X
تبلیغات
شجره نامه

شجره نامه
شجره نامه بزرگان ايران و سادات مازندران و معرفي استان با كمك همه دوستان علاقه مند

در قريه نياك مزاري است كه آستانه متبركه منوره و سركار فيض آثار و اطاق سرا خوانده مي شده است بارگاه نوراني از سيد حسن ولي يا درست بگويم درويش تاج الدين سيد حسن ولي و قبري است از برادر وي سيد علي (درويش عالي) و قبري از يكي دراويش و اساتيد حضرت سيد ولي ، درويش سهراب قبر و مزار اين بزرگواران در سنوات مختلف زماني بازسازي گرديده است ، از آنچه نگارنده بابت اين بازسازي به ياد دارد مرمت سال 1352 شمسي و سال 1380 شمسي مي باشد .
صندوق چوبين مرقد درويش حسن ولي را پوشانده بود كه بر بدنه شرقي آن اين عبارت حك شده است :
"نذر كرد امير اعظم امير حسين امير داوود طاب ثراة في تاريخ ماه محرم سنة ثمانة ستين و ثمانمائة (866) ه - ق "
متصل به بقعه درويش تاج الدين سيد حسن ولي مسجدي بزرگ تازه ساز بود كه رختخوابها و سماورهاي متعددي جهت زفع حاجت زوار ، وقف اين مسجد كرده اند .
سيد حسن ولي و برادرش علي نواده حسن سبط هستند و از دودمان عبدالله بن لطف الله  پدر سيد عماد الدين فتح حسني .


درويش تاج الدين سيد حسن ولي خود از پارسايان و عارفان بشمار مي آمده و از دودمان همين گروه هم بوده است و او را ولي يا ولي الله مي خوانده اند و از او چنين وصف كرده اند :
" سركار با بركات تقوي شعاري سالك راه يقين خداوند و مخدوم سلالة الزهاد و العباد حضرت مفخر العرفا و الفقرا و الصالحين  قدوة الفقرا قطب العارفين السالكين والمحققين زبدة المشايخ و الصلحاء و المتشرعين و والمتورعين تاج الملة و الحق والدين افتخار و المتورعين قدوة العارفين و السالكين المخصوص بنظر رب العالمين درويش حسن ابوالحسين " .
در سندها در بود آن حضرت و بدنبال نام او آمده : " او ام الله انفاسه  و بركاته الشريفه ، ادام الله انفاس بركاته ، دام ورعه ، زيدت بركاته ، دام بركته ، زيد فقره ، دام السعادته " .
و در بعد از وفات آن عالي مقام دعاهاي نورالله مرقده ، قدس سره ، جناب رضوان ماب نور مرقده ديده مي شود .

سيد حسن ولي مالك روستاي نياك بوده و به گواهي اسناد ، رقباتي هم خريده و املاك و اسباب و گوسفندان داشته و بسياري از املاك خود را به گواهي همين اسناد وقف كرده است . يكي از وجوه مصارف موقوفات درويش حسن ولي "اطاق سرا" كه هر كسي به قريه نياك مي آمده ، سه شبانه روز در آنجا سكني مي گزيد و مهمان آستانه مباركه بوده است .
شجره نامه : مرحوم تاج الدين سيد حسن ولي(برادر بزرگتر سيد عالي) ، پسر حسن - پسر پيرزاد - پسر حسن - پسر عبدالله - پسر تاج الدين لطف الله - پسر فضل الله - پسر محمد - پسر حمزه - پسر ابن الهول محمد - پسر حمزه سراهنك - پسر علي - پسر زيد - پسر عبدالرحمن شجري - پسر قاسم - پسر حسن - پسر زيد - پسر امام حسن مجتبي عليه السلام - پسر امام علي عليه السلام مي باشد .
سيد حسن ولي در 72 سالگي و بدون آنكه ازدواج كند به سال 865 ه.ق در گذشته است . روحش محشور با جدش . ولي از برادر آن بزرگوار سيد عالي نسل به جا مانده در نياك و اطراف آن زندگي ميكنند.

[ شنبه دوم بهمن 1389 ] [ 17:40 ] [ سيد مرتضي ] [ ]

باعرض سلام و خسته نباشی خدمت دوستان عزیز در سایت پاسخگویی
در گذشته برای پیدا کردن شجره نامه به سراغ بعضی از علماء مثل آیت الله بروجردی میرفتند تا از شجره خود اطلاع کامل پیدا کنند که اکثرا هم برای اینکه بدانند از نسل اولاد پیغمبر هستند یا نه (سید بودن خود)پیش این بزرگواران میرفتند
اینجانب هم برای اینکه از شجره نامه کامل خود اطلاع کاملی پیدا کنم و حتی ببینم که جزو سادات هستم یا نه میخواستم مرا در این زمینه راهنمایی و یاری فرمایید.
از شما تقاضا دارم واقعا کمکم کنید و مرا در این مورد تنها نگذارید.
با تشکر از شما دوستان عزیز

پاسخ: 
پرسشگر گرامی با سلام سپاس از ارتباط تان با این مرکز. این مرکز در زمینه انساب و تبارشناسی فعالیتی ندارد. لطفاً با کتابخانه آیت الله مرعشی تماس بگیرید. با حجة الاسلام و المسلمین سید مهدی رجایی، متخصص در علم نسب صحبت کنید. وی هر روز یک ساعت به اذان مغرب تا اذان، آماده پاسخ به سؤالات است. تلفن: 7732067 ـ 0251
[ سه شنبه نوزدهم بهمن 1389 ] [ 10:31 ] [ سيد مرتضي ] [ ]

شاید شما هم دوست داشته باشید که شجره نامه خانوادگی تان را رسم کنید . سایت hellotree یکی از سایت هایی است که این کار را به سرعت و به زیبایی برای شما  انجام می دهد

 برای تهیه این شجره نامه درختی تنها کافی است که وارد سایت Hellotree شده و سپس شجره نامه خانوادگی تان را از جایی که می شناسید شروع به تکمیل کنید و عکس کسانی که موجود دارید را به این سایت دهید . سپس شما می توانید از دیگر اقوام خود در اینترنت دعوت کنید تا به شما در تکمیل این شجره نامه کمک کنند , بعد از پایان کار شما می توانید این شجره نامه را به صورت یک نمودار درختی از بالا به پایین مشاهده کنید . مسلما بعد از دیدن نتیجه کار و رابطه های فامیلی  شگفت زده خواهید شد. در ضمن شما می توانید برای هر یک از اعضای خانواده علاوه بر مشخص نمودن عکس نمایش داده شده در شجره نامه یک آلبوم عکس جدا تهیه کنید و برای هر یک از اعضاء یک پروفایل جدا بسازید. برای ورود به سایت HelloTree و ساخت شجره نامه اینجا را کلیک کنید.

[ شنبه نهم بهمن 1389 ] [ 11:34 ] [ سيد مرتضي ] [ ]
ارائه شجره نامه تمام ساکنان روی زمین امکانپذیر شد!

با راه اندازی پایگاه اینترنتی آزمایش DNA ارائه شجره نامه تمام افراد روی زمین ممکن می شود.

به گزارش مهر، این پایگاه اطلاعاتی اینترنتی در حقیقت شراکت جدیدی است که میان پایگاه های اینترنتی Agency.com و Sorenson Genomics شکل گرفته است و کاربران با پرداخت 200 دلار و شرکت در آزمایشات آن به شجره نامه خود دست خواهند یافت. 

به گفته محققان راه اندازی چنین پایگاه اطلاعاتی اینترنتی می تواند به نزدیک کردن خانواده های دور افتاده از هم در سراسر جهان منجر شود.

مسوولان این پایگاه اینترنتی معتقدند که این تکنیک جدید، انقلابی در ارایه شجره نامه بشری ایجاد خواهد کرد و بدین ترتیب افراد می توانند به اعضای شجره خود ارتباط برقرار کنند. این درحالی است که چنین امکانی تا چند سال پیش غیرقابل تصور بوده است

[ شنبه نهم بهمن 1389 ] [ 8:29 ] [ سيد مرتضي ] [ ]

آیت الله حاج سید محمدرضا خاتمی -پدر سید روح الله خاتمی- ۩

سید جلیل و عالم نبیل (14) ۞، سید الاعلام «حجت الاسلام سید محمد رضا خاتمی» -رضوان الله علیه- در سال 1285 ه.ق (1247 ه.ش) در اردكان تولد یافت و پس از طی دوران كودكی در بیت علم و تقوا و فرا گرفتن تعلیمات ابتدایی در مكتب خانه، به عرف محل، تحت تربیت و تعلیم پدر بزرگوارش، عالم ربانی و زاهد صمدانی آیت الله حاج سید اسماعیل -قدس سره- قرار گرفت و با عنایتی كه آن بزرگوار به تهذیب و تعلیم فرزندش داشت، تا سن نوجوانی، نزد پدر، علم و اخلاق آموخت و مقدمات عربی و قسمتی از سطح را تحصیل كرد و پس از آن برای تكمیل تحصیلات و كسب فضایل، راهی «اصفهان» كه در آن ایام مهمترین مركز علوم اسلامی در ایران بود گشت.

شجره نامه خاتمی
شجره نامه پدری پسری سید محمد و سید روح الله خاتمی كه به پس از چهل و چند نسل به امام حسن مجتبی -ع- و حضرت علی -ع- می رسد.

