود به جا نگذاشته است: 1 - بازداشت یکی از کنیزان آن حضرت به مدت 2 سال به دلیل احتمال داشتن حمل2- معتمد عباسی پس از شهادت امام(ع)، برای آن که وانمود کند فرزندی از امام(ع) باقی نمانده دستور داد میراث آن حضرت را میان مادر و برادرش جعفر تقسیم کردند.سیاست اندیشمندانه امام(ع) دراین خصوص، مخفی نگه داشتن فرزند خود از دیگران چه قبل از تولد و چه بعد از آن بود. اهتمام امام(ع) به مخفی نگهداشتن این راز تا بدان جا بود که حتی حکیمه خاتون عمه امام(ع) و کسی که در شب ولادت مهدی(عج) از سوی امام(ع) به کمک نرجس خاتون فرا خوانده شد از همه قضایا مطلع نبود، لذا با دیده تعجب به گفته های امام مینگریست.
تدبیر دوم - معرفی امام زمان (عج) به قلیلی از شیعیان خاص امام(ع) می دانست جایی که برای اثبات امامت خود با وجود تمهیدات امام هادی(ع) و نیز به رغم حضور فیزیکی خود، به این همه زحمت نیاز باشد، امام بعدی که غیبتی نیز در پیش روی دارد در این خصوص با چه مشکلی مواجه خواهد شد. مجموعه این عوامل، معرفی و حتی نشان دادن فرزند خود به قلیلی از شیعیان خاص را امری اجتناب ناپذیر می ساخت. چنانکه «حسین بن ایوب بن نوح» یکی از وکلای امام هادی(ع) می گوید: ما چهل نفر بودیم که به اتفاق عثمان بن سعید عمری یکی از وکلای بعدی امام زمان (عج) برای پرسش از جانشین امام(ع) خدمت آن حضرت رسیدیم. «عثمان بن سعید» بپا خاست و گفت: می خواهم از موضوعی سوال کنم که تو نسبت به آن از من داناتری. امام(ع) او را امر به نشستن نمود. مدتی گذشت و پس از گفتگویی مختصر، پسری نورانی که شبیه ترین مردم به امام(ع) بود، وارد شد، امام فرمود: این امام شما و جانشین من در میان شماست، فرمان او را اطاعت کنید و پس از من اختلاف نکنید!...
تدبیر سوم- گسترش شبکه وکالت و نمایندگی آماده سازی شیعیان برای رویارویی با دوران غیبت امام معصوم(عج) در حقیقت از مهمترین اقدامات اساسی و حساس امام(ع) شمرده میشود. باید اذعان کرد مردمی که 250سال بدون واسطه می توانستند با حجت الهی تماس بگیرند و مسائل و مشکلات خود را در هر زمینه با او در میان بگذارند، آماده نبودند تا یکباره و بدون مقدمه به دوران غیبت امام معصوم گام نهند. به علاوه مشکلات اعتقادی و شبهه هایی که دراین زمینه در جریان بود به این عدم آمادگی دامن می زد، هرچند آنها با مطلبی به عنوان «غیبت امام معصوم» بیگانه نبودند ، ولی عوارض این مسئله را درمرحله عمل نمی شد نادیده گرفت. اساسی ترین تدبیر امام(ع) در این زمینه گسترش شبکه وکالت و نمایندگی که عمدتاً از زمان امام جواد(ع) شروع شده بود و نیز تقویت و راه اندازی پیک و رابط با شهرهای دیگر بود.
آماده سازی شیعیان برای دوران غیبت
از آنجا که غایب شدن امام و رهبر هر جمعیتی یک حادثه نامأنوس است و باور و تحمل آن برای مردم دشوار است، پیامبر و امامان پیشین به تدریج مردم را برای این موضوع آماده می‌کردند؛ به‌ ویژه امام هادی و امام عسکری که به زمان غیبت نزدیک می‌شدند. امام عسکری بر تولد مهدی تاکید می‌کرد و فضای ارتباطی امام با شیعیان (به خاطر محدودیت‌های حکومت) حالتی شبیه به غیبت صغری را داشت. امام(ع) به وضوح میدید که اراده الهی برای ایجاد دولت الله بر روی زمین و در برگرفتن همه جهان انسانیت و گرفتن دست مستضعفان در زمین، بر این تعلق گرفته که فرزندش غیبت کند تا خوف آنان به امنیت خاطر تبدیل گردد و خدای را عبادت کنند و هیچ چیز را شریک او نگیرند.
امام حسن عسکری (ع) و برنامه ریزی او در تحقق بخشیدن هدف مزبور به دو کار مقدماتی نیاز داشت:
1- مخفی کردن مهدی (عج) از چشم مردم و نشان دادن وی فقط به بعضی از خواص.
2- آنکه به هر ترتیب، فکر غیبت را در اذهان و افکار رسوخ دهد و به مردم بفهماند که این مسئولیت اسلامی را باید تحمل کنند و مردم را به این اندیشه و متفرعات آن عادت دهند....
مسئله مهدی (عج) و غیبت آن حضرت:
امام عسکری به وضوح می دید که اراده خداوند برای ایجاد دولت الهی بر روی زمین، بر این تعلق گرفته است که فرزندش غیبت کند. سخنان ائمه پیشین و نصوص فراوان و پیاپی، به آمدن مهدی (ع) بشارت می‌داد و در این موارد، روایات متواتر و صحیح از رسول اکرم (ص) در دست است، و مؤلفان صحاح از اهل سنت که معاصران آن حضرت یا پیش از آن بوده اند، روایات مربوط به مهدی موعود (ع) را نقل کرده اند که بخاری و مسلم و احمد بن حنبل از آن جمله اند. امام عسکری تلاش می کرد تا مردم را قانع سازد که زمان غیبت فرا رسیده و تنفیذ آن در شخص فرزندش امام مهدی (ع) صورت گرفته .
این امر در باره افکار افراد عادی دشوار می‌نمود و امام(ع) به هر ترتیب، فکر غیبت را در اذهان و افکار، رسوخ می داد و به مردم می‌فهماند که این حقیقت را باید بپذیرند و دیگران را به این اندیشه و اعتقاد و فرعیات آن آگاه سازند. دوستان و طرفداران امام به وسیله مکاتبه و مراسله با او تماس می گرفتند و در باره مهدی موعود از حضرتش پرسش می نمودند و جواب لازم و کافی را دریافت می کردند. شیعیان وقتی اموالی را از حقوق شرعی ای که بر آنان واجب بود، برای امام عسکری (ع)می بردند ابتدا حضور به «عثمان بن سعید» وارد می شدند و او که برای سرپوش گذاشتن بر فعالیت های امام (ع) و برای مصلحت او، تجارت روغن می‌کرد، پول هایی را که تحویل می گرفت در خیک‌های روغن می گذاشت و دور از چشم حاکمان، برای امام می فرستاد، زیرا اگر بر قضیه واقف می شدند همه آن را مصادره می کردند.‏
هراس و وحشت عباسیان از مهدی موعود (عج) که پیامبر اکرم (ص) نوید ظهورش را بارها داده بود و او را بزرگترین مصلح در تاریخ جامعه بشری ـ که تومار ظلم و ستم را در هم خواهد پیچید و عدالت اجتماعی را برقرار خواهد ساخت معرفی کرده بود، روز به روز بالا می گرفت. آنان می‌خواستند با کشتن نسل پیامبر(ص)، مانع ظهور امام منتَظر گردند و امام(ع) در نامه ای به همین مطلب اشاره فرموده: پنداشته اند با کشتن من، نسلم را قطع خواهند کرد و حال آنکه خداوند خواسته آنانرا تکذیب کرده و سپاس خدای را که مرا از جهان نبرد تا آنکه جانشین و امام بعد از مرا نشانم داد. او در خلقت و اخلاق، شبیه ترین کس به پیامبر اکرم است. خداوند او را در دوران غیبت حفظ می کند، سپس او را ظاهر می سازد تا زمین را پس از آنکه پر از ظلم و ستم شده باشد، سرشار از عدالت و برابری کند.
اقدامات موثر امام حسن عسکری (ع) برای حفظ اسلام
با وجود فشارها و کنترل های شدید و بی وقفه عباسیان، امام حسن عسکری(ع) یک سلسله اقدامات موثر درجهت حفظ اسلام انجام دادند :1- تشکیل حوزه علمیه و کوشش های علمی که به انقلابی فرهنگی در بسیاری از مناطق اسلامی منجر شد.
2- تربیت شاگردان متعدد برای تقویت فکری و معنوی شبکه ارتباطی وکالت
3- رعایت تقیه در فعالیت هایشان
4- ارتباط با پیروان خود در مناطق مختلف به طور سری و پنهانی
5- ارسال نامه ها و پیام ها به شیعیان از طریق پیک های مورد وثوق.
6- پشتیبانی مالی از شیعیان و محبان
7- آماده سازی شرایط برای دوران غیبت
8- مبارزه با انحرافات فکری و عقیدتی. دراین باره به عنوان مثال، امام (ع)، اسحاق کندی فیلسوف نامدار مسلمان را نسبت به اشتباهاتش در زمینه تالیف کتابی به نام «تناقضات القرآن» آن چنان مورد رهنمود قرارداد که کندی با آگاهی از اشتباهات خویش دستور داد تا آتش بیفروزند و آن کتاب را تماما بسوزانند.
تلاشهای امام بطور خلاصه به این ترتیب می توان بر شمرد:
تشکیل حوزه و مناظرات و مباحث های علمی و مذهبی- ایجاد شبکه ارتباطی با نمایندگان و شیعیان توسط پیک و نامه و تعیین نماینده تلاشهای سری حتی زمان حضور در زندان -پشتیبانی مالی شیعیان به امام و توزیع حساب شده آن-تقویت و توجیه سیاسی رجال و استقامت در برابر ستمگران - استفاده از آگاهیهای غیبی امام-مخفی کردن مهدی و نشان دادن به بعضی خواص- آماده سازی مردم برای غیبت فرزندش که تا سر حد شهادت ایستادگی نمود;زمامداران معاصر:1. متوکل عباسى (232 - 247ق.). 2. منتصر عباسى (247 - 248ق.).3. مستعین عباسى (248 - 252ق.). 4. معتز عباسى (252 - 255ق.).5. مهتدى عباسى (255 - 256ق.). 6. معتمد عباسى (256 - 279ق.).از میان خلفاى مذکور، تنها منتصر عباسى، فرزند متوکل به امام هادى(ع)، امام عسکرى(ع) و علویان و شیعیان آزارى نرساند و در ایام خلافت کوتاه مدت خویش احسان و خدمات شایانى به آنان نمود که در مقایسه با ستمکارى‏ها و تعدیات سایر خلفاى عباسى ناچیز است. رویدادهاى مهم:1. وفات ابوجعفر، محمد بن على، برادر امام(ع) در سنین جوانى و تألّم شدید امام(ع) در مرگ او.2. مسمومیت و شهادت امام على النقى(ع)، پدر امام، در سال 254 هجرى، به دست معتمد عباسى3. بازداشت و زندانى شدن مکرر امام(ع)، در دوران حکومت مستعین، معتز، مهتدى و معتمد عباسى.4. نفرین امام(ع) بر معتز در زندان، و تأثیر آن در خلع معتز و کشته شدنش بدست سرداران ترک5. حساسیت خلفاى بنى‏عباس، معاصر امام‏(ع)، درباره‏ تولد و زندگانىِ حضرت‏ مهدى منتظر(عج) و تلاش براى پیدا کردن و از بین‏ بردن آن‏ حضرت.6. مسمومیت و شهادت امام(ع)، توسط معتمد عباسى، در سال 260 هجرى. (1)پی نوشت ها :مناقب آل ابى طالب ج‏3 ص‏526 اثبات الهداة بالنصوص والمعجزات ج‏3 ص‏435.
فعالیتهای سیاسی اجتماعی علمی با وجود همه فشارهای موجود امام فعالیت‌هایی در جهت حفظ اسلام و مبارزه با افکار ضد اسلامی انجام می‌داد:تلاش‌های علمی: اگر چه امام به خاطر شرایطی که در آن بود نتوانست دانش بی انتهای خود را در سطح جامعه گسترش دهد، ولی با همان سرای به تربیت شاگردان و گسترش معارف اسلام و رفع شبهات پرداخت.ایجاد شبکه ارتباطی با شیعیان: در زمان امام، شیعیان در مناطق مختلف گسترش یافته بودند. این گسترش و پراکندگی باعث شد تا امام شبکه ارتباطی وکالت و نصب را در مناطق مختلف راه‌اندازی کند.فعالیت‌های سری سیاسی: به خاطر محدودیت‌ها امام مجبور به رهبری یک سلسله فعالیت‌های مخفی برای راهبرد اهداف خود شده بود.حمایت‌های مالی از شیعیان: یکی دیگر از موضع‌ گیری‌های امام حمایت مالی از شیعیان، بویژه از یاران خاص، بود. چرا که شیعیان تحت فشار دستگاه حکومت بودند.
تقویت و توجیه سیاسی رجال و عناصر مهم شیعه و استفاده از آگاهی غیبی
برای از بین بردن شک‌ها و تردیدها. و این به دلیل انحراف مردم از حقیقت بود بطوریکه امام می‌گفت: هیچیک از پدرانم مانند من گرفتار شک و تزلزل شیعیان در امر امامت نشدند... . بیانیه امام(ع) سه شکل داشت:
الف) ...... بیانیه های کلی و عمومی درباره صفات مهدی (ع) از قبیل: وقتی قیام کند، در میان مردم با علم خود داوری خواهد کرد مانند داوری داود که از بینه و دلیل پرسشی نمی کرد.
ب‌) توجیه و نقد سیاسی در مورد اوضاع موجود، و مقرون کردن آن به اندیشه وجود مهدی(ع) و ضرورت ایجاد دگرگونیها از سوی او و از این قبیل است: وقتی قائم خروج کند به ویران کردن منابر و جایگاههای خصوصی در مساجد فرمان خواهد داد این جایگاهها به منظور امنیت و محافظت خلیفه از تعدی، و برای افزودن هیبت او در دل دیگران بنا شده است.
ج‌) اعلامیه های کلی برای پایگاهها و اصحابش که در آن، ابعاد اندیشه غیبت برای آنان و ضرورت آمادگی و عمل به آن از ناحیه روانی و اجتماعی توضیح داده شده بود، تا غیبت امام (ع) و جدایی او را از آنان بپذیرند. امام به ابن بابویه نامه ای نوشت و در آن فرمود: «بر تو باد بردباری و انتظار گشایش، پیامبر اکرم (ص) فرمود: برترین عمل امت من انتظار کشیدن گشایش است و شیعه ما پیوسته در اندوه است تا فرزندم ظهورکند....»
3- راه دیگری که امام برای آمادگی غیبت در اذهان مردم انجام داد پنهان نمودن خود و برقراری رابطه با دوستان و طرفداران ازطریق مکاتبه و مراسله بوده است. همچنین نظام و روش وکالتی و وساطتی که امام حسن عسکری (ع) با پایگاههای مردمی خود برگزید، روشی دیگر از روشهای بود که برای فهماندن مسئله غیبت آماده شده بود...........
استفاده گسترده امام حسن عسکری (علیه السلام) از علم غیب
در ابتدا سؤالی مطرح می شود که آیا جز خداوند متعال کسی از غیب آگاهی دارد یا نه؟ ذلِکَ مِنْ أَنْباءِ الْغَیْبِ‏ نُوحیهِ إِلَیْکَ وَ ما کُنْتَ لَدَیْهِمْ إِذْ أَجْمَعُوا أَمْرَهُمْ وَ هُمْ یَمْکُرُونَ.5 از این آیات معلوم می شود که خود خداوند علوم غیبی که هیچ کس از آن مطلع نیست را به پیامبرش خبر میدهد. و یا پیش بینی هایی که خداوند به وسیله قرآنش به پیامبرش و از طریق حضرت به مسلمانان خبر داد. مانند پیروزی بر رومیان6 و فتح مکه7 که در سالهای بعد محقق شد. بنابراین غیر خدا اگر خدا بخواهد می تواند از غیب مطلع باشد. مطلب دیگر اینکه در آیاتی که علم غیب را منحصر به خداوند کرده بیشتر مربوط به زمان قیامت است، مانند آیه اول که ذکر شد. آن حضرت بیش از امامان دیگر آگاهی غیبی خود را آشکار می ساخته است.
1. خبر کشته شدن معتز : محمد بن على السمرى گفت: داخل شدم بر أبى أحمد عبیداللَّه بن عبداللَّه و پیش او نامه ای از ابى محمد(ع) بود، در آن نوشته شده بود که من فرود مى‏آرم بلاى خداى را بر این طاغى یعنى الزبیرى و او گیرنده بود آن حضرت را و سه روز شده بود پس چون روز سوم شد بسرش آمد آنچه امام فرموده بود. و دیگر گفت که نوشت آن حضرت بسوى من که فتنه فرو خواهد گرفت شما را بر حذر باشید پس چون سه روز گذشت در میان بنى هاشم فتنه افتاد پس من نوشتم به ایشان که آیا آن فتنه این بود فرمود که نه ولیکن غیر اینست پس چون چند روز گذشت امر معتز بوقوع آمد و او کشته شد. کشف الغمة ترجمه و شرح زواره‏اى ج‏3 ص295، ‏
2. خبر از آزادی از زندان: حَدَّثَنَا أَبُو هَاشِمٍ قَالَ‏ شَکَوْتُ إِلَى أَبِی مُحَمَّدٍ ضِیقَ الْحَبْسِ وَ ثِقْلَ الْقَیْدِ فَکَتَبَ إِلَیَّ تُصَلِّی الظُّهْرَ الْیَوْمَ فِی مَنْزِلِکَ فَأُخْرِجْتُ فِی وَقْتِ الظُّهْرِ وَ صَلَّیْتُ فِی مَنْزِلِی کَمَا قَالَ علیه السلام ... ابو هاشم جعفری می گوید: زندانی بودم از فشار زندان و سنگینی غل و زنجیر به حضرت شکایت کردم. امام در پاسخ نوشت: امروز نماز ظهر را در منزل خود خواهی خواند. طولی نکشید از زندان خلاص شدم و نماز را در منزل خواندم! إعلام الورى بأعلام الهدى ،شیخ طبرسى‏، ص: 373،
3. آگاهی از آنچه در ذهنها می گذرد: از نصیر خادم روایت کرده که گفت: بارها از حضرت عسکرى ع شنیدم که با غلامان‏ خود به زبان آنها سخن می گفت، و در میان ایشان ترک و رومى بود (و با هر کدام به زبان خودشان گفتگو میکرد) من در شگفت شدم و با خود گفتم: اینکه در مدینه بدنیا آمده و تا (پدرش) امام هادى ع از دنیا رفت خود را به کسى نشان نداد و کسى او را ندید! این چگونه است؟! حضرت رو به من کرده فرمود: همانا خداى عز و جل حجت خود را از میان سایر مخلوق آشکار و ممتاز می کند، و علم شناسائى هر چیز را به او میدهد، و او زبانها و نسبها و پیش آمدها را میداند، و اگر چنین نباشد میان حجت و امام با رعیت و سایر مردم فرقى نخواهد بود. ارشاد شیخ مفید ج‏2 ص317
4. پیش بینی مرگ مهدی عباسی: از احمد بن محمد روایت کند که گفت: مهدى عباسى دست به کشتار موالیان ترک و وابستگان خود زد من نامه به حضرت نوشتم که: سپاس خداى را که او را از ما به خود سرگرم کرد، زیرا من شنیده بودم شما را تهدید کرده و گفته: من ایشان را از روى زمین برمی دارم، امام ع به من نوشت: این سخن عمرش را کوتاه‏تر کرد، از امروز پنج روز بشمار و روز ششم پس از خوارى و ذلتى که به او برسد کشته خواهد شد، و چنان شد که فرمود. همان ص319
۵. راوی می گوید: می خواستم از حضرت عسکری ع بپرسم که حکم عرق جنب از حرام چیست؟ مانع بودند که خدمت آقا برسند که به من گفتند امروز خلیفه حضرت را خواسته، تو می توانی مسئله ات را میانة‌ راه سؤال کنی. می گوید: میانة‌ راه ایستادم و چون حضرت دیر کردند کنار کوچه خسته شدم و به خواب رفتم. متوجه شدم کسی چوبدستی به شانة‌ من نهاده بیدار شدم دیدم حضرت سوار قاطری است. به من فرمودند: لا تصلّ فیه! نماز در عرق جنب از حرام نخوان. و چون حضرت تحت نظر بودند نتوانستم بیشتر از این با ایشان گفتگو کنم.
6 ابوهاشم روایت کرده، مى‏گوید‎:‎ خدمت امام ابومحمد(ع) شرفیاب شدم و مى‏خواستم نگینى درخواست کنم تا انگشترى براى تبرک از آن بسازم. نشستم و یادم رفت که براى چه آمده بودم وقتى که خواستم خدا حافظى کنم و برگردم، امام(ع) انگشترى مرحمت کرد، لبخندى زد و فرمود: تو نگینى مى‏خواستى و من انگشترى به تو دادم، تو سودى هم از نگین بردى، پروردگار آن را بر تو گوارا کند.‎ ابوهاشم مى‏گوید: من تعجب کردم، عرض کردم: مولاى من، به راستى که تو ولى خدایى و آن امامى هستى که من دین خدا را به لطف و اطاعت او به دست آورده‏ام. آن‌گاه فرمود: اى ابوهاشم! خداوند تو را بیامرزد. (اعلام الورى: 375، )‏
7 کافور خادم روایت کرده یونس نقاش که از دوستان و خادمان امام(ع) بود، روزی به حضور امام آمد در حالی که مضطرب و لرزه بر اندامش بود، عرض کرد: ای مولای من به تو در مورد خانواده ام وصیت می کنم که به آنها لطف و خیر داشته باشید. امام فرمود: چه خبر شده؟ یونس عرض کرد: میخواهم از این دنیا بروم. امام در حالی که خنده بر لب داشت فرمود: ای یونس چرا، مگر چه شده است؟ عرض کرد: فرزند ظالم (منظورش فرزند خلیفه وقت است) نگین انگشتری برایم فرستاده که سخنی در آن نقش کنم، وقتی که مشغول کار شدم نگین دو نصف شد، فردا هم باید نگین را تحویل دهم و او ستمگری است که یا دستور هزار تازیانه و یا اعدام مرا خواهد داد. امام(ع) فرمود: به منزلت برو، تا فردا خوشحال می شوی و این پیش آمد برای تو خیر است. فردا که شد، باز یونس خدمت امام رسید و بسیار ناراحت و نگران بود و عرض کرد یا رسول خلیفه آمده و نگین را می خواهد.
امام فرمود: برو نزد او که هرگز جز خیر نبینی. یونس عرض کرد: ای مولای من به او چه بگویم؟ امام لبخند زد و فرمود: برو نزد فرستاده خلیفه و پیام او را بشنو که خیر است. یونس رفت و پس از ساعتی برگشت و به امام عرض کرد: ای مولای من، کنیزهای دربار با هم درباره آن نگین بگومگو کرده اند، پیام آور آمده و به من میگوید: اگر امکان دارد آن نگین را دو نصف کن، تا هرچه بخواهی تو را بی نیاز سازیم. امام(ع) متوجه خدا شد و عرض کرد: خدایا حمد و سپاس مخصوص ذات پاک تو است، چرا که ثناگویت را تصدیق نمودی. پس به یونس فرمود: در جواب چه گفتی؟ او عرض کرد: گفتم به من مهلت بده تا در این باره فکر کنم. امام فرمود: محکم کاری کردی. مناقب ابن شهر آشوب، ج4، ص427
8 ابی الادیان می گوید: حضرت عسکری مرا خواست. و جواب نامه هایی را به من داد که به مداین ببرم، و فرمود که بعد از پانزده روز که بر می گردی من شهید شده ام.گفتم: یابن رسول الله وصیّ بعد از شما کیست؟ فرمودند: کسی که بر جنازة‌ من نماز بخواند. گفتم: باز هم علامتی بیان فرمایید! فرمودند: کسی که نامه ها را از تو بخواهد و کسی که بگوید در کیسه ها چه مقدار پول است. ابهت امام عسکری مانع شد که زیادتر از این سؤال کنم. به مداین رفتم و روز پانزدهم برگشتم. امام عسکری شهید شده بود و کنار قبری مشغول غسل دادن آن حضرت بودند و طولی نکشید که به جعفر برادر امام گفتند، جنازه مهیا است بیایید نماز بخوانید. ابو الادیان ادامه میدهد: می دانستم که جعفرفاسق و جاهل است و لیاقت امامت ندارد. در این میان که بهت ابی الادیان را گرفته بود، جوانی چون پارة‌ ماه پیدا شد و عمو را کنار زد و به جنازه نماز خواند و از این کار همه را بهت گرفته بود، مخصوصاً جعفر را. آن جوان بعد از نماز رو کرد به حسن و فرمود: جواب نامه ها را بده. طولی نکشید چند نفر از قم آمدند و وصی حضرت را خواستند.
جعفر خود را معرفی کرد. آنها گفتند: ما پولها همراه داریم. نامه ها داریم، باید بگویی نامه ها از کیست و در کیسه ها چه مقدار پول است و صاحب آن کیست؟ زیرا رسم حضرت چنین بود. جعفر بهت زده گفت: یا للعجب مردم از من غیب می خواهند! که در این هنگام زنی از خانة‌ امام بیرون آمد و صاحب نامه ها و صاحب کیسه ها و مقدار پولها را از طرف حضرت بقیه الله گفت و پولها و نامه ها را گرفت و داخل خانه شد. و از همین جا برای خلیفه و اطرافیان او حساسیت پیدا شد. آنان حضرت را کنترل کردند که آن فرزندی که وعده خداست به دنیا نیاید ولی غافل از اینکه خداوند متعال حضرت موسی را برای نابودی فرعون زیر تخت فرعون قرار میدهد و در خانة‌ فرعون بدست فرعون تربیت می شود.
*** دولت عباسیان در برابر یاران امام (ع) و در پایگاه هایی که پشتیبان او بودند، رفتاری بی رحمانه داشتند و برای از میان برداشتن خط مشی و برنامه امام و پراکندن یارانش، کوششهای فراوان بعمل آورند.... موضع امام در مقابل آن کوششها، پندگویی بود که به یاران دلداری میداد و میفرمود : (تهی دست و با ما بودن، بهتر که توانگر بودن و با غیر ما بودن. کشته شدن با ما، بهتر که زنده بودن با دشمن) به هر حال، برخورد معتمد عبّاسى با امام(ع) تفاوتى با برخوردهاى حاکمان عبّاسى پیش از او با ایشان نداشت (چندین بار برای قتل امام چهار خلیفه اقدام کردند از مستعین تا معتمد عباسی) معتمد، امام را تحت مراقبت شدیدى قرار دادند، به طورى که کسى جز در شرایط ویژه اى که امام با نزدیکان خود قرار گذاشته بود، امکان تماس با آن حضرت را نمى یافت امام به نمایندگانش سفارش کرده بود وقتی به من می رسید سلام نکنید و اشاره هم ننمائید زیرا موقعیت مناسب نیست و در امان نیستید. شیعیان با ترفند های مختلف مثل مستمند و ... به خدمت امام میرسیدند. و هر آنچه که از خارج به ایشان مى رسید یا به خارج مى دادند، از طریق مراسله بود.
وقتى که خبر کسالت امام به گوش معتمد عبّاسى رسید، دستور داد تا خانه آن حضرت را زیر نظر بگیرند با نیرنگ معتمد امام را مسموم و دستور میدهد برای تبری خود از این اقدام قاضی القضاه همراه 10 تن و 5 نفر از درباریان در منزل او رفته و مراقب باشند و طوری وانمود سازند که امام به مرگ طبیعی از دنیا رفته اند ما منا الا مقتول او مسموم. بعد از شهادت امام در سال 260 هجری ،شهر سامراء سراسر عزا و گریه شد و از طرفی معتمد در این فرصت مامورین را دستور داده خانه امام را بازرسی تا اگر فرزندش را یافتند دستگیر و به دربار بیاورند حتی مامورین زن و معاینه آنها را برای یافتن فرزند امام تعیین کرده بود. یکی از خدمتکاران امام موظف بود روزهای دوشنبه و پنجشنبه در دار لخلافه حاضر و گزارش از امام و اوضاع منزل به اطلاع حکومت بدهد .
جعفر کذاب برادر امام هم ادعا میکند که بعد از شهادت امامت به من رسیده و دربار هم از او حمایت میکند و به او میگویند تو شیعیان را به سوی خود دعوت کن، ما از تو حمایت می کنیم. معتمد عباسی پس از شهادت امام برای آنکه وانمود کند فرزندی باقی نمانده است دستور داد میراث آن حضرت را میان مادر و برادرش جعفر تقسیم نمودند. جعفر هر چه تلاش و حیله بکار میگیرد به مقصود نمیرسد جعفر به معتمد میگوید کنیزان را بازرسی کنید که اگر فرزندی از آنان به دنیا بیاید نابودی دستگاه به دست اوست، کنیزان را تا یک سال مورد نظر قرار میدهند، و جعفر کذاب باز هم ناموفق میشود، ادعای ارث امام را میکند ولی مادر امام ،سوسن مقاومت کرده و با وساطت قاضی باز هم جعفر ناموفق میشود .
هنگام کفن و دفن امام(ع) ،جعفر کذاب بر خلاف سنت امامان که بایستی امام بعدی نماز بخواند تصمیم به نماز دارد که ناگهان حضرت مهدی حاضر شده و نماز خوانده و تلاش او را خنثی میکند . هراس و وحشت عبّاسیان از مهدى موعود که پیامبر اکرم(ص) نوید ظهورش را بارها داده بود و او را بزرگترین مصلح در تاریخ جامعه بشرى که طومار ظلم و ستم را در هم خواهد پیچید و عدالت اجتماعى را برقرار خواهد ساخت معرّفى کرده بود، روز به روز بالا مى گرفت. آنان مى خواستند با کشتن نسل پیامبر، مانع ظهور امام منتَظر گردند و امام عسکرى(ع) در نامه اى به همین مطلب اشاره کرده: پنداشته اند با کشتن من، نسلم را قطع خواهند کرد .‏
فضایل امام حسن عسکری (ع