مدتی در آنجا به كسب فضیلت پرداخت. سطوح عالیه را نزد اساتیدی چون عالم ربانی و عارف صمدانی «آخوند ملا محمد كاشی» -قدس سره- و غیره به اتمام رساند. ولی پس از آن، سال ها در محضر درس خارج عالمانی چون «آیت الله شیخ مرتضی سریزدی» كه از شاگردان «شیخ انصاری» -اعلی الله مقامه- و اول كسی كه ناشر نظریات و مطالب شیخ در فقه و اصول در اصفهان بود و محضر مرحوم «آخوند ملا محمد باقر فشاركی» و دیگران، حضور یافت و بهره وافر یافت. پس از اتمام تحصیلات و اجازات اجتهاد و روایت كه از علمای بزرگ دریافت كرد، به مسقط الراس (15) ۞ خود -اردكان- برگشت و مرجع امور دینی قرار گرفت و به ارشاد خلق و ترویج و تبلیغ و رتق و فتق امور مردم پرداخت و تا پایان عمر شریفش به ادای وظایف دینی خود به احسن وجه قیام نمود. ایشان در سال 1358 ه.ق (1318 ه.ش) به قرب جوار حق پیوست. عاش حمیداً و مات سعیداً؛ رحمة الله و رضوانه علیه.


ادامه مطلب
[ چهارشنبه ششم بهمن 1389 ] [ 17:33 ] [ سيد مرتضي ] [ ]

اسنادی پیرامون شهید آیت الله مدرس

 


 




تصویر اعتبارنامه شهید مدرس








تصویر اعتبارنامه شهید مدرس










صورت نسب (شجره نامه) شهید مدرس که توسط آیت الله العظمی مرعشی نجفی تهیه شده است – نسب ایشان به امام حسن مجتبی میرسد











تصویر سوگندنامه تعدادی از نمایندگان مجلس شورای ملی در دوره پنجم به امضای افرادی چون ملک الشعرای بهار ، آیت الله حسن مدرس و دیگران در سال 1342 هجری قمری







شهدای آزادی در بهشت – نقاشی خیالی که پس از سقوط رضاخان در یکی از نشریات چاپ شد.در این تصویر شهید مدرس برای افرادی که به دست رضاخان کشته شده اند، مشغول سخنرانی در بهشت میباشد.
[ چهارشنبه ششم بهمن 1389 ] [ 17:27 ] [ سيد مرتضي ] [ ]
نشریه ایران دخت به مدیرمسئولی فرزند مهدی کروبی اقدام به انتشار شجره نامه آیت الله هاشمی رفسنجانی نموده است.

این شجره نامه از یک سو به حاج هاشم بهرمانی و از سوی دیگر به آیت الله العظمی سید محمد کاظم طباطبایی می رسد.

 هاشمی از 5 فرزند خود 12 نوه دارد.

همسر هاشمی رفسنجانی نوه آیت الله سید احمد طباطبایی است.

هاشمی هم یکی از 8 فرزند حاج میرزا علی هاشمی است.




[ چهارشنبه ششم بهمن 1389 ] [ 17:18 ] [ سيد مرتضي ] [ ]

زندگی نامه ی آيت الله العظمي مرعشي نجفي رحمت الله علیه(2)

آية الله مرعشي نجفي پس از مهاجرت به قم، كتب خطي را همراه خود به ايران آورد. در قم نيز به خريد نسخ خطي و كتب ارزنده اقدام كرد. پس از مدتي به دليل كمبود جا، كتابها را از منزل به كتابخانه مدرسه مرعشيه انتقال داد. پس از چندي طبقه سوم اين مدرسه به عنوان كتابخانه ساخته شد كه در نيمه شعبان 1386 ق. / 28/8/1345، با بيش از ده هزار جلد كتاب چاپي و دو هزار جلد كتاب خطي افتتاح گرديد.
استقبال روز افزون طلاب و علما براي مطالعه، كمبود فضاي مناسب براي كتابخانه و خريد كتابهاي جديد موجب شد تا ايشان كتابخانة بسيار بزرگي (كتابخانه فعلي) را تأسيس نمايد كه در نيمه شعبان 1394 ق. 12/6/1353 با حدود شانزده هزار جلد كتاب چاپي و خطي افتتاح گرديد.
كتابخانة آية الله مرعشي نجفي اكنون با دارا بودن بيش از 250000 جلد كتاب چاپي و 25000 جلد كتاب خطي[1] به مسؤوليت حجة الاسلام دكتر سيد محمود مرعشي نجفي ـ فرزند ايشان ـ در خدمت طلاب، فضلا، دانشجويان، دانش آموزان، محققان و نويسندگان مي‎باشد.
كتابخانة آية الله العظمي مرعشي به خاطر نسخه‎هاي خطي نفيس و ارزشمند و گاه منحصر به فرد و كتب قديم مهم و كمياب مورد توجه وافر نويسندگان، دانشمندان، مراكز علمي و تحقيقاتي سراسر جهان است. اكنون اين كتابخانه شهرت جهاني دارد و با چهارصد مؤسسه، مركز علمي و كتابخانه در سراسر جهان ارتباط دارد.
آثار سبز: نخستين رساله‎هاي علميه ايشان به نام «نخبة الاحكام» و «سبيل النجاة» بين سالهاي 1366 ق. تا 1373 ق. چاپ شد و از همان سالها مرجعيت تقليد ايشان آغاز شد. آية الله مرعشي پس از رحلت آية الله العظمي بروجردي (1340 ش.) به عنوان يكي از مراجع تقليد طراز اول شيعيان جهان به شمار مي‎آمد.
آية الله مرعشي در طول ساليان دراز عمر با بركت خويش كتابها و مقاله‎هاي زيادي دربارة علوم قرآني، ادبيات عرب، حديث، دعا، فقه، اصول، منطق، لغت، تاريخ، رجال و تراجم، انساب و... نوشت كه متأسفانه بيشتر آنها هنوز چاپ نشده است. شمار آثار ايشان به 148 كتاب، رساله و مقاله مي‎رسد. اينك نام برخي از آثار چاپ شده‎اش را مي‎آوريم: سند القرّاء و الحفّاظ، مقدمه تفسير الدر المنثور، نوشته جلال الدين سيوطي، مجموعه‎اي از ادعيه و زيارات، با مقدمه‎اي در شجره‎نامه خاندان مرعشي، مقدمه مفاتيح الجنان، شمس الامكنة و البقاع في خيرة ذات الرقاع، فوائد چند در خصوص صحيفة كاملة سجاديه، راهنماي سفر مكه و مدينه، الغاية القصوي لمن رام التمسّك بالعروة الوثقي، التبصرة في ترجمة مؤلف التكمله، تكميل كتاب «تذكرة القبور» نوشته آخوند گزي اصفهاني، الحديقة الورديه حول روضة البهيه، رياض الاقاحي (شرح حال زين الدين بياضي نباطي عاملي)، زهر الرياض في ترجمة صاحب الرياض (شرح حال مولي عبدالله افندي اصفهاني)، سجع البلابل في ترجمة صاحب الوسائل (شرح حال شيخ حر عاملي)، شرح حال ادوارد فنديك، شرح حال سيد ابو القاسم طباطبايي تبريزي نجفي، شرح حال سيد اعجاز حسين نيشابوري كنتوري، شرح حال بهلول بهجت افندي، شرح حال حضرت سلطان علي فرزند امام باقر ـ عليه السلام ـ، شرح حال مولي عبدالواسع كاشاني، شرح حال آية الله شيخ محمد محلاتي نجفي، الضوء البدري في حياة صاحب الفخري، العزّيه (شرح حال امامزاده يحيي)، غاية الامال في ترجمه صاحب بهجة الامال (شرح حال ملا علي علياري تبريزي)، رساله طريفه (شرح حال شيخ محمد جعفر يا شيخ علينقي كمره‎اي)، الظرائف في ترجمه صاحب الطرائف (شرح حال جاپلقي بروجردي)، الفتحيه (شرح حال ميرزا ابوالفتح حسيني شريفي عربشاهي)، رساله‎اي در حالات نصر بن مزاحم منقري (نويسندة كتاب «وقعة الصفين»)، كاشفة الحال في ترجمة مؤلف خزانة الخيال، كشف الاستار عن حياة مؤلف كشف الاستار، كش فالارتياب في ترجمة صاحب لباب الانساب نوشتة بيهقي، كشف الظنون عن صاحب كشف الظنون، اللئالي المنتظمه و الدرر الثمينه (شرح حال علامه حلي، قاضي نور الله شوشتري و فضل بن روزبهان)، لمعة النور و الضياء في ترجمة السيد ابي الرضا فضل الله راوندي كاشاني، لؤلؤة الصدف في حيوة السيد محمد الاشرف، المجدي في حياة صاحب المجدي، مطلع البدرين (شرح حال فخر الدين طريحي)، مفرج الكروب (شرح حال ديلمي، نويسندة ارشاد القلوب)، مقدمه ايضاح الفوائد في شرح اشكالات القواعد، مقدمه تتميم امل الامل، مقدمه روضة المتقين في شرح كتاب من لا يحضره الفقيه، مقدمه كتاب كاوشهاي علمي، مقدمه كتاب معجم الثقات و ترتيب الطبقات، مقدمه كتاب مجموعه نفيسه، مقدمه كتاب مؤتمر علماء بغداد، مقدمه كتاب وقايع السنين و الاعوام، المنن و المواهب العدديه (شرح حال عبيدلي سبزواري)، منية العاملين (شرح حال ابن فتال نيشابوري)، منية الرجل في شرح نخبة المقال، المواهب العليّة في ترجمه شارح الرساله الذهبيه (شرح حال محمد بن حن مشهدي)، منهج الرشاد في ترجمه الفاضل الجواد الكاظمي، الميزان القاسط في ترجمة مورخ واسط، بنراس النور و الضياء في ترجمه مؤلف نجوم السماء، وسيلة المعاد في مناقب شيخنا الاستاذ (شرح حال بلاغي)، هدية ذوي الفضل النهي بترجمة المولي علم الهدي، مقدمه «اثبات صحت نسب خلفاء فاطميين مصر»، الافطسيه (نسب سادات روستاي طغرود قم)، حاشيه بر «بحر الانساب»، رساله در خصوص سادات مدينه منوره، شجره نامة سادات حسيني كاشاني، رساله در شرح اعقاب و ذراري حضرت ابو الفضل العباس ـ عليه السلام ـ و مقدمة كتاب چهرة درخشان امام زمان (عج).
دو اثر نفيس ايشان كه ثمرة نيم قرن تلاش وي مي‎باشد، ولي هنوز به زيور طبع آراسته نشده، عبارت است از: 1. مشجّرات آل رسول الله الاكرام يا مشجرات الهاشميين: دربارة انساب علويان و سادات جهان.
2. ملحقات الاحقاق: احقاق الحق نوشتة قاضي نور الله شوشتري (متوفاي 1019 ق.) است. آية الله مرعشي نجفي به تكميل اين كتاب پرداخت و مدارك و منابع اين اثر نفيس را پيدا نمود. ايشان براي به سرانجام رساندن اين تحقيق بزرگ گروه تحقيقي متشكل از شماري از علماي قم را ترتيب دادند، كه اينك با تلاش اين گروه، زير نظر فرزندشان حجة الاسلام دكتر سيد محمود مرعشي، 27 جلد از اين كتاب چاپ شده است و بقيه در حال آماده شدن است.