احمد بن عبیدالله بن خاقان، چنانکه خواهد آمد، در باره امام‌‌(ع) گفته است: در سامراء، هیچ یک از علویان را ندیدم و نشناختم که به مانند حسن بن علی بن محمد بن رضا (ع) باشد. در آرامش و وقار و پارسایی و نجابت و بزرگواری در نزد خاندانش و تمام بنی‏هاشم، نام کسی را بهتر از او نشنیدم. آنان وی را بر سالخوردگان خود مقدم می ‏داشتند و نیز همواره بر امیران و وزیران و نویسندگان و مردم عامی و معمولی مقدم داشته می‌‌ شد. از هیچ یک از بنی‏ هاشم و نیز امیران و نویسندگان و قاضیان و فقیهان و سایر مردمان در باره وی نپرسیدم جز آنکه پی ‏بردم آن حضرت در نزد مردم در غایت تجلیل و تعظیم و در جایگاهی والا قرار دارد و همه در باره او به نیکی یاد می ‏کنند و او را بر اهل بیت و مشایخش مقدم می ‏دارند. هیچ کس از دوستان و دشمنان آن حضرت را ندیدم جز آنکه به نیکویی در باره آن حضرت سخن می‏گفتند و او را می‏ستودند‎.‎ همچنین پدر احمد بن عبیدالله در این باره می گوید‎:‎اگر خلافت از خاندان بنی‏عباس بیرون شود هیچ کس از بنی‏ هاشم را سزاوار خلافت نیست مگر حسن عسکری (ع). زیرا او با فضل و دانش و پارسایی و خویشتنداری و زهد و عبادت و اخلاق پسندیده و نیکویی هایش استحقاق تصدی مقام خلافت را داراست‎.‎
امام(ع) به مسافرت رفته و قرار بود که آن روز به سامرا بازگردد. عده زیادی منتظر بازگشت حضرت بودند و برای دیدار آن بزرگوار لحظه شماری می کردند. در میان کسانی که به پیشواز امام آمده بودند، گروهی از مردم اهواز نیز به چشم می‌خوردند. آنها شوق بیشتری برای دیدار امام عسکری داشتند، زیرا تا رسیدن به شهر سامرا، راه درازی را طی کرده بودند‏‎.‎ سرانجام انتظارها به سر آمد و امام وارد شهر شد. حضرت هنگام عبور از میان استقبال کنندگان به آن گروه اهوازی رسید. در آنجا توقفی کرد و عمامه از سر برداشت. ‎بعد دستی بر سر خود کشید. به روی یکی از آنها لبخند زد. مردی که امام به او لبخند زده بود با صدای بلند گفت: «گواهی می دهم که تو حجت خدا و برگزیده اویی.»‎ همراهان مرد اهوازی از کار امام و سخن رفیقشان خیلی تعجب کردند. از رفیق خود پرسیدند: فلانی! منظور تو از این حرف چه بود؟ او گفت: ‎من در امامت حضرت عسکری شک و تردید داشتم. با خود گفتم اگر آن بزرگوار از سفر برگردد و عمامه از سر بردارد، یقین می کنم که حتماً امام است زیرا توانسته است از دل من باخبر شود. (‎بحار الانوار ،ج50،ص294 ‏)‏
‎کامل بن ابراهیم به خدمت امام حسن عسکری (ع) رسید. هنگام ورود او، امام لباسی نرم و سفید رنگ به تن داشت که خیلی زیبا بود. کامل بن ابراهیم از دیدن این لباس زیبا بر تن امام سخت تعجب کرد و با خود گفت: عجبا! ولی و حجت خدا چنین لباس لطیفی می پوشد اما ما را به همدردی با برادران دینی فرمان می دهد و از پوشیدن چنین لباس هایی باز می دارد‎. امام حسن عسکری (ع) با بصیرت الهی خویش افکار کامل بن ابراهیم آگاه شد. آستین ها را بالا زد و لباس زیرین خود را که لباسی زبر و سیاهرنگ بود به او نشان داد و لبخند زنان فرمود:« این لباس زیرین را برای خدا به تن کرده ام (تا با فقیران همدردی کنم) و این لباس رویی را برای شما (و حفظ آراستگی در معاشرت با مردم) پوشیده ام.» (‎بحار الانوار ،ج25،ص336 )‏
نامه امام حسن عسگری علیه السلام به ابن بابویه قمی
فقیه بزرگوار ابن بابویه قمی (پدر شیخ صدوق)، در جوار بارگاه ملکوتی فاطمه معصومه (س) از فقها و محدثان به نام قم که از قلّه‏های فرازمند فرهنگ تشیع به شمار می‏آمدند و در فقه، حدیث و دیگر علوم و معارف اهل بیت عصمت و طهارت(ع) سرآمد روزگار بودند بهره برد و به سرعت در حدیث و فقه و دیگر علوم اسلامی و نیز در تقوا و پارسایی و فضائل اخلاقی از چهره‏های بی‏نظیر تاریخ اسلام گشت. نامه‏ای که یازدهمین پیشوای انسانها (ع)برای وی نگاشت جایگاه رفیع ابن بابویه قمی را در بین دیگر دانشمندان و فقهای قم و نیز موقعیت خاص و احترامی که در نزد ائمه معصومین (علیه السلام) داشت آشکار می‏سازد. امام عسکری(ع) پس از حمد و ثنای ربوبی و صلوات و سلام بر پیامبر (ص) و عترت طاهرینش خطاب به او می‏نویسد: یا شیخی و معتمدی و فقیهی ابا الحسن علی بن الحسین القمی وفّقک اللّه لمرضاته و جعل من صلبک اولادا صالحین برحمته. ای فقیه بزرگوار و مورد اعتمادم ابوالحسن علی بن حسین قمی! خداوند تو را بر انجام افعال پسندیده حق توفیق دهد و از نسلت به رحمت و کرمش فرزندان شایسته‏ای به وجود آورد.
امام (ع)در ادامه این پیام که به حق منشور عبادی، اخلاقی، اجتماعی و سیاسی برای یک زندگانی شرافتمندانه انسانی است، در روزگار پر از مخاطره و گردابهای جهالت و هوسها چنین وصیت می‏کند: تو را وصیت می‏کنم به تقوای الهی، بپا داشتن نماز و پرداخت زکات زیرا نماز کسانی که زکات نمی‏دهند پذیرفته نمی‏شود، و تو را وصیت می‏کنم به گذشت از گناه دیگران، فرو بردن خشم، صله رحم، همدردی با برادران و کوشش در انجام نیازمندیهای آنان در هنگامه کارها، هم پیمانی با قرآن، خوش خلقی و امر به معروف و نهی از منکر چرا که خداوند متعال می‏فرماید: لا خیر فی کثیر من نجویهم الاّ من أمر بصدقة او معروف او اصلاح بین النّاس. در بسیاری از گفتگوهای درگوشی آنان خیری نیست جز آن کس که به صدقه یا معروفی امر کند و یا میان مردم اصلاح نماید. و دوری از تمام پلیدیها و زشتیها. و بر تو باد به نماز شب خواندن! زیرا پیامبر اکرم (ص) به‏امام علی (ع)چنین سفارش کرد و فرمود: ای علی! بر تو باد به نماز شب خواندن - و این جمله را سه بار تکرار نمود - و هرکس نماز شب را سبک بشمارد از ما نیست.
پس توصیه مرا بکار بند و شیعیانم را بر انجام آن فرمان ده تا عمل کنند. و بر تو باد به صبر و انتظار فرج زیرا پیامبر اسلام (ص)فرمود: برترین اعمال امت من انتظار فرج است. امت من و شیعیان ما همواره اندوهگین خواهند بود تا فرزندم که پیامبر (ص) بشارت ظهور او را داده است قیام کند؛ او زمین را پس از آنکه پر از ظلم و ستم شده است سرشار از عدالت و برابری خواهد بود. ای شخصیت بزرگ من! ( ابن بابویه قمی) پس صبر کن و شیعیانم را به صبر دستور ده، زیرا زمین از آن خداوند است به هرکس از بندگانش که بخواهد واگذار می‏کند و فرجام نیک از متقین خواهد بود. والسلام علیک و علی جمیع شیعتنا و رحمة اللّه و برکاته باری نامه رهبری دینی و معنوی و پیشوای به حق در روی زمین که بدست ابن بابویه قمی رسید، آن را بوسید و بر چشمانش گذارد و فرامین و سفارشات مولایش آب حیات و سرچشمه جوشانی در روزگار طلایی‏اش شد
دوران امامت حضرت عسکری(ع) درس‌ آموزترین مرحله تاریخ تشیع است
با وجود اینکه قسمت زیادی از حدودا ۶ سال امامت حضرت عسکری (ع) در زندان سپری شد و ایشان در پادگان محصور بود اما با این حال، با تمام شرایط جغرافیایی آن روز اسلام و شیعیان در ارتباط بود، آنها را هدایت و در مسیر امامت پیش می‌برد. این امام همام در مدتی که در زندان محصور بود ارتباط صمیمانه‌ای با زندان‌بان‌ها برقرار می‌کرد و از طریق همین زندان‌بان‌ها نوعاً با محیط خارج از زندان و با شیعیان در ارتباط بود و نحوه برقراری این ارتباط معنادار بود زمانی یکی از شیعیان در نامه‌ای به حضرت عسکری (ع) می‌نویسد: «اگر ما تشنه بودیم و آب خواستیم چکار کنیم؟» مشخص است که آنها آب به معنای مصطلح نمی‌خواستند لذا منظور آنها این بود که اگر ما خواستار هدایت، حق و حقیقت بودیم باید به کجا مراجعه کنیم. بنابراین فضا و جوّ آن روز آنقدر تاریک بود که شیعیان نمی‌توانستند به صراحت با امام زمان خویش صحبت کنند. امام (ع) در پاسخ می‌نویسند: آب را از سرچشمه بگیرید و به چپ و راست متمایل نشوید به دنبال امام خود رفته و هدایت را از مکان اصلی آن جویا شوید» سپس شاگرد حضرت عسکری(ع) می‌گوید: اگر میان ما و سرچشمه فاصله افتاد چه کنیم؟ حضرت در پاسخ می‌فرماید: شما اخلاص پیشه کنید آب به طرف شما خواهد آمد. این حدیث بسیار آموزنده و نشان‌دهنده حساسیت و توجه شیعیان است. آنها می‌خواستند تحت هر شرایطی امام زمان خود را یافته و حقایق و رهنمودهای او را در زندگی خود به کار ببندند.
تصوف
از جمله جریان‏هاى فاسدى که امام عسکرى ع به شدّت از آن بیزارى جسته و مردم را از گرویدن به آن بر حذر مى‏داشت، گروه صوفیه است. این فرقه از آغاز پیدایش توسّط ابوالقاسم کوفى بهشمیّه توانست تحت پوشش اسلام، عدّه ‏اى از مسلمانانِ ساده ‏لوح را بفریبد. محمّد بن عبدالجبّار از امام ع نقل کرده که حضرتش فرمود: از امام صادق ع در مورد ابوهاشم کوفى سؤال شد، امام صادق ع فرمود: او فردى بسیار فاسد العقیده بود و مسلکى به نام تصوّف اختراع کرد و آن را مرکزى براى اعتقادات پلید خود قرار داد.(1) آرى، بدعت، خودنمایى، چلّه نشینى، تعطیل کردن احکام دین، انزوا و... از مظاهر تصوّف است و ائمه ع با آن مقابله نموده ‏اند. و موجب تأسّف آنکه این روش‏هاى غلط گاهى تحت عناوینى همچون: تشیّع، ابراز علاقه به اهل بیت ع و یا تهذیب نفس انجام مى‏گیرد!
امام ع خطاب به صحابى گرانقدرش، ابوهاشم داود بن قاسم جعفرى فرمود: «زمانى بر مردم فرا مى ‏رسد که چهره ‏هایشان خندان، ولى دلهایى تاریک دارند. از دیدگاه آنان، سنّت یعنى بدعت و بدعت یعنى سُنّت. مؤمن را به دیده حقارت مى ‏نگرند و فاسق را ارج مى ‏نهند. فرمانروایان آنان افرادى نادان و ستم پیشه ‏اند و دانشمندان ایشان دریوزه دربار ستمگرانند. ثروتمندان آنها حقّ تهیدستان را به یغما مى ‏برند و کوچک‏ترها بر بزرگان خود پیشى مى‏گیرند. انسان‏هاى نادان از دیدگاه ایشان فردى آگاه و اشخاص حیله ‏گر را مهذّب مى ‏دانند. میان فرد با اخلاص و انسان مُردّد تمییز نمى ‏دهند. آنان گوسفندان را از گرگ‏ها باز نمى ‏شناسند. عالمان و اندیشمندان آنها بدترین آفریده ‏هاى الهى در روى زمین‏ اند؛ چرا که به فلسفه و تصوّف تمایل نشان مى ‏دهند. به خدا سوگند! آنها از عقیده [و فطرت] خود برگشته و از راه حق منحرف شده‏ اند. در علاقه و محبّت به مخالفان ما زیاده ‏روى مى‏ کنند و شیعیان و دوستداران ما را به گمراهى مى ‏کشانند. اگر به جاه و مقامى دست یابند، از گرفتن رشوه سیر نمى ‏شوند و اگر به ذلّت گرفتار گردند، ریاکارانه خدا را پرستش مى ‏کنند. آگاه باشید که آنان راه (سعادت و حقیقت) را بر مؤمنان مى ‏بندند و مُبلّغان آئین کافرانند. کسانى که با آنها زندگى مى ‏کنند، باید از آنان بر حذر بوده و دین و ایمان خویش را حفظ کنند.
سپس امام ع فرمود: اى ابوهاشم! این مطالب را پدرم از پدران بزرگوارش، از جعفر بن محمّد علیهم ‏السلام برایم نقل نمود. این سخنان از اسرار ما است، آنها را جز براى اهلش بازگو مکن.(2) نفوذ افکار انحرافى و از جمله تصوّف در میان شیعیان، خطرى بوده است که بزرگان از یاران ائمه ع بدان اهتمام مى ‏ورزیده و گزارش آن را به امامان معصوم ع منتقل مى ‏نموده ‏اند. احمد بن محمد بن عیسى ـ از اصحاب امام ع در نامه‏اى به حضرت چنین گزارش مى ‏دهد: گروهى یافت شده ‏اند که براى مردم سخنرانى مى ‏کنند و احادیثى مى ‏خوانند و آنها را به شما و پدران شما نسبت مى ‏دهند. در میان آنهاست احادیثى که قلوب ما آنها را نمى ‏پذیرد ولى امکان ردّ این روایات وجود ندارد، چرا که آنها را از پدران شما نقل مى ‏نمایند. ایشان دو نفرند؛ یکى، على ‏بن حَسکة و دیگرى، قاسم یقطینى.
وى در ادامه مى ‏نویسد: از عقاید ایشان است که مى ‏گویند: مراد از سخن خدا که مى ‏فرماید: انّ الصّلوة تنهى عن الفحشاء و المنکر(3)مردى است که مردم را از فحشاء بازمى ‏دارد نه آنکه مقصود، رکوع و سجود باشد. و مقصود از زکات نیز همان مرد است نه دراهم و اخراج مال. و بر همین منوال، اوامر و نواهى خداوند را تأویل مى‏کنند. بر ما منّت بگذارید و راه حق و سلامت از انحرافات را بیان نمایید. امام ع در پاسخ نوشت: ابن حَسکه دروغ مى ‏گوید و براى شما همین کافى است که ما او را در زمره دوستان خود نمى‏شناسیم. خدا، او را لعنت کند. به خدا قسم! که پروردگار، محمّد ص و پیامبران قبل از او را نفرستاد مگر براى دین خالص و نماز و زکات و روزه و حج و ولایت. و پیامبر گرامى اسلام ص مردم را دعوت نکرد مگر به سوى خداى وحده لاشریک له و ما اوصیا از فرزندان پیامبر نیز بنده خدا هستیم و به او شرک نمى ‏ورزیم. اگر اطاعتش کنیم، بر ما رحم خواهد کرد و اگر نافرمانى ‏اش کنیم، ما را عذاب خواهد نمود. ما بر خدا حجّت نداریم بلکه حجّت از اوست بر ما و بر همه خلقش. من این سخنان را نفى نموده، از این اشخاص بیزارى مى‏جویم؛ شما نیز آنها را رها کنید. خداوند، لعنتشان کند. و آنانرا در تنگنا قرار دهید و چنانچه آنها را در مکان خلوت یافتید، سرشان بر سنگ بکوبید.


ادامه مطلب
[ یکشنبه بیست و دوم دی ۱۳۹۲ ] [ 9:34 ] [ سيد مرتضي ] [ ]

مروری بر جنجالی‌ترین کتک‌کاری‌های سیاسی ایران+تصاویر

شاید شما هم در بخش‌های مختلف خبری شاهد پخش درگیری‌های نمایندگان مجلس و چهره‌های سیاسی بوده‌اید. درگیری‌هایی که بارها و بارها در کشورهایی مانند ترکیه، کره جنوبی، گرجستان و ... اتفاق افتاده است و یکی از راه حل‌های معمول در برخی از این کشورها برای رسیدن به اهداف سیاسی خود است. 

در جریان این درگیری‌ها قطعا نماینده یا چهره سیاسی که از قدرت بدنی و مشت‌های قوی تری برخورد دار باشد قطعا می‌تواند اعتقادات خود را پیش ببرد و شاید می‌تواند از آن به عنوان دموکراسی مشت و لگد نیز نام برد. این درگیری‌ها برای رسانه‌های کشورهای دیگر از جمله ایران بسیار جذاب است و رسانه‌ها به ویژه تلویزیون در بخش‌های مختلف خبری خود با آب و تاب فراوان به این موضوع می‌پردازند.

نکته جالب در این میان این است که ایران نیز از جمله کشورهایی است که شاهد این شیوه برخورد و درگیری‌های فیزیکی بوده است و در طول سی و پنج سال از عمر سپری شده از انقلاب اسلامی شاهد درگیری‌های لفظی و فیزیکی نمایندگان و برخی چهره‌های سیاسی باهم بوده‌ایم. 

مجلس اول شورای اسلامی بی‌شک از پربارترین و جنجالی‌ترین مجالس ادوار ایران بوده است که در آن تمام جریان‌های سیاسی با سلایق مختلف در آن حضور داشتند. از مهندس بازرگان تا صادق خلخالی!

از آستین بالا زدن موسوی تبریزی تا سیلی خوردن معین فر

همین تضارب آرا زمینه تنش‌های سیاسی فراوانی را به وجود آورده بود. اولین درگیری حاصل از انتخابات مجلس شورای اسلامی نه در صحن علنی مجلس بلکه در قم اتفاق می‌افتد. آیت‌الله نوری همدانی از مراجع معظم تقلید قم در خاطرات خود به افتتاحیه این مجلس و دیدار با برخی نمایندگان در قم و ماجرای سخنرانی مهندس بازرگان اشاره می‌کند و می‌گوید:« مهندس بازرگان همین طور صحبت می‌کرد که علما خوب است در سیاست و مدیریت مملکت دخالت نکنند، چون تجربه‌شان کم است. 

آنها باید فقط نظارت داشته باشند. ما که تجربه‌مان زیاد است، بهتر است مدیریت مملکت را به عهده داشته باشیم و ... که ناگهان آقای سید حسین موسوی تبریزی، داماد ما، که یکی از وکلای دوره اول مجلس شورای اسلامی از تبریز بود و در آخر جمعیت نشسته بود، از جایش بلند شد.

آستین‌هایش را کم‌کم بالا زد و قدم به قدم جلو آمد و گفت: «گوش کردن به این حرفها خلاف شرع است.» و آمد و دستش را با سرعت و شدت بلند کرد و خواست کشیده بسیار محکمی به صورت آقای مهندس بازرگان بزند که بعضی از کسانی که در اطراف آقای بازرگان بودند بلند شدند و نگذاشتند. خلاصه مجلس به هم خورد.»

درگیری موسوی تبریزی با مهندس بازرگان سرآغاز، تنش‌های سیاسی در اولین دوره مجلس شورای اسلامی بود که یکی از معروف ترین آنها حمله به علی‌اکبر معین‌فر در حین ادای نطق پیش از دستور از تریبون مجلس و به هم زدن سخنرانی مهندس مهدی بازرگان بود.

مهندس بازرگان که بعد از استعفا از ریاست دولت موقت با رای مردم راهی مجلس شورای اسلامی شده بود، در نطق‌های خود به عملکرد دولت و نیروهای امنیتی اعتراض می‌کرد که در جریان یکی از این نطق‌ها یکی از جنجالی ترین روزهای مجلس شورای اسلامی شکل گرفت. 

در 15 مهر سال شصت، مهندس بازرگان در نطق خود به نحوه برخورد با مردم اعتراض کرد و بارها با شعار « مرگ بر بازرگان» نمایندگان مجلس سخنان وی قطع شد و سرانجام به این جمله رسید که:« ﻣﺼﻴﺒﺖ ﺑﺎرﺗﺮ از ﻫﻤﻪ و ﺣﺎﺻﻞ ﺧﺸﻮﻧﺖ ﻫﺎ و ﺑﻲ رﺣﻤﻲ ﻫﺎ اﻓﺰوده ﺷﺪن ﻧﺎراﺿﻲ ﻫﺎ و اﻧﺘﻘﺎﻣﺨﻮاﻫﺎن و ﺑﺮﮔﺸﺖ ﻛﻨﻨـﺪﮔﺎن از اﻧﻘﻼب و دﻳﻦ اﺳﺖ و ﺣﻴﺜﻴﺖ و ﺣﻘﺎﻧﻴﺖ اﺳﻼم ﻛﻪ در دﻧﻴﺎ ﻟﻜﻪدار ﻣﻲﻛﻨﺪ...»

بیان این جملات کافی بود تا صبر برخی از نمایندگان به پایان برسد و به سمت بازرگان هجوم ببرند. حجت الاسلام صادق خلخالی از جمله مشهورترین حمله کنندگان به مهندس بازرگان بعد از آن نطق معروف بود. بعد از این حمله سخنرانی بازرگان نیمه تمام باقی ماند. 


اما مشهورترین درگیری مجلس اول به سال 62 و نطق هاشم صباغیان و حمله به معین فر اختصاص دارد هنگام نطق پیش از دستور هاشم صباغیان، نیروهای موسوم به خط امام به این نطق اعتراض کرده و جلسه مجلس متشنج می‌شود، در این هنگام معین‌فر به سمت تریبون رئیس مجلس رفته و دو دستش را بر روی میز هاشمی زده و فریاد می‌زند: «آقای رئیس، این چه وضعیتی است، چرا مجلس را آرام نمی‌کنید؟ در این هنگام عادل اسدی، نماینده اهواز، با سیلی محکمی با معین فر برخورد می‌کند.»