احياء و ترويج فرهنگ

بازسازي مرقد علامه مجلسي در اصفهان، به امر آية الله العظمي مرعشي نجفي صورت پذيرفت. اهداء كتابهاي فقهاي شيعه براي دانشمندان شيعه، سنّي، مسيحي و دانشگاههاي جهان نيز از فعاليتهاي فرهنگي ايشان است. ايشان براي نوشتن كتابها به بسياري از كشورهاي اسلامي مسافرت نمود و با دانشمندان شيعه، سنّي و مسيحي به گفتگو نشست. وي با علامه سيد محمود شكري آلوسي بغدادي، شيخ طنطاوي جوهري مصري، انستانس كرملي بغدادي، شيخ عبدالسلام شافعي كردستاني، سيد ناصر حسين هندي فرزند علامه مير حامد حسين هندي، تاگور (نويسنده و فيلسوف شهير هند)، ميرزا احمد تبريزي (پيشواي فرقه ذهبيه)، ميرزا عنايت الله اخباري، پروفسور هانري كربن، دكتر فؤاد سرگين آلماني، سيد ابراهيم رفاعي راوي بغدادي، رشيد بيضوي لبنان، سيد محمد رشيد رضا (نويسندة تفسير المنار) و بسياري از انديشمندان ديگر ديدار نمود.
وي براي تأليف زندگينامه‎هاي علما، سادات و امامزاده‎ها گاه به قبرستانهاي كهن مي‎رفت و با خواندن نبشته‎هاي قبرهاي علماء، ادباء، شعراء، سادات و امامزاده‎ها مي‎پرداخت. ايشان در سالهاي 1350ـ1351 ق. به اصفهان رفت و يك هفته در گورستان تخت فولاد به ثبت تاريخ ولادت و فوت علماي به خاك سپرده شده در آن قبرستان پرداخت. بسياري از گورستانهاي ديگر اصفهان را نيز مورد تحقيق قرار داد و اطلاعات سودمندي بدست آورد. همگام با نهضت امام -
نهضت امام خميني در سال 1341 با پشتيباني مراجع تقليد همراه بود. آية الله مرعشي نجفي هماره از نهضت امام خميني حمايت كرد. بارها اعلاميه داد و به افشاگري پرداخت. ايشان در پي دستگيري امام خميني در سال 1342، با ارسال اعلاميه شديد اللحني به رژيم پهلوي، خواستار آزادي امام خميني شدند.
ايشان همراه مراجع تقليد و علماي طراز اول كشور براي آزادي امام خميني به تهران سفر نمود و در اين راه زحمت فراواني متحمل شد. ايشان در سال 1342، در پاسخ نامه جمعي از طلاب مي‎فرمايد:
چنان چه كراراً اين جانب عقيدة خود را اظهار كرده‎ام، باز هم به موجب اين سؤال عرض مي‎كنم كه حضرت آية الله خميني ـ دامت بركاته ـ يكي از مراجع تقليد عالم تشيع هستند و از اساطين روحانيت اسلام و از مفاخر عالم تشيع.
آية الله العظمي مرعشي نامه‎ها و تلگرافهاي فراواني در جهت حمايت از امام خميني براي مراجع تقليد شيعه مقيم ايران و عراق مي‎فرستاد.
ايشان پس از تبعيد امام خميني به تركيه، در سخنرانيها و اعلاميه‎ها اين عمل رژيم پهلوي را محكوم مي‎نمود و براي شهداي 15 خرداد، مجلس يادبود برپا مي‎سازد. آية‌ الله مرعشي هماره از انقلاب اسلامي پشتيباني مي‎نمايد و جنايتهاي رژيم پهلوي را افشا مي‎نمايد. ايشان پس از شهادت آية الله حاج آقا مصطفي خميني در سال 1356، براي وي مجلس ترحيمي در حسينيه خويش برپا مي‎كند، كه پايان اين مجلس به سر دادن شعارهاي كوبنده عليه رژيم پهلوي و دستگيري شماري از مردم پيوند مي‎خورد.
آية الله مرعشي در طول سالهاي تبعيد امام خميني، با ايشان در ارتباط بودند و با اوج گيري انقلاب اسلامي در سال 1356 همراه مراجع تقليد شيعه با فرستادن اعلاميه‎ها به هدايت نهضت مي‎پردازد.
پس از پيروزي انقلاب اسلامي نيز ايشان هماره از نظام جمهوري اسلامي حمايت كرد و در مناسبتهاي مختلف با ارسال پيامها به تقويت نظام پرداختند.
وفات: سرانجام مرجع بزرگ تقليد شيعه، در روز چهار شنبه 7/6/1369، در 96 سالگي دار فاني را وداع گفت و به اجداد پاكش پيوست و پيكر پاكش با حضور انبوه مردم عزادار در جوار كتابخانه بزرگش به خاك سپرده شد[2] درود و رحمت خدا بر او باد. و السلام.

پی نوشت

[1] . ارقام مربوط به سال 1372 ش. است.
[2] . تمامي مطالب برگرفته از كتاب «شهاب شريعت، درنگي در زندگي حضرت آية الله العظمي مرعشي نجفي» نوشتة علي رفيعي (علامرودشتي) است.

منبع: www.andisheqom.com
[ دوشنبه چهارم بهمن 1389 ] [ 9:23 ] [ سيد مرتضي ] [ ]
در این بخش براتون زندگینامه نورانی حضرت علی علیه السلام رو گذاشتم که مطالعه کنید بعد از اینکه مطالعه کردید خودتان قضاوت کنید که چه کسی مستحق جانشینی پامبر بوده است.
زندگینامه حضرت علی (ع)

ولادت:

حضرت علی ( ع ) نخستین فرزند خانواده هاشمی است كه پدر و مادر او هر دو فرزند هاشم اند . پدرش ابوطالب فرزند عبدالمطلب فرزند هاشم بن عبدمناف است و مادر او فاطمه دختر اسد فرزند هاشم بن عبدمناف می باشد . خاندان هاشمی از لحاخ فضائل اخلاقی و صفات عالیه انسانی در قبیله قریش و این طایفه در طوایف عرب ، زبانزد خاص و عام بوده است . فتوت ، مروت ، شجاعت و بسیاری از فضایل دیگر اختصاص به بنی هاشم داشته است . یك از این فضیلتها در مرتبه عالی در وجود مبارك حضرت علی ( ع ) موجود بوده است . فاطمه دختر اسد به هنگام درد زایمان راه مسجدالحرام را در پیش گرفت و خود را به دیوار كعبه نزدیك ساخت و چنین گفت : خداوندا ! به تو و پیامبران و كتابهایی كه از طرف تو نازل شده اند و نیز به سخن جدم ابراهیم سازنده این خانه ایمان راسخ دارم . پرودگارا ! به پاس احترام كسی كه این خانه را ساخت ، و به حق ( 2 ) كودكی كه در رحم من است ، تولد این كودك را بر من آسان فرما ! لحظه ای نگذشت كه دیوار جنوب شرقی كعبه در برابر دیدگان عباس بن عبدالمطلب و یزید بن تعف شكافته شد . فاطمه وارد كعبه شد ، و دیوار به هم پیوست . فاطمه تا سه روز در شریفترین مكان گیتی مهمان خدا بود . و نوزاد خویش سه روز پس از سیزدهم رجب سی ام عام الفیل فاطمه ( 3 ) را به دنیا آورد . دختر اسد از همان شكاف دیوار كه دوباره گشوده شده بود بیرون آمد و گفت : ( 4 ) پیامی از غیب شنیدم كه نامش را علی بگذار .



دوران كودكی:

حضرت علی ( ع ) تا سه سالگی نزد پدر و مادرش بسر برد و از آنجا كه خداوند می خواست ایشان به كمالات بیشتری نائل آید ، پیامبر اكرم ( ص ) وی را از بدو تولد تحت تربیت غیر مستقیم خود قرار داد . تا آنكه ، خشكسالی عجیبی در مكه واقع شد . ابوطالب عموی پیامبر ، با چند فرزند با هزینه سنگین زندگی روبرو شد . رسول اكرم ( ص ) با مشورت عموی خود عباس توافق كردند كه هر یك از آنان فرزندی از ابوطالب را به نزد خود ببرند تا گشایشی در كار ابوطالب باشد . عباس ، جعفر را و پیامبر ( ص ) ، ( 5 ) علی ( ع ) را به خانه خود بردند . به این طریق حضرت علی ( ع ) به طور كامل در كنار پیامبر قرار گرفت . علی ( ع ) آنچنان با پیامبر ( ص ) همراه بود ، حتی هرگاه پیامبر از شهر ( 6 )خارج می شد و به كوه و بیابان می رفت او را نیز همراه خود می برد . بعثت پیامبر ( ص ) و حضرت علی ( ع ) شكی نیست كه سبقت در كارهای خیر نوعی امتیاز و فضیلت است . و خداوند در آیات بسیاری بندگانش را به انجام آنها ، و سبقت گرفتن بر یكدیگر ( 7 )دعوت فرموده است . از فضایل حضرت علی ( ع ) است كه او نخستین فرد ایمان آورنده به پیامبر ( ص ) باشند . ابن ابی الحدید در این باره می گوید : بدان كه در میان اكابر و بزرگان و متكلمین گروه معتزله اختلافی نیست كه علی بن ابیطالب نخستین فردی است كه به اسلام ایمان آورده و پیامبر خدا را تایید كرده است .



حضرت علی ( ع ) نخستین یاور پیامبر ( ص ):

پس از وحی خدا و برگزیده شدن حضرت محمد ( ص ) به پیامبری و سه سال دعوت مخفیانه ، سرانجام پیك وحی فرا رسید و فرمان دعوت همگانی داده شد . در این میان تنها حضرت علی ( ع ) مجری طرحهای پیامبر ( ص ) در دعوت الهیش و تنها همراه و دلسوز آن حضرت در ضیافتی بود كه وی برای آشناكردن خویشاوندانش با اسلام و دعوتشان به دین خدا ترتیب داد . در همین ضیافت پیامبر ( ص ) از حاضران سؤوال كرد : چه كسی از شما مرا در این راه كمك می كند تا برادر و وصی و نماینده من در میان شما باشد ؟ فقط علی ( ع ) پاسخ داد : ای پیامبر خدا ! من تو را در این راه یاری می كنم پیامبر ( ص ) بعد از سه بار تكرار سؤوال و شنیدن همان جواب فرمود : ای خویشاوندان و بستگان من ، بدانید كه علی ( ع ) برادر و وصی و خلیفه پس از من در میان شماست . از افتخارات دیگر حضرت علی ( ع ) این است كه با شجاعت كامل برای خنثی كردن توطئه مشركان مبنی بر قتل رسول خدا ( ص ) در بستر ایشان خوابید و زمینه هجرت پیامبر ( ص ) را آماده ساخت .



حضرت علی ( ع ) بعد از هجرت:

بعد از هجرت حضرت علی ( ع ) و پیامبر ( ص ) به مدینه دو نمونه از فضایل علی ( ع ) را بیان می نمائیم : 1 - جانبازی و فداكاری در میدان جهاد : حضور وی در 26 غزوه از 27غزوه پیامبر ( ص ) و شركت در سریه های مختلف از افتخارات و فضایل آن حضرت است . 2 - ضبط و كتابت وحی ( قرآن ) كتابت وحی و تنظیم بسیاری از اسناد تاریخی و سیاسی و نوشتن نامه های تبلیغی و دعوتی از كارهای حساس و پرارج امام ( ع ) بود . ایشان آیات قرآن چه مكی و چه مدنی ، را ضبط می كرد . به همین علت است كه وی را از كاتبان وحی و حافظان قرآن به شمار می آورند . در این دوران بود كه پیامبر ( ص ) فرمان اخوت و برادری مسلمانان را صادر فرمود و با حضرت علی ( ع ) پیمان برادری و اخوت بست و به حضرت علی ( ع ) فرمود : تو برادر من در این جهان و سرای دیگر هستی . به خدایی كه مرا به حق برانگیخته است ... تو را به برادری خود انتخاب می كنم ، اخوتی كه دامنه آن هر دو جهان ( 8 )را فرا گیرد . حضرت علی ( ع ) داماد رسول اكرم ( ص ) عمر و ابوبكر با مشورت با سعد معاذ رئیس قبیله اوس دریافتند جز علی ( ع ) كسی شایستگی زهرا ( س ) را ندارد . لذا هنگامی كه علی ( ع ) در میان نخلهای باغ یكی از انصار مشغول آبیاری بود موضوع را با ایشان در میان نهادند و ایشان فرمود : دختر پیامبر ( ص ) مورد میل و علاقه من است . و به سوی خانه رسول به راه افتاد . وقتی به حضور رسول اكرم ( ص ) رسید ، عظمت محضر پیامبر ( ص ) مانع از آن شد كه سخنی بگوید ، تا اینكه رسول اكرم ( ص ) علت رجوع ایشان را جویا شد و حضرت علی ( ع ) با تكیه به فضایل و تقوا و سوابق درخشان خود در اسلام فرمود : آیا صلاح می دانید كه فاطمه را در عقد من درآورید ؟ پس از موافقت حضرت زهرا ( س ) آن حضرت به دامادی رسول اكرم ( ص ) نائل آمدند .



غدیر خم:

پیامبر ( ص ) بعد از اتمام مراسم حج در آخرین سال عمر پربركتش در راه برگشت در محلی به نام غدیرخم در نزدیكی جحفه دستور توقف داد ، زیرا پیك وحی فرمان داده بود كه پیامبر ( ص ) باید رسالتش را به اتمام ( 9 )برساند . پس از نماز ظهر پیامبر ( ص ) بر بالای منبری از جهاز شتران رفت و فرمود : ای مردم ! نزدیك است كه من دعوت حق را لبیك گویم و از میان شما بروم درباره من چه فكر می كنید ؟ مردم گفتند : گواهی می دهیم كه تو آیین خدا را تبلیغ می كردی پیامبر فرمود : آیا شما گواهی نمی دهید كه جز خدای یگانه ، خدایی نیست و محمد بنده خدا و پیامبر اوست ؟ مردم گفتند : آری ، گواهی می دهیم . سپس پیامبر ( ص ) دست حضرت علی ( ع ) را بالا گرفت و فرمود : ای مردم ! در نزد مؤمنان سزاوارتر از خودشان كیست ؟ مردم گفتند : خداوند و پیامبر او بهتر می دانند . سپس پیامبر فرموند : ای مردم ! هر كس من مولا و رهبر او هستم ، علی هم مولا و رهبر اوست . و این جمله را سه بار تكرار فرمودند . بعد مردم این انتخاب را به حضرت علی ( ع ) تبریك گفتند و با وی بیعت نمودند .



حضرت علی ( ع ) بعد از رحلت رسول اكرم ( ص ):

پس از رحلت رسول اكرم ( ص ) به علت شرایط خاصی كه بوجود آمده بود ، حضرت علی ( ع ) از صحنه اجتماع كناره گرفت و سكوت اختیار كرد. نه در جهادی شركت می كرد و نه در اجتماع به طور رسمی سخن می گفت . شمشیر در نیام كرد و به وظایف فردی و سازندگی افراد می پرداخت . فعالیتهای امام در این دوران به طور خلاصه اینگونه است : 1 - عبادت خدا آنهم در شان حضرت علی ( ع ) 2 - تفسیر قرآن و حل مسائل دینی و فتوای حكم حوادثی كه در طول 23سال زندگی پیامبر ( ص ) مشابه نداشت . 3 - پاسخ به پرسشهای دانشمندان ملل و شهرهای دیگر . 4 - بیان حكم بسیاری از رویدادهای نوظهور كه در اسلام سابقه نداشت . 5 - حل مسائل هنگامی كه دستگاه خلافت در مسائل سیاسی و پاره ای از مشكلات با بن بست روبرو می شد . 6 - تربیت و پرورش گروهی كه از ضمیر پاك و روح آماده ، برای سیر و سلوك برخوردار هستند . 7 - كار و كوشش برای تامین زندگی بسیاری از بینوایان و درماندگان تا آنجا كه با دست خویش باغ احداث می كرد و قنات استخراج می نمود و سپس آنها را در راه خدا وقف می نمود .



خلافت حضرت علی ( ع ):

در زمان خلافت حضرت علی ( ع ) جنگهای فراوانی رخ داد از جمله صفین ، جمل و نهروان كه هر یك پیامدهای خاصی به دنبال داشت .



شهادت امام علی ( ع ):

بعد از جنگ نهروان و سركوب خوارج برخی از خوارج از جمله عبدالرحمان بن ملجم مرادی ، و برك بن عبدالله تمیمی و عمروبن بكر تمیمی در یكی از شبها گرد هم آمدند و اوضاع آن روز و خونریزی ها و جنگهای داخلی را بررسی كردند و از نهروان و كشتگان خود یاد كردند و سرانجام به این نتیجه رسیدند كه باعث این خونریزی و برادركشی حضرت علی ( ع ) و معاویه و عمروعاص است . و اگر این سه نفر از میان برداشته شوند ، مسلمانان تكلیف خود را خواهنددانست . سپس با هم پیمان بستند كه هر یك از آنان متعهد كشتن یكی از سه نفر گردد . ابن ملجم متعهد قتل امام علی ( ع ) شد و در شب نوزدهم ماه رمضان همراه چند نفر در مسجد كوفه نشستند . آن شب حضرت علی ( ع ) در خانه دخترش مهمان بودند و از واقعه صبح با خبر بودند ، وقتی موضوع را با دخترش در میان نهاد ، ام كلثوم گفت : فردا جعده را به مسجد بفرستید . حضرت علی ( ع ) فرمود : از قضای الهی نمی توان گریخت . آنگاه كمربند خود را محكم بست و در حالی كه این دو بیت را زمزمه می كرد عازم مسجد شد . كمر خود را برای مرگ محكم ببند ، زیرا مرگ تو را ملاقات خواهدكرد . و از مرگ ، آنگاه كه به سرای تو درآید ( 10 ) . جزع و فریاد مكن ابن ملجم ، در حالی كه حضرت علی ( ع ) در سجده بودند ، ضربتی بر فرق مبارك خون از سر حضرتش در محراب جاری شد و محاسن ( 11 ) آن حضرت وارد ساخت . شریفش را رنگین كرد . در این حال آن حضرت فرمود : فزت و رب الكعبه به خدای كعبه سوگند كه رستگار شدم سپس آیه 55سوره طه را تلاوت فرمود : شما را از خاك آفریدیم و در آن بازتان می گردانیم و بار دیگر از آن ( 12 ) بیرونتان می آوریم . حضرت علی ( ع ) در واپسین لحظات زندگی نیز به فكر صلاح و سعادت مردم بود و به فرزندان و بستگان و تمام مسلمانان چنین وصیت فرمود : شما را به پرهیزكاری سفارش می كنم و به اینكه كارهای خود را منظم كنید و اینكه همواره در فكر اصلاح بین مسلمانان باشید . یتیمان را فراموش نكنید ، حقوق همسایگان را مراعات كنید . قرآن را برنامه ی عملی خود قرار دهید . نماز را بسیار گرامی بدارید كه ستون دین شماست . حضرت علی ( ع ) در 21ماه رمضان به شهادت رسید و در نجف اشرف به خاك سپرده شد ، و مزارش میعادگاه عاشقان حق و حقیقت شد . - سوره احزاب ، آیه 21.