اکبر هاشمی رفسنجانی که در آن زمان عهده دار ریاست مجلس شورای اسلامی بود در خاطرات خود این ماجرا را اینگونه روایت می‌کند:«سه شنبه ۱۰ آبان ۱۳۶۲ در جلسه‌ علنی‌، آقای‌ [هاشم‌] صباغیان‌ [نماینده‌ تهران‌] در نطق‌ پیش‌ از دستور، با مظلوم‌ نمایی‌، جریان‌ برخورد روز جمعه‌ را گفت‌ و آخر صحبت‌ او آقای‌ قره‌باغ‌ دخالت‌ کرد و دعوایشان‌ شد. به‌کتک‌ کاری‌ رسید. تریبون‌ را قطع‌ کردم‌ و پخش‌ از رادیو قطع‌ شد. آقایان‌ [علی‌ اکبر] معین‌فر و [هاشم‌] صباغیان‌ را به‌ اتاقی‌ منتقل‌ کردند و تحت‌ حفاظت‌ گرفتند. جلسه‌ را دوباره‌ شروع‌ کردم‌ وبرای‌ مردم‌ ماجرا را مختصرا توضیح‌ دادم.»

که ناگاه غفاری خشمگین/ برآورد دستانش از آستین

معین‌فر نیز حمله هادی غفاری را اینگونه توضیح می‌دهد: «حضار جلسه ملاحظه کردند که حدود ۱۰ نفر از نمایندگان محترم بر سر آقای صباغیان ریختند و با ضربات مشت و لگد ما را مضروب و مصدوم کردند. خصوصاً حضرت حجت الاسلام و المسلمین جناب آقای هادی غفاری با خارج ساختن کفش از پای خود و کوفتن‌های مرتب بر سر و صورت و بدن اینجانب گوی سبقت را از دیگران ربودند.»

فخر الدین حجازی، داستان حمله هادی غفاری به معین فر را در قالب شعر کوتاهی اینگونه به نظم روایت می‌کند:« معین‌فر مقاوم چو پیلان مست/ به این سوی و آن سوی می‌برد دست/که ناگاه غفاری خشمگین/ برآورد دستانش از آستین/ بزد مشت بر کله چاق تن/ که خون از سرش گشت فواره زن»

سیلی که به عبدالله نوری نخورد

مجلس‌های دوم، سوم و چهارم روزهای آرامی را بدون درگیری فیزکی به پایان رساندند تا به نوبت به مجلس پنجم رسید. عبدالله نوری« وزیر کشور دولت خاتمی» برای پاسخ گویی به سوال نماینده دزفول راهی مجلس شورای اسلامی شد. 

عبدالله نوری در حین سخنان خود از حمله گروه‌های فشار به تجمعات قانونی انتقاد کرد. این سخنان نوری باعث عصبانیت محمد حسن جمشیدی، نماینده روحانی بهشهر، شد و او به سمت تریبون مجلس برای حمله فیزیکی به عبدالله نوری حرکت کرد. قدرت الله نظری نیا، نماینده روحانی کنگاور، درمیانه راه مانع جمشیدی شد و سیلی جمشیدی به نظری نیا اصابت کرد. تا سیلی که قرار بود به صورت عبدالله نوری بنشیند برچهره نظری نیا نشست. 

وقتی استعفای نماینده زن شیخ قدرت را عصبانی کرد
!

مجلس ششم نیز از جمله مجلس‌های پرحاشیه ایران بود که در آن درگیری و کشمکش کم نبود. این مجلس با اکثریت اصلاح طلبان آغاز به کارکرد و در همان روزهای اول شاهد درگیری درباره اصلاح قانون مطبوعات بود.

یکی از درگیری‌های معروف مجلس ششم که عکس آن هم به صورت گسترده در رسانه‌ها پخش شد، اعتراض قدرت الله علیخانی به نطق استعفای فاطمه حقیقت جو بود. علیخانی که با عصبانیت به سمت تریبون مجلس حرکت می‌کرد تا با حقیقت جو برخورد کند توسط نمایندگان مجلس کنترل شد تا برخوردی میان او و نماینده زن مجلس رخ ندهد. 


مجلس هشتم و سیلی هایی که نواخته شد

یکی دیگر از جنجال‌ها و درگیری‌های فیزیکی میان چهره‌های سیاسی ایران در سال1383 اتفاق افتاد. در آن سال عیسی سحرخیز، نمایندهٔ مدیران مسوول جراید در هیات نظارت بر مطبوعات بود و در نشست هفتگی این هیات بر سر مطلب یکی از مجلات هفتگی درباره روابط دختران و پسران با غلامحسین محسنی اژه‌ای که رئیس دادگاه ویژه روحانیت و نماینده قوه قضائیه در هیات نظارت بر مطبوعات بود درگیر و ادعا شده که «محسنی اژه‌ای اقدام به پرتاب قندان به سوی او و سپس گاز گرفتن شانهٔ چپ سحرخیز نمود.

مجلس هشتم نیز شاهد کشمکش‌های فراوانی درون خود بود و حتی کار به زدن سیلی به صورت نماینده دولت در جریان استیضاح وزیر کشور رسید. در آبان ماه سال 1387 تعدادی از نمایندگان مجلس هشتم طی نامه‌ای از محمود احمدی نژاد می خواهند تا برای تجهیز مساجد حوزه‌های انتخابیه خود به آن ها کمک مالی کند.ظاهراً این موضوع با موافقت احمدی نژاد همراه نمی شود اما محمد عباسی مدیرکل وقت «دفتر دولت در مجلس» از این فرصت استفاده کرده و دست به ابتکار جالبی می زند.

در آن زمان بحث استیضاح علی کردان به دلیل مدرک دکترای جعلی در مجلس داغ بود و حامیان دولت سعی داشتند تا به هر شکل ممکن نمایندگان امضاکننده طرح استیضاح علی کردان را مجاب کنند تا امضای خود را پس بگیرند.

در همین راستا محمد عباسی، رسید دریافت چک های 5 میلیون تومانی کمک هزینه مساجد را در «رو» و رسید دیگری مربوط به پس گرفتن امضای استیضاح کردان را در «زیر» قرار می دهد و از برخی نمایندگانی که استیضاح کردان را امضا کرده‌ بودند می‌خواهد تا آن برگه ها را به عنوان رسید دریافت چک امضا کنند!

نمایندگان هم بی خبر از همه جا برای دریافت چک هر دو رسید را امضا می کنند اما عوض حیدرپور نماینده شهررضا بعد از امضا متوجه می‌شود که چرا دو رسید از او گرفته‌اند! و بعد از پیگیری ماجرا، قضیه روشن می‌شود.

در این بین حمید رسایی و علی‌اصغر زارعی وقتی متوجه قضیه می‌شوند اول با دفتر احمدی نژاد تماس می گیرند و در این باره پرس و جو می کنند و وقتی دفتر احمدی نژاد از موضوع چک های 5 میلیون تومانی اظهار بی اطلاعی می کند، سردار زارعی هم یک سیلی آب دار بر گونه‌های فرد متخلف می‌نوازد!

دیگر درگیری این مجلس، دعوا بین دو نماینده اصلاح طلب و اصول‌گرای شهر قزوین بود. سایت‌ها این درگیری را اینگونه روایت کردند:« دو نماینده اصولگرا و اصلاح‌طلب برای دقایقی با یکدیگر درگیر شدند. این درگیری در حین بررسی لایحه اصلاح ماده 19 قانون نوسازی و عمران شهری رخ داد.این در حالی بود این دو نماینده که درگیری فیزیکی نیز با یکدیگر داشتند هر دو نماینده استان قزوین هستند.روح‌الله جانی عباسپور نماینده بوئین‌زهرا و آوج از اصولگرایان و امیر‌طاهرخانی نماینده تاکستان هستند که در حین درگیری قدرت‌الله علیخانی نماینده قزوین نیز به اعتراض پرداخت که با وساطت برخی نمایندگان همچون محمدرضا باهنر پایان یافت.»

سیلی دیگری که در مجلس هشتم تواخته شد میان رئیس سازمان هدفمندی یارانه‌ها و حسینی نمانیده مجلس شورای اسلامی بود. بهروز مرادی رئیس سازمان هدفمندی یارانه ها به عنوان نماینده دولت در صحن علنی حاضر می شود تا در خصوص طرح دوفوریتی استفساریه ماده ۱۲ قانون هدفمندسازی یارانه‌ها اظهار نظر کند.

در این جلسه روایت های آماری نمایندگان از اجرای مرحله اول هدفمندی یارانه ها خیلی به مذاق مرادی خوش نمی آید و به طعنه می گوید که "این آمار کوچه بازاری چیست که ارائه می‌دهید؟" این سخن آتش سیدحسین حسینی نماینده فریمان را شعله ور می کند و با مرادی درگیری فیزیکی پیدا می کند و این وسط یکی دوتا سیلی هم رد و بدل می شود.

مرادی عصبانی از این اتفاق، مجلس را نسبتی ناروا به مجلس می دهد و فریاد اخراج کنید از صندلی های نمایندگان بلند می شود. لاریجانی که توهین نماینده دولت را شنیده بود دستور اخراج مرادی از صحن را می دهد.

ماجراهای مطهری و کوچک زاده روسی!

در مجلس هشتم، اصطکاک های کوچک زاده با علی مطهری در مجلس هشتم دیدنی و شنیدنی بود.در یکی از جلسات علنی علی مطهری اشاره کرد که قبلا با کوچک زاده همکلاس بوده و در دوره دبیرستان او را «کوچکف روسی» صدا می کردند. این سخن منجر به عصبانیت کوچک زاده و پرتاب یکی از اشیا دم دستش به سمت مطهری منجر شد.


درگیری فیزیکی آقای نمانیده با محافظ رئیس جمهور

مجلس نهم نیز شاهد درگیری فیزیکی بوده است. اینبار یکی از نمایندگان مردم با اعضای تیم حفاظت رئیس جمهور روحانی در جریان بازدید رئیس جمهور از زلزله زدگان برازجان درگیر می‌شود. پس از ورود رئیس جمهور به بیمارستان مردم که علاقه‌مند بودند با ایشان دیدار کنند به سمت وی رفتند ولی با برخورد نا مناسب تیم حفاظتی ایشان مواجه شدند.

همین موضوع باعث شد تا سید مهدی موسوی نژاد نماینده مردم دشتستان در مجلس شورای اسلامی دخالت کرده و نسبت به رفتار ماموران اعتراض کند. این اعتراض به برخورد فیزیکی بین موسوی‌نژاد و یکی از محافظان رئیس‌جمهور منجر شد.

 نکته جالب توجه در این درگیری‌ها این است که هر دو جناح اصلی کشور یعنی اصلاح طلبان و اصول گرایان نقش بسزایی در این درگیریهای و دعواهای سیاسی داشتند و شاید در سال‌های پیش رو بازهم شاهد این چنین درگیری‌ها و رد و بدل شدن سیلی و یا همان دموکراسی مشت و لگد در سپهر سیاست ایران باشیم.

[ یکشنبه پانزدهم دی ۱۳۹۲ ] [ 9:55 ] [ سيد مرتضي ] [ ]
شايد آغاز گزارش سفر پياده اربعين با يك انتقاد كار خوبي نباشد اما مهران شهري مرزي است كه در طول تاريخ هشت سال جنگ تحميلي صدمات زيادي ديده است و بايد بازسازي شود؛ (بازسازي مي‌شد!) اما نه با ۱۰ هزار تومان عوارض مصوب شوراي شهر مهران براي زائران كربلاي معلي.

دولت براي خروج از كشور عوارض مشخصي وضع كرده است و گرفتن هر گونه عوارض اضافي بايد با مصوبه دولت و به صورت قانوني سراسري باشد نه مصوبه شوراي شهري كه نصف زائران عتبات عاليات از آن تردد مي‌كنند؛ نبايد گرفتن اين عوارض به مرزهاي ديگر هم تسري پيدا كرده به سنت تبديل شود.

رفتار بسيار خوب مرزبانان ايران و عراق/ سخت‌گيري در كار نبود
اما رفتار بسيار خوب و تلاش براي حل مشكلات زائران توسط مرزبانان كشورمان و كشور عراق بسيار قابل ستايش است؛ سخت‌گيري‌هاي معمول در مرز طي روزهاي منتهي به اربعين حسيني و بعد از آن به شدت كاهش يافته بود و فقط در مواردي كه مشكل قانوني بسيار مهمي وجود داشت از ورود زائران به خاك عراق ممانعت مي‌شد.

پايانه‌هاي مرزي عراق بسيار فرسوده هستند
پايانه‌هاي مرزي عراق بسيار فرسوده هستند؛ اين پايانه‌ها مدام مورد استفاده زائران كشورمان قرار مي‌گيرند و مي‌توان با مشاركت دولت ايران و حتي خيرين طي تفاهم‌نامه‌‌هايي به بازسازي اين پايانه‌ها كمك كرد. (بيش از زائران عراقي اين پايانه‌ها مورد استفاده خود ماست) امكانات خدماتي و بهداشتي آن سوي مرزهاي ايران نيز بسيار نامناسب است به نحوي كه حتي سرويس‌هاي بهداشتي مناسبي در پايانه‌هاي مرزي كشور عراق وجود ندارد؛ البته خوشبختانه اين مشكل در پايانه‌هاي مرزي ايران ديده نمي‌شود.