( 1 ) - فروغ ولایت ، ص 35( كشف الغمه ، ج 1 ، ص 90) .

( 2 ) - آفتاب ولایت ، ص 19( الخرائج و الجرائح ، ج 1 ، ص 171، ش 1 ) .

( 3 ) - آفتاب ولایت ، ص 19( بحارالانوار ، ج 35، ص 18) .

( 4 ) - فروغ ولایت ، ص 37( سیره ابن هشام ، ج 1 ، ص 236) .

( 5 ) - فروغ ولایت ، ص 38

( 6 ) - آفتاب ولایت ، ص 131( سوره بقره ، آیه 148) .

( 7 ) - فروغ ولایت ، ص 86( مستدرك حاكم ، ج 3 ، ص 14، استیعاب ، ج 3 ،

( 8 ) ص 35) - فروغ ولایت ، ص 141( سوره مائده ، آیه 67)

( 9 ) - فروغ ولایت ، ص 697

( 10 ) - فروغ ولایت ، ص 697( بحارالانوار ، نقل از مالی ، ج 9 ، ص 650)

( 11) - فروغ ولایت ، ص 697 ( 12 )

[ دوشنبه چهارم بهمن 1389 ] [ 9:5 ] [ سيد مرتضي ] [ ]

 نسب رسول خدا(ص)
مطابق آنچه ميان مورخين مسلم است نسب رسول خدا(ص)تا«عدنان»كه بيست و يكمين جد آن حضرت بوده اين گونه است: محمد بن عبد الله بن عبد المطلب بن هاشم بن عبد مناف بن قصى بن كلاب بن مرة بن كعب بن لوى بن غالب بن فهر بن مالك بن نضر بن كنانة بن خزيمة بن مدركة بن الياس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان.

و پس از عدنان تا حضرت اسماعيل(ع)و همچنين پس از ابراهيم(ع)تا حضرت آدم در عدد اجداد آن حضرت و نامهاى ايشان در بسيارى از موارد ميان اهل تاريخ اختلاف است و از رسول خدا (ص)نيز روايت شده كه فرمود:

«اذا بلغ نسبى الى عدنان فامسكوا»

[چون نسب من به عدنان رسيد خوددارى كنيد(و از او بالاتر نرويد.)]

خاندانى كه رسول خدا(ص)در ميان آنها به دنيا آمد.از بهترين خاندانهاى عرب و شريفترين آنها بود و بزرگترين منصبها و سيادتها در آنها وجود داشت.زيرا منصب سقايت و اطعام حاجيان كه بزرگترين افتخار و بهترين منصبها بود از راه ارث به خاندان بنى هاشم و عبد المطلب جد آن بزرگوار رسيده بود.

عدنان
پدران آن حضرت تا به عدنانـكه نام برديمـهمگى از بزرگان زمان خويش و بيشتر آنها از فرمانروايان مكه و حجاز بودند وـاز نظر معنوى و ايمان نيز چنانكه مورد اتفاق علماى اماميه رضوان الله عليهم مى‏باشدـهمگان موحد و خدا پرست بوده و از عدنان تا حضرت آدم(ع)نيز اين گونه بوده‏اندـگذشته از اينكه بسيارى از آنان چون حضرت اسماعيل و ابراهيم و نوح(ع)از پيغمبران بزرگوار الهى و بلكه برخى آنان از انبياى اولوالعزم مى‏باشند.

سر سلسله اين دودمان شريف يعنى عدنان از مردان بزرگ زمان خويش و از فصحا و دلاوران بوده و در برخى از تواريخ آمده كه روزى در بيابان شام هشتاد سوار او را تعقيب كرده و بدو حمله بردند و او يك تنه با ايشان جنگ كرد تا آنكه اسبش از پاى درآمد و كشته شد،و پياده با آنان جنگيد تا وقتى كه خداوند او را از شر آنان نجات بخشيد.

مضر
و ديگر مضر بن نزار است كه بر طبق حديثى پيغمبر(ص)فرمود:مضر را دشنام نگوييد كه او بر دين ابراهيم(ع)بوده و از سخنان اوست كه گويد:

«من يزرع شرا يحصد ندامة».

[كسى كه شرى بكارد ندامت و پشيمانى درو كند.]

و گويند:مضر داراى آواز خوشى بود كه در زمان او كسى آوازش مانند وى نبوده و او نخستين كسى است كه«حدى» (1) براى شتران خواند.

و برخى گفته‏اند:ـقريشـبه كسانى گويند كه نسبشان به مضر برسد. (2)

الياس
و ديگر الياس است كه در ميان قوم خود به سيادت و بزرگى معروف گشت و همگان اطاعتش را گردن نهادند.و او نخستين كسى است كه شترهايى براى خانه كعبه قربانى كرد.

و گويند:مثل او در عرب همانند لقمان حكيم است در ميان قوم خويش.و چون از دنيا رفت همسرش كه زنى بود به نام خندف از شدت تأثرى كه از مرگ شوهر بدو دست داد با خود عهد كرد كه زير سقف و سايبانى نرود و همچنان بود تا از دنيا رفت.

مدركه
و ديگر مدركه است كه گويند نامش عمرو بوده و سبب اينكه او را مدركه گفتند بدان جهت بود كه وى درجه اعلاى عزت و بزرگى را در ميان قوم خود درك كرد،و بدان رسيد.

كنانه
و در شرح حال كنانه مى‏نويسند مردى زيبا صورت و عظيم القدر بود و عربها به خاطر علم و دانش و فضيلتى كه داشت نزدش مى‏آمدند و از دانش او بهره‏مند مى‏شدند،و از كسانى است كه ظهور رسول خدا(ص)را به مردم بشارت مى‏داد و مى‏گفت:زمان ظهور پيغمبرى به نام احمد كه مردم را به سوى خداى يكتا و كار نيك و احسان و مكارم اخلاق دعوت مى‏كند نزديك گشته،از او پيروى كنيد.

نضر
مشهور ميان مورخين و فقهاى اسلام آن است كه نضر پدر قريش است و هر كس نسبش به او رسيد قرشى است.چنانكه در حديثى از رسول خدا(ص)نيز اين مطلب‏روايت شده است. (3) و نضر در لغت از«نضارت»به معناى زيبايى صورت و جمال گرفته شده و چون نضر بسيار زيبا روى بوده او را به اين نام مى‏خواندند.

فهر
برخى از اهل تاريخ نوشته‏اند:در زمان فهر يكى از سركردگان يمن به نام حسان بن عبد كلال با قبيله«حمير»به قصد شهر مكه حركت كرد تا سنگهاى خانه كعبه را با خود به مملكت يمن برده و در آنجا به وسيله آن سنگها خانه‏اى بنا كند و حاجيان را به آنجا سوق داده يمن را زيارتگاه آنان كند،فهر كه اين خبر را شنيد در تهيه لشكر برآمده قبايل عرب را گرد آورد و به جنگ حسان رفت و او را اسير كرده و قبيله«حمير» را شكست داد و حسان سه سال در اسارت فهر بود تا آنكه مال بسيارى براى آزادى خود پرداخت،و چون آزاد شد به سوى يمن حركت كرد و در بين راه از دنيا برفت.و همين امر سبب عظمت فهر گرديد تا آنجا كه اعراب همگى سر به فرمان او درآوردند.

كعب
از آن جمله كعب است كه قوم خود را در روزهاى جمعهـكه آن را يوم العروبة مى‏ناميدندـجمع مى‏كرد (4) ،و ايشان را موعظه مى‏نمود،و به آمدن پيغمبرى از صلب‏خويش مژده مى‏داد،و ابياتى در اين باره از وى نقل كنند كه از آن جمله است:

على غفلة ياتى النبى محمد
فيخبر اخبارا صدوق خبيرها

و همچنين:

يا ليتنى شاهد فحواء دعوته‏
حين العشيرة تبغى الحق خذلانا

در وجه تسميه وى به كعب گويند به خاطر علو مقام و بزرگى او بوده،زيرا عرب هر چيز مرتفع و بلند را كعب گويد،چنانكه كعبه را از همين جهت كعبه گويند.

و به خاطر بزرگى و شخصيت او بود كه پس از آنكه از دنيا رفت اعراب روز مرگ او را تاريخ خود قرار دادند و تاـعام الفيلـيعنى سالى كه ابرهه به مكه لشكر كشيد و به امر پروردگار با سنگريزه‏هاى پرندگانـابابيلـخود و لشكريانش نابود گشتندـتاريخ خود را از روى همان روز مرگ كعب تعيين مى‏كردند.و پس از آن«عام الفيل»و سپس مرگ عبد المطلب را تاريخ قرار دادند،تا وقتى كه در اسلام هجرت مبدأ تاريخ قرار گرفت.

قصى بن كلاب
و ديگر قصى بن كلاب است كه نام اصلى او زيد بود و او را«مجمع»مى‏گفتند چون قريش را پس از پراكندگى بسيار،گرد هم آورد و همگان مطيع او گشتند،و از رسول خدا(ص)نيز روايت شده كه آن حضرت او را بدين نام خوانده است و شاعر عرب نيز در اين باره گويد:

قصى لعمرى كان يدعى مجمعا
به جمع الله القبائل من فهر

قصى چنانكه گفتيم نامش زيد بود و سبب آنكه او را قصى ناميدند آن بود كه چون پدرش كلابـهنگامى كه قصى كودكى خردسال بودـاز دنيا رفت مادرش كه فاطمه نام داشت به مردى از قبيله عذرة بن سعدـكه نامش ربيعه بودـشوهر كرد،و ربيعه پس از اين ازدواج فاطمه را با خود برداشته به ميان قبيله خود كه در سمت شام سكونت داشتند برد،و قصى را نيز كه كودكى خردسال بود به همراه خود بردند و از موطن اصلى اوـكه مكه بودـدورش ساختند و از اين رو وى را قصىـكه به معناى دور شده‏از وطن استـناميدند.

و به دنبال همين ماجرا بود كه قصى به شهر مكه بازگشت و چون قريش راـكه در آن وقت تحت فرمانروايى قبايل ديگر در مكه زندگى مى‏كردندـزبون و پراكنده ديد، درصدد برآمد تا عزت از دست رفته آنها را بدانها باز گرداند و به فكر افتاد تا رياست مكه و مناصب بزرگى را كه در دست قبايل ديگر بود و قريش و فرزندان اسماعيل را بدانها سزاوارتر مى‏ديد از آنها بازستاند.و به همين منظور با بزرگان قريش و برخى قبايل ديگر گفتگو كرد و پس از تلاشهاى بسيار گروهى از قريش و همچنين خويشان مادرى خويش را گرد آورد و به ترتيب با قبايل«صوفة»،«خزاعة»و«بنى بكر»جنگ كرد و پس از جنگهاى سخت همگى آن مناصب را كه از آن جمله منصبهاى:اجازه خروج حاجيان از منى،فرمانروايى مكه و تصدى كارهاى خانه كعبه،مانند پرده‏دارى و كليد دارى و غيره بود همه به دست قصى بن كلاب و قريش افتاد،كه پس از آن برخى از آن منصبها را به صاحبان اصلى آن بازگرداند.

ابن هشام مورخ مشهور مى‏نويسد:قصى در ميان فرزندان كعب بن لوى نخستين كسى بود كه قريش را تحت فرمان خويش درآورد و منصبهاى مهم مكه مانند منصب كليددارى خانه كعبه،سقايت حاجيان با آب زمزم،اطعام آنان (5) ،رياست دار الندوه(مركز مشورت بزرگان مكه)و پرچمدارى همه به دست او افتاد.

قصى بن كلاب مكه را در ميان قريش چهار قسمت كرد و هر قسمت را به دست گروهى از ايشان سپرد.

تا آنجا كه مى‏نويسد:

كار قصى در ميان قريش تا به پايه‏اى بالا گرفت كه هر زنى مى‏خواست شوهر كند،يا هر مردى مى‏خواست زنى بگيرد و در هر كارى كه قريش مى‏خواستند مشورت كنند همگى در خانه قصى انجام مى‏شد،و هرگاه مى‏خواستند براى جنگى پرچم ببندند درخانه قصى آن را مى‏بستند،و هر دخترى مى‏خواست لباس مخصوص خود را كه در سنين معينى مى‏پوشيد بر تن كند در خانه او مى‏پوشيد و آن گاه به خانه خود مى‏رفت.فرامينى كه او صادر كرده بودـچه در زمان حيات و چه پس از مرگ اوـدر ميان قريش چون احكام دين واجب و لازم الاجرا بود.

و در تواريخ ديگر آمده است كه قريشـپيش از فرمانروايى قصى بن كلابـواهمه داشتند از اينكه در اطراف خانه كعبه،خانه‏اى بنا كنند و يا از درختان و گياهان حرم براى ساختمان خانه و منزل چيزى بكنند و قصى بن كلاب اين كار را بر آنها آزاد كرد و خود اقدام به اين كار نمود.

و از سخنان پر ارج و گرانبهايى كه از قصى به يادگار مانده اين چند جمله است كه گويد :

«من اكرم لئيما اشركه فى لؤمه،و من لم تصلحه الكرامة اصلحه الهوان،و من طلب فوق قدره استحق الحرمان،و الحسود العدو الخفى»[كسى كه به شخص پست و لئيمى اكرام كند در پستى او شريك گشته،و كسى را كه كرم و بزرگوارى اصلاحش نكند خوارى و پستى اصلاحش كند،و كسى كه بيش از اندازه خود طلب كند(و بخواهد)مستحق محروميت و حرمان است،و حسود دشمن پنهان انسان است.]

و چون هنگام مرگش فرا رسيد به فرزندانش وصيت كرده گفت:

«اجتنبوا الخمر فانها لا تصلح الابدان و تفسد الاذهان».

[از شراب بپرهيزيد كه بدنها را سازگار نيست و دلها را نيز فاسد و تباه سازد.]

عبد مناف
قصى داراى چهار پسر بود كه بزرگترين آنها عبد الدار بود ولى عبد مناف فرزند ديگر قصىـكه نام اصلى وى مغيره بود و مادرش او را عبد مناف ناميدـاز همه شريفتر و بزرگوارتر بود،زيرا در جود و سخاوت گوى سبقت را از برادران خويش ربوده بود،و از اين رو قريش او را«فياض»نام نهاده بودند.و در زيبايى و جمال نيز ضرب المثل بود تا آنجا كه بدو«قمر البطحاء»مى‏گفتند :و به همين جهت همگان او راشايسته‏تر به جانشينى پدر و حيازت منصبهاى او مى‏دانستند،و شايد همين قضاوت مردم سبب شد تا قصى بن كلاب در اواخر عمر خويش در يك مجلس رسمى منصبهاى خود را به عبد الدار كه او را از ديگران بيشتر دوست مى‏داشت واگذار نمايد و همين علاقه و محبتى كه بدو داشت و از سوى ديگر مى‏ديد كه عبد مناف و برادران ديگر در فضيلت از او پيش گرفته‏اند،سبب شد تا وى را مخاطب ساخته بدو چنين گويد:

هان!به خدا سوگند چنان خواهم كرد كه تو نيز در شرف و بزرگى به برادران خود برسىـاگر چه اكنون آنان از تو پيشى جسته‏اندـكارى خواهم كرد كه هيچ يك از قريش بدون اجازه تو وارد كعبه نشود،و هيچ پرچمى جز به دست تو براى جنگ در قريش بسته نشود،و منصب سقايت حاجيان در دست تو قرار گيرد،و حاجيان جز از طعام تو نخورند،و قريش جز در خانه تو در كارها تصميمى نگيرند.

و بدين ترتيب تمام منصبهايى را كه داشت يعنى منصب:سقايت،اطعام حاجيان،پرچمدارى،كليددارى،رياست دار الندوه،همه را پس از خود به عبد الدار واگذار نمود (6) ،فرزندان قصى نيز همگان سخنش را پذيرفته و به رياست عبد الدار و واگذارى منصبهاى فوق بدو راضى گشتند،و پس از مرگ قصى نيز تا پايان عمر براى گرفتن آنها از عبد الدار اختلافى در ميان آنها پديدار نگشت.

پى‏نوشتها:

1.«حدى»به آوازى گويند كه ساربانان براى تند رفتن شتران مى‏خوانند.

2.در اينكه«قرشى»به چه كسى اطلاق مى‏شود و قريش لقب كدام يك از اجداد رسول خدا(ص)است پنج قول است:اول،همين قول،دوم كه مشهورترين اقوال است آنكه لقب«نضر بن كنانه»است،سوم،قولى است كه قريش را لقب«فهر بن مالك»داند،چهارم،برخى ديگر گويند:لقب قصى بن كلاب است و پنجم،قولى است كه وى«الياس بن مضر»بوده است و معناى آن نيز در پاورقى صفحه بعد خواهد آمد.

3.و در وجه تسميه او به قريش نيز اختلاف است.برخى مانند ابن هشام گفته‏اند:قريش در لغت از«تقرش»است كه به معناى كسب و تجارت مى‏باشد.و ابن اسحاق گفته:قريش از تقرش به معناى تجمع است و بدان جهت به نضر قريش گفتند كه پس از تفرقه‏اى كه ميان قوم و قبيله آنان افتاده بود آنان را گرد هم جمع كرد.

و برخى گفته‏اند:سببش آن بود كه هنگامى نضر در درياى فارس در كشتى نشسته بود ناگاه حيوان بزرگى كه آن را«قريش»مى‏گفتند به كشتى نزديك شد چنانكه ساكنان كشتى از آن ترسيدند نضر كه چنان ديد تيرى برگرفت و به سوى آن حيوان انداخت و او را در جاى خود متوقف ساخت،و سپس كشتى بدان حيوان نزديك شد و نضر او را بگرفت و سرش را بريد و به مكه برد و بدان نام موسوم گشت.و گويند فرزندان او بدين نام خوانده شدند زيرا بر قبايل ديگر چيره شدند و بدين جهت نام آن حيوان بر آنان اطلاق مى‏شود،زيرا آن حيوان،حيوانات ديگر دريا را مقهور خويش ساخته بود.

و قول ديگر آن است كه چون نضر تفتيش حال بيچارگان مى‏نمود و هر كس نيازمند بود با مال و ثروت خود بى نيازش مى‏كرد از اين رو وى را«قريش»گفتند.

4.و برخى گفته‏اند:كعب نخستين كسى است كه روز جمعه را به اين نام خواند،ولى اين قول مورد قبول بسيارى از اهل تاريخ نيست.