و آغاز يك مسير پياده به عشق حسين (ع) از نجف، بغداد و بصره
مسافتي حداقل ۲۰۰ كيلومتري (مسافت ۸۰ كيلومتري بين نجف تا كربلا و ۱۲۰ كيلومتري بغداد تا كربلا كه بيشتر به عنوان مسير پياده‌روي اربعين مورد استفاده قرار مي‌گيرد) و البته مسير بيش از ۴۰۰ كيلومتري بصره تا كربلا كه زائران از آن هم استفاده مي‌كنند جلوه‌اي از كربلاست، از كودك شيرخواره تا سالخوردگان در اين مسير همراهند.

زائران و خادمان كودك و نوجوان كربلا زياد هستند. حضور بانوان با فرزندانشان شيرخوار هم قابل توجه است پياده‌روي ۸۰ كيلومتري با يك يا چند كودك، زائران با ويلچر، معلولان كه از ناحيه پا دچار معلوليت هستند و افرادي با پاي برهنه.

اينجا جشنواره نذورات است/ هر كس هر چه داشته، آورده
حداقل ۲۰۰ كيلومتر چادر عزاداري برپاست. چادرهايي كه تمام مدت هر نوع خدمات كه به فكر انسان مي‌رسد را به زائران ارائه مي‌كنند. از غذاي نذري گرفته (مرغ بريان، كباب، ماهي، انواع پلو و خورشت و حتي پيتزا)، تا انواع نوشيدنی (آب، چاي، قهوه، آب‌ميوه)، ميوه، خرما و هر چيزي كه در كشور عراق مورد مصرف قرار مي‌گيرد و اصرار فروان براي استفاده از اين نذورات. هر چيزي كه از اين مردم طلب كني با كمال ميل به تو مي‌دهند چرا كه درخواست زائر از خود را متبرك مي‌دانند و با جان و دل خدمت‌رساني مي‌كنند.

حتي پوشک بچه به عنوان نذري به مادران بچه‌دار ارائه مي‌شود، كودكاني كه در مسير ايستاده‌اند و با ديدن مادري با كودكش به سمت وي مي‌روند و پوشك بچه به وي مي‌دهند. حتي چادرهايي براي ماساژ پاي زائران برپا شده بود (ويژه خانم‌ها و آقايان) ماساژ با دست و دستگاه. آنهايي هم كه دستگاه‌هاي سنجش وزن و قد داشته‌اند همان را آورده‌اند و اگر كفشت، لباست و يا ساكت پاره شد عده‌اي داراييشان نخ و سوزن است همان را آورده‌اند و كيف و كفش و لباست را مي‌دوزند.

تفاوت اين سوي مرز و آن سوي مرز
يك خط فرضي مرزي فاصله است اما همين خط چيزهايي زيادي را متفاوت كرده است؛ در داخل خاك ايران زيرساخت‌هاي بهداشتي و خدماتي فراهم است اما در آن سوي مرز زيرساختي وجود ندارد؛ در اين سوي مرز هيچ نذوراتي به زائران ارائه نمي‌شود و اين در حالي است كه در مناسبت‌هاي خاصي مانند اربعين حتي زائران تا چند روز پشت مرز مي‌مانند تا ويزا دريافت كرده، كربلايي شوند. اما در عوض در آن سوي مرز، التماست مي‌كنند كه نذري بگيري.

در آن سوي مرز براي برپا كردن چادر نذريت بايد از روزها قبل جا بگيري و اگر دير كني جايي نمي‌ماند براي برپاكردن چادرت اما در اين سوي مرز همه جا خالي‌ست.

هيچ ايراني خيري نيست كه اكرام كند؟
يعني هيچ خيري نيست كه به خيل زائران امام حسين (ع) كه بسياري از آنها از روستاهاي دور و با كمترين امكانات راهي مرزها شده‌اند، اكرامي، اطعامي و يا نذري ارائه كند؟ حتي شده يك بطري آب! نكته جالب، توجه مردم عراق به اين خلأ و نياز در مرزهاي ايران بود. به نحوي كه علاقه خود را براي آوردن خدمات و نذري‌هايشان به داخل خاك ايران اعلام مي‌كردند.

تنها مسئله‌اي كه در خصوص نذورات مي‌توان به عنوان يك مشكل مطرح كرد، نبود مديريت آنهاست به نحوي كه بخشي از نذورات اسراف مي‌شود. در حالي كه مي‌توان با اعلام به مردم از آنها خواست غذاها را به صورت بسته‌بندي و مناسب نگهداري ارائه كنند و يا غذاهاي فاسد نشدني مانند خشكبار نذر كنند.

هيچ كس گرسنه و بي‌سرپناه نمي‌ماند
در پايان روز همه زائران در چادرها اسكان داده مي‌شدند و عده‌اي نيز كه خانه‌هاي آنها نزديك‌تر به جاده است با ماشين و يا با پاي پياده و با اصرار زائران را به خانه‌هاي خود برده و نخستين كاري كه در خانه‌هاي خود براي زائران انجام مي‌دادند اين است كه جوراب زائران را درآورده و مي‌شويند.

اسكان در خانه محدود به مسير پياده اربعين نيست، در نجف كربلا و كاظمين نيز مردم زائران را در خانه‌هاي خود اسكان مي‌د‌هند و نكته ارزشمند اينكه وسايل غير ضروري خانه را در يك اتاق جمع كرده به همراه اعضاي خانواده خود در يك اتاق ساكن مي‌شوند و بقيه خانه را در اختيار ميهمان خود قرار مي‌دهند.

علاوه بر اين طي روزهاي منتهي به اربعين حسيني در شهر كاظمين مسئولان حرم مدام از طريق بلند‌گو به زبان فارسي اعلام مي‌كردند كه محل اسكان براي زائران فراهم است و حسينيه‌اي بزرگ را براي اين كار اختصاص داده بودند كه در آنجا به زائران غذا و خدمات ارائه مي‌شد و بعد از اينكه اين حسينيه پر شد، ماشين‌هاي متعددي زائران را سوار و به حسينيه‌هاي ديگر منتقل مي‌كردند.

البته در شهر كربلا و نجف به دليل فراواني زائران اين امكان براي حرم‌ها فراهم نيست و خود مردم به صورت خودجوش زائران را به خانه‌هايشان مي‌بردند.

ما براي زائران عراقي امام رضا (ع) چه مي‌كنيم؟
ايرانيان خود را به ميهمان نوازي مشهور مي‌دانند، اما رفتار مردم عراق نكات ارزشمند و آموزنده‌اي براي همه ما دربردارد كه بايد به آن توجه كرد به ويژه براي ساكنان شهرهاي مشهد و قم كه زائران عراقي مدام در آنجا تردد مي‌كنند.

بيتوته در كربلا توصيه نشده است
زائران عراقي دو تا شش روز طي مسير كرده خود را به كربلا مي‌رساندند و به دليل اينكه حرم مملو از جمعيت است حتي در حياط حرم و بيرون حرم زيارت اربعين را قرائت كرده و پس از استراحتي كوتاه و قبل از شب باز مي‌گردند و اين رسم برگرفته از رواياتي است كه مي‌فرمايد بيتوته در كربلا توصيه نشده است.

شعار لبيك يا حسين
شعاري كه بيش از همه در اربعين سال جاري عنوان مي‌شد «لبيك يا حسين(ع)» بود كه جمعيت‌ها و گروه‌هاي مختلف آن را تكرار مي‌كردند به نحوي كه در حضور هفت تا هشت ساعته در حرم امام حسين (ع) اين شعار به صورت مداوم از سوي گروه‌هاي مختلف ذكر مي‌شد و حضور زائران سوري و بحريني كه عكس‌هاي فرزندان شهيد خود را همراه داشتند. يعني هنوز تشيع مظلوم است.

نظافت معضلي در عراق است
در مراسم اربعين به دليل استفاده زياد از ظروف يك بار مصرف، تجميع اين ظروف در معابر مي‌توانست به معضلي بهداشتي تبديل شود، اما اقدام عمومي مردم، هيئت‌ها و حتي نيروهاي نظامي براي جمع‌آوري زباله‌ها مانع بروز اين مشكل شد.

پزشكان تخصصشان را وقف زائران امام حسين (ع) كردند
ده‌ها و صدها مراكز پزشكي از سوي هلال احمر و مردم طي مسير پياده‌روي اربعين موجب شده بود امكانات پزشكي در طول مسير به طور كامل فراهم باشد و پزشكان عراقي چادرهايي برپا و در حال خدمات رساني بود.

اگر چه همچنان تعدد بازرسي‌ها وجود داشت اما ضروري بود و خوشبختانه اربعيني بدون حادثه جدي تروريستي در سال جاري برگزار شد.

[ چهارشنبه یازدهم دی ۱۳۹۲ ] [ 8:16 ] [ سيد مرتضي ] [ ]
هربار که حادثه‌ تروریستی در شهرهای زیارتی عراق رخ داده و دامن هموطنانمان را می‌گیرد، افکار عمومی آماج توصیه های مسئولانی قرار می‌گیرد که می‌گویند این سفر را خارج از چارچوب‌ها و موازین انجام ندهند؛ گویی همه چیز تدبیر شده و مورد پیش‌بینی قرار گرفته و هر چه نقص است، ناشی از اشتباه مردم است و بس!

هرچند اعداد و ارقام ارائه شده درباره آمار زائران ایرانی عتبات عالیات در اربعین امسال به مانند همیشه محل مناقشه میان مسئولان ایرانی و عراقی واقع شده و از ادعای هفتصد هزار تا یک و نیم میلیون نفر نزد مسئولان کشور همسایه و 480 هزار تن نزد مسئولان وطنی اختلاف نشان می‌دهد، اما آنچه همواره ناگفته باقی مانده یا به رغم گوشزد شدن، بلا اثر مانده، کیفیت خدماتی است که به این حجم بزرگ زائر ارائه می‌شود.

صحبت از خدمات ارائه شده در حقیقت نوعی اغراق در وضعیت موجود است چراکه در مرحله خروج این حجم انبوه زوار حسینی در کشورمان، آنچه مشهود است نقص در انجام وظایف مسئولان است، نه کم و کاستی در خدمات. این موضوع زمانی که به امکانات ارائه شده به هموطنان‌مان در خاک کشور همسایه دقیق شویم، به برهوتی از بی مسئولیتی شباهت می‌یابد که تبعات دراز مدت آن در این مجال نمی‌گنجد.

در بعد اول ماجرای دردناکی که هرساله بر زائران ایرانی عتبات عالیات، به ویژه در ایام دهه محرم و اربعین می‌گذرد، خواندن رنج رفته بر یکی از زائران که از مرز مهران سفر خود را آغاز کرده (شرح این رنج‌نامه رااینجا و اینجا بخوانید)، سرشار از سخنانی است که با هر زبانی به آن بپردازیم، شاید به اثرگذاری روایتی فردی نباشد که با پوست و گوشت خود ان را لمس کرده است؛

زائران ایرانی زجر کشیدند ولی هیچ مسئولی خم به ابرو نیاورد!

فصل اول: از عبور غیرقانونی تا امداد شیعیان عراقی

«... روز سه شنبه یعنی تقریباً یک هفته قبل از اربعین حسینی بود که به مرز مهران رسیدیم و متوجه شدیم که هزاران نفر در شهر مهران جهت گرفتن ویزا و پرداخت عوارض‌های خروج از کشور، بیمه و شهرداری ساعت‌های بسیاری است که در صف بانک به سر می‌برند و متاسفانه کسانی که موفق به دریافت ویزا در شهر خود نشده‌اند، بیش از سه روز است که در مهران معطل و آواره‌اند.

صبح زود به مرز رسیدیم و آنجا بود که کابوس مرز شروع شد؛ جمعیت چند هزار نفری پشت چند کیوسک و تعداد کم مامورانی که حریف هیچ کاری نمی‌شدند ...

وقتی به سالن ترانزیت رسیدیم با جمعیت متراکمی مواجه شدیم که همه به دنبال نجات جانشان بودند؛ زنان و بچه‌ها آه و ناله سر می‌دادند و مردان به فکر نجات جان خانواده‌شان بودند. صداهای فریاد و استمداد بلند بود و هر کسی به فکر نجات جان خودش بود. وقتی که خون از دهان خانم بارداری خارج شد آرزو می‌کردم که در این جمع نباشم؛ هر چند که راه برگشتی نداشتم.

دیگر عبور و مرور قانونی در مرز وجود نداشت یعنی مرز به کلی از دست رفته بود و فقط تنها کاری که کردیم این بود که چند نفری خود را به باجه کنترل گذرنامه پس از ساعت‌ها رساندیم و توانستیم برای بقیه بچه‌ها نیز مهر خروج از ایران را بزنیم.

ساعت ۲ ظهر بود که از سالن ایرانی گذشتیم و به حیاط بعدی رسیدیم و تنها چیزی که یافت می‌شد سرویس بهداشتی کثیفی بود و نمازخانه‌ای بد‌تر از آن. تازه اول راه بودیم جمعیتی بد‌تر از بار قبل پشت دربهای سالنی، انتظار می‌کشیدند و ما نیز به آنان افزوده شدیم و فشار پشت فشار... آنقدر که دو سرباز مرزبانی کشور التماس می‌کردند تو را به خدا به زن و بچه‌ها رحم کنید، تو رو خدا آرام باشید ... و مردمی که نمی‌دانستند راه فرار از این مهلکه چیست؟

زائران ایرانی زجر کشیدند ولی هیچ مسئولی خم به ابرو نیاورد!