5.داستان اطعام حاجيانـبه طورى كه همين ابن هشام مى‏نويسدـاين گونه بود كه قريش هر ساله در موسم حج آذوقه بسيارى جمع كرده و به نزد قصى بن كلاب مى‏آوردند،و او نيز به وسيله آنها براى حاجيان بى بضاعت طعامى فراهم مى‏ساخت و از ايشان پذيرايى مى‏كرد،و اين كارى بود كه قصى بن كلاب بر قريش فرض و لازم كرده بود و سپس متن دستور او را كه در اين باره صادر كرده بود نقل مى‏كند.

6.در سيره حلبيه از برخى از تواريخ نقل مى‏كند كه قصى بن كلاب منصبهاى مزبور را ميان عبد الدار و عبد مناف تقسيم كرد،بدين ترتيب كه منصب پرده دارى كعبه و رياست دار الندوه،و پرچمدارى قريش را به عبد الدار واگذار نمود،و سقايت و اطعام و رياست قريش را به عبد مناف داد،ولى آنچه را در بالا نقل كرديم مطابق سيره ابن هشام و ساير تواريخ مشهور است .
 
[ دوشنبه چهارم بهمن 1389 ] [ 8:43 ] [ سيد مرتضي ] [ ]

اهمیت هجرت ورود پیامبر و مسلمانان به مدینه ، فصل تازه ای  در زندگی پیغمبر اکرم (ص ) و
اسلام گشود. مانند کسی که از یک محیط آلوده و خفقان آور به هوای آزاد و سالم
پناه برد. بی جهت نیست که هجرت در راه خدا و برای گسترش دین خدا برابر با
جهاد است و این همه عظمت دارد.
هجرت ، یعنی دست از همه علاقه های قبلی  کشیدن و پا بر روی عادات و آداب
کهنه نهادن و به سوی زندگی نوین رفتن . رفتن شخص از جهل به سوی نور و دانایی ،
هجرت است . رفتن از ناپاکی به سوی پاکی  هجرت است . هجرت پیامبر (ص ) و
مسلمانان ازمکه (محیط اختناق و آلودگی و کینه ) به سوی مدینه (شهر صفا و نصرت و
برادری ) و به سوی  پی ریزی زندگی اجتماعی اسلامی ، نخستین گام بلند در پیروزی و
گسترش اسلام و جهانی شدن آن بود. نظر به اهمیت هجرت بود که بعدها در زمان
خلیفه دوم به پیشنهاد علی (ع )، این سال مبدا تاریخ اسلام یعنی (هجری ) شد.



نخستین گام وقتی پیامبر اکرم (ص ) آن همه استقبال و شادی  و شادمانی را از مردم مدینه
دید، اولین کاری که کرد این بود که ، طرح ساختن مسجدی را برای مسلمانان پی افکند.
مسجد تنها محلی برای خواندن نماز نبود. در مسجد تمام کارهای قضائی و اجتماعی 
مربوط به مسلمانان انجام می شد.
مسجد مرکز تعلیم و تربیت و اجتماعات اسلامی  از هر قبیل بود. شعرا اشعار
خود را در مسجد می خواندند. مسلمانان در کنار هم و پیامبر اکرم (ص ) در کنار آنها
با عشق و علاقه به ساختن مسجد پرداختند. پیامبر اکرم (ص ) خود سنگ بر دوش
می کشید و مانند کارگر ساده ای کار می کرد. این مسجد همان است که اکنون با عظمت
برجاست و بعد از مسجد الحرام ، دومین مسجد جهان است .
پیامبر بین دو قبیله "اوس " و "خزرج " که سالها جنگ بود،
صلح و آشتی برقرار
کرد. بین "مهاجران " و مردم مدینه که مهاجران را در خانه های خود پذیرفته بودند
یعنی "انصار"، پیمان برادری برقرار کرد. پیامبر (ص )، توحید اسلامی و پیوند
اعتقادی و برادری را جایگزین روابط قبیلگی کرد. با منشوری که صادر فرمود، در
حقیقت "قانون اساسی " جامعه اسلامی را در مدینه تدوین کرد و مردم مسلمان را در
حقوق و حدود برابر اعلام فرمود. طوایف یهود را که در داخل و خارج مدینه بسر
می بردند امان داد.
بطور خلاصه ، پیامبر (ص ) از مردمی کینه توز، بی  خبر از قانون و نظام اجتماعی 
و گمراه ، جامعه ای متحد، برادر، بلند نظر و فداکار بوجود آورد. بتدریج از سال دوم
برابر حملات دشمنان اسلام ، اقدامات رزمی و دفاعی صورت گرفت

ادامه مطلب
[ دوشنبه چهارم بهمن 1389 ] [ 8:43 ] [ سيد مرتضي ] [ ]
زندگینامه حضرت آیة الله جوادی آملی از زبانخودشان

در سال 1312 هجری شمسی در شهر آمل در خانواده‏ای روحانی پا به عرصه وجود نهادم. مرحوم پدرم که از علمای آمل بود و عمری را به ارشاد و هدایت مردم گذرانده بود دردوره فشارهای رضاخانی و عسرت روحانیان، رسالت‏خود را در تشویق بنده و امثال من بهتحصیل علوم دینی دنبال کرد. پس از طی تحصیلاتی ابتدایی در 1325 و پایان دوران تلخرضاخانی و بازگشایی حوزه‏های علمیه، وارد حوزه علمیه آمل شدم. پدرم همچون سایرعلمای اسلام معتقد بود که تعلیم بدون تزکیه، ابتر و نافرجام است و چون زاهدترین ومعروف‏ترین روحانی آن زمان، به جز مرحوم آیة الله غروی، مرحوم آیة الله فرسیو (رضوان الله تعالی علیهما) بود پدرم مرا نزد وی برد تا اولین درس را تیمناً وتبرکاً در محضر او بیاموزم.
آن بزرگوار با تلقین «بسم الله الرحمن الرحیم‏» و درس اول جامع المقدمات بنده رابه شاگردی پذیرفت و همراه حدیث «اول العلم معرفة الجبار و آخر العلم تفویض الامرالیه‏» تزکیه را نیز به سراسر وجودم اشراب کرد، یادش گرامی و نامش جاوید باد آن مردالهی که لذت نوشیدن معارف الهی را از کوثر صادقین با ما چشاند و در ابتدای فراگیریعلم، معرفت پروردگاری را به ما آموخت که جبر هر شکسته‏ای و جبران هر نقیصه‏ای دردست آن کامل محض است.
علوم مقدماتی شامل نحو و صرف و معانی و بیان و اصول در حد معالم را هم از محضرمرحوم پدرم و هم از محضر حجج اسلام مرحوم اشراقی، اعتمادی و رجایی (رضوان اللهعلیهم) استفاده کردم، شرح لمعه را در خدمت مرحوم حجة الاسلام میرزا رضا روحی و حجةالاسلام مرحوم طبرسی (رحمهما الله) و دیگر اساتید آن روز آموختم. بخش مهمی ازقوانین الاصول را از محضر مرحوم آیة الله محمد غروی که فقیهی نامور و استادی ماهربود فیض بردم و بخشی دیگر را از مرحوم حجة الاسلام حاج ضیاء الدین آملی فرا گرفتم وبا راهنمایی وی که فرزند بزرگوار مرحوم حاج شیخ محمد تقی آملی بود مدتی در مدرسهمسجد امام حسن عسکری (علیه السلام) سکنی گزیدم. گرچه همه مدرسه‏ها با برکت بود ولیبرکاتی که طی آن یکسال در این مدرسه نصیبم شد در دیگر مدارس به یاد ندارم.
نوع طلبه‏های ساکن در آن مدرسه موفق به شب زنده‏داری بودند. امالی مرحوم صدوق رادر روزهای تعطیلی در محضر حجة الاسلام آملی می‏آموختم. همزمان مشغول حفظ سوره هود وآموختن تفسیر آن شدم. آن بزرگوار در ترویج کتاب و سنت، سعی بلیغی داشت و می‏کوشیدتا طلبه‏ها ضمن آموختن علوم ادبی، منطق، کلام، فقه و اصول با کتاب و سنت نیز آشناشوند و مستقیماً در خدمت کتاب و سنت باشند.
پس از اتمام قوانین و شرح لمعه عزم هجرت به حوزه مشهد مقدس رضوی را داشتم کهتوفیق این شرفیابی حاصل نشد و حدود سال 1330 بود که از آمل به تهران مهاجرت کردم. شعله اشتیاق به فراگیری تفسیر و حدیث در عمق وجودم بر افروخته شده بود، در تهران درمعیت مرحوم والد به محضر آیة الله حاج شیخ محمد تقی آملی رسیدیم تا با هدایت وراهنمایی ایشان مدرسه و استاد انتخاب کنیم، آن عالم ربانی ما را به مدرسه مرویهدایت کرد و آن مدرسه را مدرسه‏ای شایسته دانست.
آن روز بهترین مدرسه مدرسه مروی بود که در آنجا هم دروس سطوح عالیه تدریس می‏شدو هم دروس خارج، هم معقول و هم منقول، هم کلام و هم اصول. مرحوم آملی به ما آموختکه یک درس فقه بخوانید; یک اصول و یک معقول. من نیز پس از امتحان ورودی سنگینی کهانجام شد در درس مکاسب، رسائل و شرح تجرید شرکت جستم. در تهران، محضر اساتید بزرگیرا درک کردم; سطوح عالیه را خدمت مرحوم فشارکی و مرحوم جاپلقی آموختم، فلسفه و شرحمنظومه و طبیعیات اشارات و مقداری از علوم عامه اسفار، شرح چغمینی و مقداری ازمقدمه بهادری را خدمت علامه ذی فنون، مرحوم شعرانی (رضوان الله علیه) که محققی کمنظیر و عالمی کم بدیل و جامع معقول و منقول بود، فرا گرفتم
.