وقتی وارد سالن شدیم تقریباً شب شده بود و دیگر رمقی نداشتیم و هزاران نفر جلو ما بودند ... دیواری را در کنار جمعیت دیدم که به وفور از بالای آن رفت و آمد می‌شود. من هم برای نجات خود از دیوار عبور کردم و فهمیدم که هزاران نفر به صورت غیر قانونی و همانند من از این دیوار وارد عراق شده‌اند.

وقتی که با هزار زحمت همدیگر را یافتیم، آنچه که در ابتدا مایه حیات ما شد مسجدی بود که در مرز عراق مشغول دادن غذای صلواتی و چای و... به زائران بود که شیعیان عراقی تدارک دیده بودند؛ معلوم نبود بدون آنها چه بر سر هزاران ایرانی آواره‌ای خواهد آمد که قرار است در آن سرما و بی‌کسی بمانند.

... به دنبال ماشینی بودیم که ما را به نجف ببرد اما هر چه گشتیم یافت نشد. کمی که دقت کردم دیدم که کامیون‌های بزرگ عراقی مردم را دسته دسته سوار می‌کنند. گفتند سوار شوید تا شما را به روستایی به اسم بدره برده و آنجا اسکان دهیم.

وقتی به روستا رسیدیم، ما را به گروه‌های ۵ الی ۶ نفره تقسیم کردند و هر گروه را به یک صاحبخانه سپردند ... شامی مفصل، حمام گرم و خواب آرام. صبح صبحانه‌ای مفصل به ما دادند و بعد صاحبخانه به ما مقداری دارو و یک اسپری داد که اگر دچار درد مفاصل شدیم از آن استفاده کنیم.

یاد آن روز آزارم می‌دهد؛ نه به خاطر سختی‌هایی که کشیده‌ایم، بلکه موضوع آبرویی است که مسئولان می‌توانستند با کمی تدبیر و نیروی متعهد و یک ذره پول بیشتر آن را بخرند...»

فصل دوم: از گمشدگان پرشمار تا هموطنانی که ...

«کربلا و زیارت قبر شش گوشه امام حسین(ع) و مضجع شریف علمدار کربلا حضرت ابوالفضل العباس(ع) آنقدر شیرین است که همه درد‌ها را به جان خریداریم ولی...

نخستین نکته حائز اهمیت، ورود میلیونی زائران ایرانی به شهری‌ست که نه زبانش را می‌فهمند و نه جایی برای استمداد دارند و اگر خدای نکرده اتفاقی برایشان بیفتد، یار و یاوری جز شیعیان عراق نخواهند داشت. از گروه ۲۵ نفری ما پنج نفر در‌‌ همان ابتدای سفر گم شدند و هیچ راهی برای یافتنشان نداشتیم و بقیه بچه‌ها که تجربه سفر را داشتند با قراری که در یک روز خاص گذاشته بودیم توانستیم همدیگر را پیدا کنیم.

ساعت ۲ صبح روز دوشنبه بود و ما ۲۰ نفر در کنار آتشی نشسته بودیم به امید جایی که برای استراحت پیدا کنیم. هزاران حسینیه و چادر و... که برای زائران مهیا کرده بودند تا سر شب پر شده بود و هزاران نفر مثل ما در خیابان‌ها مانده بودند؛ دیگر امیدی نمانده بود که یکی از برادران شیعه عراقی آمد و با ماشین وانت خود ما را به محله‌ای دور از حرم برد.

زائران ایرانی زجر کشیدند ولی هیچ مسئولی خم به ابرو نیاورد!

صبح که شد پذیرایی شدیم و پس از اقامه عزا و روضه خوانی در بیت یکی از آنان، تنها چیزی که از ما خواستند دعا برای زیارت امام رضا (ع) بود و بعد ما را به نزدیکی حرم رساندند. در حالی که به سمت حرم روانه شده بودیم پیرمردی جلو راه‌مان را گرفته و گفت: خانه من متعلق به شماست اگر بخواهید.

نمی‌دانم چه بر سر ایرانی‌های دیگر می‌آمد اما آنچه که در کوچه و خیابان می‌دیدم حکایت از گمگشتگی و سرگردانی زائرانی بود که تنها امیدشان هم زبانی با ما بود. مردی را دیدم که سه روز بود به دنبال مادر پیر خود می‌گشت و عاجزانه از ما استمداد می‌کرد. زن و بچه‌ای که سرپرست خود را گم کرده بودند و سالخوردگانی که هیچ پناهی جز حرم و بین الحرمین نداشتند و...

اگر ایستگاههای صلواتی و مدد شیعیان عراقی نبود معلوم نبود چه بر سر ایرانی‌ها خواهد آمد؛ حداقل هر شخصی که سرگردان بود از گرسنگی نمی‌مرد و با پتوهایی که بین الحرمین به زائران می‌دادند می‌توانست شب را به صبح برساند ... اما جای خالی مسئولان ایرانی برای هدایت و استمداد صد‌ها هزار زائر چیزی بود که همگان حس کردیم. 

پس از این مباحث، نکته دومی که جا دارد به آن بپردازم، رفتار عده قلیلی از ایرانیان بود که هیچ نظارتی روی آنان نبود و به عبارتی هر کاری که دلشان می‌خواست انجام می‌دادند؛ از عزاداری‌های غیر معمول مانند قمه زنی و سینه خیز رفتن و قلاده بستن و... هزاران عمل قبیح دیگر تا دعوای گروهی در بین الحرمین با خدام و لعن فرستادن به مقدسات اهل سنت و ایجاد تفرقه.

... اگر هم به بعضی چیز‌ها اعتقاد نداریم باید دست کم خود را در کشوری که پذیرای کل شیعیان جهان در این ایام می‌باشد نگهداریم و بتوانیم به عنوان کشوری که ادعای‌ام القرای جهان اسلام را دارد، سرمشق شیعیان ممالک دیگر باشیم ولی متاسفانه هر کاری می‌کنیم تا جایی که خادمان حسینی از ایرانیان تصویر خوبی به خاطر ندارند و فضا را به سمتی چرخانده‌ایم که مورد اتهام‌های بسیاری قرار گرفته‌ایم.

این موضوع باید قبل از آنکه شیوع بیشتری یابد توسط مسئولان امر مورد توجه قرار گیرد و حتی الامکان از بروز آن جلوگیری نمایند و با هماهنگی با دولت عراق بتوانند با این متخلفان برخورد لازم را انجام دهند و...»

زائران ایرانی زجر کشیدند ولی هیچ مسئولی خم به ابرو نیاورد!


آیا فهمیدیم که مشکلات کجاست یا در همین پله هم واماندیم؟

خواندن این رنج‌نامه به خودی خود گویای همه چیز است اما آنچه بد نیست بر آن تاکید کنیم، تکرار هرساله چنین وضعیتی است؛ گویی تا یکبار چند نفر زیر پای جمعیت در مرز جان نبازند، تا زمانی که مشکل بزرگی در کربلا بروز نکند، تا وقتی اتفاقی خارق العاده بروز نکند و خلاصه تا زمانی که مجبور نشویم، قصد نداریم تغییری بوجود آوریم.

گلایه بسیار است ولی شاید بد نیست از مسئولان سازمان حج و زیارت، مسئولان مرزبانی، مسئولان وزارت خارجه و دیگر مسئولانی که مستقیم و غیر مستقیم در رقم خوردن این وضع سهم دارند –یا می‌بایست داشته باشند اما ندارند!-، بپرسیم که آیا به آن همه دستگاه عریض و طویلی که در اختیار دارند، در جریان رنج رفته بر زائران ایرانی هستند یا خیر؟ اگر هستند (که امیدواریم باشند!)، چرا کوچکترین نشانی از ایشان برای رفع ای رنج هر ساله نمی‌توان یافت؟!


ادامه مطلب
[ دوشنبه نهم دی ۱۳۹۲ ] [ 9:40 ] [ سيد مرتضي ] [ ]
در آن سال، ماه محرم از ۲۸ آذرماه شروع شد و پيش از آغاز محرم، ديوار نويسي سبزها هم به اوج رسيد. اين حركت از چند ماه پيش و با كاهش نيروهاي ميداني موج سبز آغاز شده بود. ديوار نويسي، اسكناس نويسي و كشيدن علامت‌هاي سبز روي تابلوهاي راهنمايي و رانندگي روشهاي متداول اقليت‌هاي قومي و جنبش‌هاي معارض سياسي است كه در پاييز و زمستان ۸۸ به شكل قابل توجهي در شمال تهران استفاده مي‌شد.

در اين زمان اكثر چهره‌هاي سياسي از بازگرداندن موسوي و كروبي به مسير قانوني اعتراض نااميد شده بودند و بخصوص بيانيه ۱۵ آذر موسوي را اعلام جنگي تمام عيار به نظام مي‌دانستند كه نتيجه‌اش در شعارهاي بي سابقه ۱۶و۱۷ آذر و مراسم تشيع جنازه مرحوم منتظري ديده شد. با اين حال در ۲۶ آذر، باهنر از رايزني دو گروه در مجمع تشخيص مصلحت براي وحدت خبرداد (خبرگزاري مهر، ۲۶آذر) اين آخرين تلاشها براي بازگرداندن موسوي و كروبي بود. اين تلاشها هم البته به جايي نرسيد چرا كه در اردوگاه اصلاح طلبان تندرو، نگاه‌ها متوجه عاشوراي سبز بود كه ظاهراً تدارك مفصلي براي آن ديده شده بود.

از چند روز قبل از عاشورا، مجدداً در برخي دانشگاه‌ها خبر ناآرامي و تشنج مي رسيد. بيشتر از همه از دانشگاه مشهد. اين بار افراد موسوم به لباس شخصي با ورود به دانشگاه مشهد، آتش درگيري را روشن كردند، (گفتگوي نويسنده با يك شاهد عيني در دانشگاه فردوسي مشهد) در طول حوادث پس از انتخابات، اين چندمين حركت مشكوك افراد موسوم به لباس شخص براي داغ كردن فضا و تحريك هواداران موسوي بود. 

وجود نمادهاي فراماسونری و شیطان پرستی در پوسترهاي منتشر شده توسط سايت جرس كه به سرپرستي عطاالله مهاجراني از لندن تدارك مي­شد، اعتراض­ها به انحراف جنبش سبز را بيش از هر زمان ديگر تشديد كرد. سايت تابناك دراين باره نوشت: «قرار گرفتن این نماد شیطانی بر پیشانی پوستر محرم و بر بالای کلام مولا حسین(ع) به هیچ وجه تصادفی نیست و نمی توان به راحتی از این مسأله گذشت. بر این اساس، در روزهای پس از انتخابات و با توجه به مسائلی که پیش آمد بارها و بارها از سوی دلسوزان، به سران و بدنه معترض به جریان انتخابات توصیه شد که مواظب رخنه دشمنان سیاسی و اعتقادی این ملت در میان صفوف خود باشند و حرکت خود را محملی برای سوءاستفاده آنها در راستای تخریب اعتقادات دینی، انقلاب و نظام قرار ندهند و با مواظبت از رفتار، گفتار و موضعگیری‌های خود، خط خود را از دشمنان این دین و مملکت جدا کنند تا خدای ناکرده اصل و ریشه انقلابی و اسلامیشان مورد خدشه قرار نگیرد. بنا بر این گزارش، متأسفانه تاکنون این دلسوزی‌ها که هدفی جز حفظ نیروهای مدعی اعتقاد به اصل و اساس حرکت انقلابی ملت شریف ایران، در داخل مجموعه معتقدین به نظام و همچنین حفظ آرامش جامعه نداشته، آنچنان که شایسته است مورد توجه قرار نگرفته و افراطی های دو طرف مسیر دیگری را پیمودند.» (تابناك، ۲دي) 


در روزهاي دهه محرم در تهران اعلام شد شب عاشورا مراسمي با حضور جمعي از اصلاح طلبان و هنرمندان و با سخنراني سيد محمد خاتمي در حسينيه جماران برگزار خواهد شد. از غروب روز تاسوعا ميدان تجريش و خيابان نياوران شاهد حركت هواداران جنبش سبز براي شركت در اين مراسم بود. البته تعدادي از جوانان منتقد خاتمي هم در حسينيه جماران حضور يافتند. پس از شعرخواني درباره حادثه عاشورا، خاتمي پشت تريبون قرار گرفت و از فلسفه قيام امام حسين(ع) عليه ظلم سخنراني كرد. سخنان خاتمي چندين بار با تشويق و شعارهاي تند سبزپوشان قطع شد و در نهايت با اعتراض منتقدان خاتمي، اين سخنراني ناتمام ماند. صبح فردا سايت‌ها و تلويزيونهاي حامي موسوي به ويژه بي بي سي فارسي، از حمله نيروهاي بسيج و لباس شخصي به حسينيه جماران و شكستن شيشه‌هاي آنجا گزارش دادند. البته عكس‌ها و فيلمي كه از اين مراسم در اينترنت پخش شد نشان مي‌داد كه تشنج و غوغا را در واقع طرفداران افراطي سبزپوش شروع كردند و ادامه دادند. صدا و سيما اين حادثه را پوشش نداد. ظاهرا نمي‌خواست حسينيه جماران و بيت امام را داخل به اين حوادث نشان دهد. شب عاشورا علاوه بر خيابان نياوران و ميدان تجريش، تجمعاتي نيز در ميدان انقلاب گزارش شده بود. سايت‌هاي هوادار موسوي تجمعات ميدان انقلاب را تمريني براي تجمع اصلي روز عاشورا دانستند. (نوروز، بالاترين، راديو فردا و صداي آمريكا، ۵ دي) حادثه حسينيه جماران خيلي توجه‌ها را جلب نكرد چرا كه حوادث روز عاشورا در تهران چنان پر سر و صدا و بي سابقه بود كه حادثه شب عاشورا در حسينيه جماران را كاملاً به حاشيه برد.

ماجرا از آنجا شروع شد كه با فراخواني ماهواره­اي - اينترنتي و شعارنويسي جنبش سبز درباره «عاشوراي سبز»، نيروي انتظامي به هيات‌هاي مذهبي دستور داد در روز عاشورا دسته‌هاي عزاداري وارد خيابان انقلاب نشوند تا پليس بتواند امنيت را برقرار كند. اين تصميم پليس، ميدان و فضا را براي عمليات خرابكارانه آشوبگران هرچه بازتر كرد. از ساعات اوليه روز جمعه ۶ دي ماه ۱۳۸۸(روز عاشورا) در حالي كه اكثر مردم تهران به عزاداري در مساجد و تكايا مشغول بودند، مدعيان هواداري از موسوي ابتدا در خيابان آزادي تجمع كردند و سپس بطرف ميدان انقلاب، ميدان ولي عصر و چهارراه كالج به راه افتادند.

حاضران در اين تجمع و راهپيمايي، ويژگي‌هاي متفاوتي داشتند. عده‌اي براي تماشا آمده بودند. عده‌اي داراي اعتقادات مذهبي بودند و متناسب با روز عاشورا، شعار هيهات من‌الذله سرداده بودند و عده‌اي هم كه در اكثريت بودند، ضمن سردادن شعارهاي بسيار تند از جمله«مرگ بر اصل ولايت فقيه»، به اماكن دولتي، تاسيسات شهري، رهگذران داراي ظاهر شرعي و هر چيزي كه بوي دين و حكومت مي‌داد، حمله مي‌كردند. شب قبل، عليرضا نوري زاده در گفتگو با تلويزيون العربيه هشدار داده بود كه روز عاشورا شعارهاي بسيار جديدي خواهيم ديد و اين بار نه احمدي‌نژاد بلكه شخص رهبري هدف شعارها خواهد بود. سازمان مجاهدين خلق هم در رسانه‌هاي خود، مردم ايران را به شورش عمومي و سردادن شعار مرگ بر اصل ولايت فقيه براي يكسره كردن كار رژيم در روز عاشورا فراخوانده بود.

پيشگويي نوري‌زاده و رسانه‌هاي مجاهدين خلق درست از آب درآمد. تجمع كنندگان روز عاشورا نه فقط شعارهاي بي سابقه و بسيار تندي سر مي‌دادند بلكه به شكل بسيار جسورانه‌اي با ماموران نيروي انتظامي درگير شدند و اعمال بسيار وقيحانه‌اي انجام دادند. از جمله در تقاطع خيابان جمالزاده- آزادي، به زنان چادري حمله و چادرها را از سرشان كشيدند، چندين نفر ديگر با ظاهر مذهبي را به شدت مجروح كردند. در خيابان آزادي تعدادي زن و مرد، اتوبوس شركت واحد حامل يك روحاني را متوقف و مقابل چشمان حيرت زده مردم، كشف حجاب كرده و اعمال منافي عفت انجام دادند (فارس،۷دي)، در خيابان انقلاب، ماموران پليس را محاصره و ضمن خلع سلاح، آنها را كتك زدند و از آنها خواستند براي كتك نخوردن و آزاد شدن، به ولايت فقيه توهين كنند. همچنين تعدادي زن و مرد در خيابان آزادي يك جوان رهگذر را كه ظاهري مذهبي داشت، محاصره، دستگير و پس از كتك مفصل، كاملاً برهنه كردند. (فيلم اين اعمال وقيحانه در اينترنت منتشر شد). در ميدان جمهوري نيز حوالي ظهر، صف نماز ظهر عاشوراي يك هيات عزاداري بنام هيات آل طه را سنگ باران كردند و در مسير خود علامت‌هاي عزاداري و غرفه‌هاي توزيع نذورات را تخريب كردند. با تخريب هر علامت يا آتش زدن هر محل جديد، تجمع كنندگان براي تخريب گر هورا مي­كشيدند و اورا با سوت و كف، تشويق مي­كردند. اقدامي كه نشان دادن گوشه هايي از آن در تلويزيون، خشم عمومي را به شدت برانگيخت.

عملكرد آشوبگران در صبح عاشوراي تهران چنان سريع و غافلگيركننده بود كه هواداران اينترنتي جنبش سبز را به وجد آورد و سايتهاي اجتماعي تحت كنترل هواداران موسوي، از سقوط خيابانهاي تهران خبر مي­دادند و همديگر را به حضور در خيابان­ها براي يكسره كردن كار رژيم آخوندي دعوت مي­كردند.


مريم رجوي در فرانسه در گفتگو با آسوشيتد پرس اعلام كرد، سازمان مجاهدين خلق در آشوبهاي تهران دخالت داشته‌است ( ۷دي به نقل از آسوشيتدپرس) رسانه‌هاي وهابي هم درگيري در تهران در روز عاشورا را با آب و تاب فراوان منعكس مي‌كردند. در وب سايت روزنامه‌هاي سعودي، كاربران وهابي با نوشتن كامنت و اظهار نظر از هتك حرمت عاشورا اظهار شادماني مي‌كردند . اوباما اعلام كرد آمريكا در حوادث اخير ايران دست ندارد اما شوراي امنيت ملي آمريكا طي بيانيه‌اي رسماً از تظاهركنندگان روز عاشورا حمايت كرد و نوشت: «ما به شدت سركوب خشونت‌آميز و ناعادلانه شهروندان ايراني را كه در پي اعمال حقوق جهاني خود بودند محكوم مي‌كنيم» (فارس، ۷ دي به نقل از خبرگزاري بين‌المللي). چند روز بعد مايك مولن، رييس ستاد ارتش آمريكا در واشنگتن اعلام كرد ناآرامي‌ها در تهران ادامه خواهد داشت (الف، ۲۵دي به نقل از نيويورك تايمز)

در مقابل آشوب و ناامني­هاي بي سابقه ايجاد شده در روز عاشورا، پليس غافلگير شد در حوالي ميدان ولي عصر و خيابان انقلاب حد فاصل چهارراه ولي‌عصر و پل كالج، تعداد زيادي از ماموران نيروي انتظامي در مقابله با آشوبگران هم كتك خوردند، هم به محاصره افتاده و اسير شدند و هم تجهيزات و خودروهايشان به غارت رفت. خوشبختانه در آشوب­هاي پس از انتخابات پليس و ماموران ضد شورش، سلاح گرم حمل نمي­كردند وگرنه معلوم نبود با خلع سلاح ماموران توسط آشوبگران در روز عاشورا، چه فاجعه اي رخ مي­داد.



همان شب سردار رادان جانشين فرمانده نيروي انتظامي در مصاحبه با خبرنگار صدا و سيما از مجروح شدن سردار رجب زاده (فرمانده انتظامي تهران) در حين نصيحت آشوبگران و كشته شدن ۶ نفر در متن و حاشيه آشوبها خبر داد. اوج آشوب‌ها در ميدان ولي‌عصر، ميدان هفتم تير و چهارراه كالج به وقوع پيوست. جايي كه كلاه خود و باتوم نيروهاي ويژه ضد شورش ناجا به غارت رفت و آشوبگران ساختمان بسيج وزارت نفت در زير پل حافظ و چندين ساختمان و بانك در چهارراه كالج را به آتش كشيدند. حوالي ظهر، اخبار آشوبهاي تهران به تعدادي از هيات‌هاي مذهبي نزديك حادثه رسيد و مردم عزاداري را رها كرده و براي مقابله با آشوبگران راهي خيابان‌هاي مركزي تهران شدند. سركوب آشوبگران با حضور عزاداران در خيابان چندان طول نكشيد. يكي از اولين هيات­هايي كه به مقابله با آشوبگران وارد خيابان‌ها شد، متعلق به دانشجويان و اساتيد دانشگاه تهران بود كه از مسجد دانشگاه تهران راهي خيابان انقلاب شد. در ميان اساتيد و دانشجويان حاضر در صحنه، چهره دكتر عبدالحسين روح‌الاميني پدر مرحوم محسن روح‌الاميني قابل تشخيص بود (روايت شاهدان عيني حوادث روز عاشورا حاضر در خيابان انقلاب و چهارراه كالج براي نويسنده)


با حضور مردم در خيابان، آشوبگران متواري و عده‌اي از آنها هم توسط نيروي انتظامي دستگير شدند. به گفته سردار رادان، ۲ نفر از كشته‌شدگان در چهارراه كالج از بالاي پل به پايين پرتاب شده بودند و يك نفر هم بنام سيد علي حبيبي موسوي در خارج از صحنه آشوبها به ضرب گلوله كشته شده بود. بزودي خبر كشته‌شدن خواهر زاده ميرحسين موسوي در اينترنت و محافل مردمي پيچيد. نيروي انتظامي در اطلاعيه جديد خود اعلام كرد وي در صبح روز عاشورا از منزل خود خارج شده و در منطقه‌اي خلوت در خيابان شادمان توسط سرنشينان يك خودروي شاسي بلد مسروقه هدف گلوله قرار مي‌گيرد و مجروح مي‌شود اما كسي از ترس متهم شدن در ماجرا به وي كمك نمي‌كند تا اينكه بر اثر شدت خونريزي از دنيا مي‌رود.

ماجراي قتل سيد علي موسوي به اندازه و شايد بيش از قتل مرحوم ندا آقا سلطان قدرت مظلوم نمايي و تحريك احساسات به نفع موسوي را داشت چرا كه اين بار يكي از منسوبان وي كشته شده بود، اما اين‌بار حساسيت زيادي ايجاد نكرد. تبليغات بي بي سي، صداي آمريكا و ديگر هواداران رسانه‌اي موسوي درباره اين شهيد جديد جنبش سبز هم خيلي سريع به پايان رسيد چرا كه از يك سو با توجه به تجربه قتل ندا و سوء استفاده جنبش سبز از آن، اين قتل جديد بسيار مشكوك به نظر مي‌رسيد و ثانياً حوادث رخ داده در روز عاشورا به قدري تكان دهنده بود كه كل فضاي سياسي كشور را تحت تاثير قرار داد.


روز ۶ ديماه، علاوه بر قتل مشكوك خواهر زاده موسوي، ۲ فيلم ديگر در اينترنت پخش شد كه حرف و حديثهاي زيادي پديدآورد. يكي ازاين فيلم­ها، حاكي از زيرگرفتن تظاهركنندگان توسط دو وانت نيروي انتظامي در ميدان وليعصر تهران بود. نيروي انتظامي دربرابر تبليغات سايهاي هوادار موسوي با عنوان «زيرگرفتن مردم توسط خودروهاي دژخيمان رژيم»، ابتدا سكوت پيشه كرد و سپس اعلام كرد در روز ۶ دي ماه كسي بر اثر تصادف با خودروي ناجا مجروح گزارش نشده است. بعداً بررسي بيشتر اين فيلم نشان داد كه اصولا هردو وانت وارد شده به ميدان وليعصر در ساعات اوج التهاب عاشوراي تهران، با خودروهاي نيروي انتظامي تفاوت داشتند. فيلم مشكوك ديگر، صحنه فواره زدن خون روي صورت يك مرد ميان سال در حوالي خيابان انقلاب بود. در ثانيه­ هاي پاياني اين فيلم، بطري پلاستيكي و لوله­ هاي حاوي خون از زير كاپشن مرد كنار رفت. برخلاف فيلم هاي قتل ندا، اين فيلم چندان در اينترنت منتشر نشد و هيچ گاه هم از بي بي سي و سي ان ان و ديگر شبكه هاي بين المللي پخش نشد، اما رسانه­هاي هوادار موسوي با استناد به بخش هاي ابتدايي آن، از «تيراندازي بسيجي ها بسوي مردم در حوادث عاشوراي خونين تهران» خبر دادند. (هر دو فيلم در اينترنت قابل دسترسي است)

حوادث روز عاشورا اعتراض علما و مراجع، شخصيت‌ها و تشكل‌هاي سياسي- اجتماعي را با شدت هر چه تمام‌تر بلند كرد. در اغلب اعتراض‌ها صريحاً موسوي، خاتمي و كروبي مقصر قضيه معرفي و نيروي انتظامي بخاطر كوتاهي در مقابله با آشوبگران و قوه قضائيه بخاطر تعلل در محاكمه و مجازات سران فتنه (عنواني كه جديداً براي موسوي، كروبي و خاتمي بكار گرفته مي‌شد) سرزنش مي‌شدند.

[ یکشنبه هشتم دی ۱۳۹۲ ] [ 9:16 ] [ سيد مرتضي ] [ ]
   ........   مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

اين وبلاگ با هدف شناسايي بهتر استان مازندران و جاهاي ديدني و تاريخي اين استان و كمك به سادات و با كمك سادات جهت پيدا كردن شجره نامه - پس دوستان با كمك خود ما را ياري نمايند.
امکانات وب