ادامه مطلب
[ یکشنبه سوم بهمن 1389 ] [ 11:6 ] [ سيد مرتضي ] [ ]
گروه بندی استانی : مازندران
 
نام شهر
استان مازندران
 
توضیحات
مازندران استان سرسبز و باصفايي در شمال ايران است كه در ساحل جنوبي خزر واقع شده و جاذبه هاي پرشمار طبيعي, تاريخي, فرهنگي و اجتماعي را دربرگرفته است. اين خطه با ارزش ايران از چشم اندازهاي بديع طبيعي, تاريخ غني, كشاورزي و دام داري پررونق و بازرگاني پويا برخوردار است. چشم انداز شمالی كناره های استان مازندران را دريای نيلگون, زيبا وآرام مازندران تشكيل می دهد و چشم انداز جنوبی آن را جنگل های انبوه دامنه های البرز پوشانده است. دره ها و چشم اندازهای پيرامون استان، جلوه هاي شگفت انگيزي از طبيعت را به نمايش گذاشته اند. پيرامون كناره های دريای مازندران را باغ های مركبات، شالی زارها, كشت زارهای سرسبز و ويلاهاي و مراكز اقامتي پوشانده و جلوه های شگفت انگيز و زيبايي را به وجود آورده اند. آبشارهای مازندران به دليل شرايط طبيعی هم دركوهستان وجود دارند و هم در بيشه ها و جنگل ها و در برخی نواحی نيز تركيبی از مجموعه كوهستانی را باهم دارند. دره هاي استان در امتداد رودخانه ها كشيده شده و پيرامون آن ها راانبوهی از جنگل های بلند با پوشش گياهی متنوع فرا گرفته است. انواع جاذبه هاي تاريخي چون امام زاده ها, مسجد ها, پل ها, آب انبارها, قلعه ها و كاخ هاي متعدد و .... در كنار ساير جاذبه هاي استان مازندران اين منطقه را به يكي از جذاب ترين و پرگردشگر ترين مناطق ايران تبديل نموده است.

مکان های دیدنی و تاریخی


استان مازندران از مكان هاي ديدني و تاريخي زيادي برخوردار است كه عبارتنداز: آبشار داراب كلا, آبشار سواسره, آبشار ايج يا ده قلو, آبشار آزارك, آبشار چاردر, آبشار ريش براز, آبشار اكاپل, آبشار هريجان, آبشار شاهاندشت, آبشار تيمره, آبشار پرومد, آب معدنی استرآباكو, آب معدنی آمرلو, آبگرم رينه, پارك جنگلی شهيد زارع, پارك جنگلی چالوس (فی ين ), پارك جنگلی نمك آبرود, پارك جنگلی نور, پارك ملی خشكه داران, پارك ملی خشكه داران, پارك جنگلی سی سنگان, تالاب لپو – پلنگان, تپه كش, تپه امام زاده كتی, تپه های شال كتی، بالكن، چهاركتی, جنگل های نكا, چشمه آب گرم آب آهن يا آب فرنگی, چشمه آب گرم آب اسك, چشمه های جواهرده، كتالم، ‌و سادات محله, درياچه ساهون, درياچه سد لار, درياچه سد دريوك, درياچه يخ مراد, درياچه گل, درياچه استخر پشت, درياچه ولشت, درياچه خضرنبی, درياچه شورمست, سواحل زاغمرز, غار خرم‌ آباد, غار كمبند (هوتو ), غارهيلدو, غار سياه پور, مجموعه تالابی سراندون و بالندون, مرداب كندوچال, آب انبار ميرزا مهدی, آب انبار نو, امام زاده عباس, امام زاده يحيی, امام زاده های قاسم، ‌گنبد سرت، فخرالدين, امام زاده عيسی بن كاظم و بقعه شاطرگنبد, امام زاده ابراهيم, امام زاده عبدالله , امام زاده قاسم, امام زاده عبدالحق, امام زاده طاهر و مطهر, بازار قديمی, برج رسكت, برج سلطان زين العابدين, برج لاجيم, بقعه مير حيدر, بقعه درويش فخر الدين, بقعه آقا شاه بالوزاهد, بقعه سلطان محمد طاهر, پل محمد حسن خان, پل بابلسر, پل كوچك, كاخ بابل, پل دوازده پله, پل چالوس, پل سرخ رود, پل ورسك, تكيه مقريكل, حمام اشرف, خانه نيما, عمارت و باغ صفوی «باغشاه», قلعه شاهاندشت, قلعه كنگلو, قلعه بلده, كاخ صفی آباد, كاخ عباس آباد, كاخ چشمه عمارت, كاخ تيمشان, كاخ اجابت, كاخ چای خوران, كلارتپه, مجموعه صفوی فرح آباد, محله قديمی آلاشت و مشهد مير بزرگ (مرعشی ).





صنايع و معادن


صنايع استان مازندران را مي توان در دو گروه صنايع دستي و كارخانه اي مورد بررسي قرار داد. عمده ترين صنايع دستی استان مازندران عبارتند از: قالی بافی، گليم بافی، ابريشم بافی، پارچه بافی، زيلو و جاجيم بافی، ظروف سفالی، ظروف و مجسمه های چوبی، نمدبافی و … كه در سراسر مازندران به ويژه در نواحی جنگلی توليد و به بازار عرضه می شوند. دراستان مازندران صنايع نساجی، غذايی، ساختمانی و الكتريكی توسعه قابل توجهی يافته اند. گسترش صنايع وابسته به كشاورزی، جنگل و توليد مواد غذايی نيز زمينه های بسيار مساعدی دارند.
زغال سنگ، سرب، سنگ آهك، سنگ مرمر، نمك آبی، پوكه معدنی، فلورين، بوكسيت و سيليس از ذخاير معدنی استان هستند كه برخی از آن ها به طور وسيعی بهره برداری می شود.






کشاورزی و دام داری


استان مازندران يكي از مهم ترين مناطق ايران در زمينه كشاورزي است. بيش از 900 هزار هكتار از مساحت استان مازندران، زير كشت برنج، پنبه، گندم، جو، دانه های روغنی (سويا)، مركبات، و چای قرار دارد. حدود نيمی از محصولات مركبات كشور از مازندران تامين می شود. سيب، آلوی قطره طلا و گلابی از ديگر ميوه های استان هستند. دراستان مازندران پرورش دام و انواع طيور هم به شكل سنتی و هم به صورت صنعتی رواج دارد. مراتع قشقايی، ميان بند و ييلاق های اطراف آن از كانون های عمده رمه گردانی و پرورش زنبور عسل (زنبورداری) هستند. در نوار ساحلی و حاشيه زمين هاي باتلاقی، پرورش گاوميش نيز رواج دارد. پرورش كرم ابريشم و توليد پارچه های ابريشمی نيز يكی ديگر از فعاليت های اقتصادی در استان است. مجاورت استان مازندران با دريای خزر و جريان رودخانه های متعدد در آن زمينه مساعدی را برای پرورش، تكثير و صيد انواع ماهی و توسعه شيلات فراهم آورده است.



وجه تسميه و پيشينه تاريخي

مدت ها پس از غلبه آريايی های مهاجر و مهاجرت بوميان اين منطقه، ساکنين جديد نيز خود زير فرمان هخامنشيان قرارگرفتند. در کتیبه بيستون سرزمين مازندران به نام«پشتخوارگی» و در اوستا «پذشخوارگر» آمده به نظر می رسد كه جزو قلمرو اشكانيان بوده است. در کتب تاريخی به جا مانده هم زمان با فتوحات مسلمانان، از سلسله های پادوسبانان، آلا باوند و افراسيابيان نام برده شده است، كه درطبرستان يا قسمتی از آن حكومت كرده استقلال نسبی داشته اند.
در سال 167 هجری قمری «وندادهرمز» سلسله مستقلی در طبرستان تأسيس كرد. در قرن چهارم و پنجم هجری، طبرستان ميدان كشمكش سلسله آل زيار و آل بويه از يك طرف، و سامانيان و غرنويان از طرف ديگر شده و اغلب اوقات طبرستان تحت اداره امرای آل زيار بود. در سال 426 هجری قمری، سلطان مسعود غزنوی از طريق گرگان وارد طبرستان شد و صدمات و خسارات جانی و مالی زيادی به اهالی آن سامان وارد آورد.
هنوز اين خرابه ها ترميم نشده بود كه طغرل اول مؤسس سلسله سلجوقی به گرگان و طبرستان حمله ور شد. در سال 606 هجری قمری طبرستان از جمله «كبود جامه» به دست سلطان محمد خوارزم شاه افتاد و سپهبد كبود جامه بنام «ركن الدين كبود جامه» و فرزندانش به دست سلطان محمد خوارزم شاه اسير شدند. زمانی كه سلطان محمد خوارزمشاه از نبرد با سپاهيان مغول فرار می كرد، ركن الدين، مغولان را به جايگاه سلطان محمد هدايت كرد و بر اثر اين خوش خدمتی، از طرف مغولان به حكومت كبود جامه رسيد و سرانجام توسط تيموريان بساط حكمرانی آن ها نيز برچيده شد. بعد از درگذشت امير تيمور، سادات مرعشی با كسب اجازه از شاهرخ ميرزا (850- 807 هـ. ق) به مازندران برگشته به عنوان اميران باج گذار اين نواحی سلطنت كردند.
پس از برچيده شدن بساط حكومت ملوك الطوايفی طبرستان كه تا سال 1006 هجری قمری ادامه داشت، اين منطقه تحت نظارت شاه عباس اول و سلاطين بعدی سلسله صفوی قرار گرفت. شاهان صفوی در درازای هر سال چندين بار به عنوان شكار و يا پس از احداث فرح آباد جهت استراحت به اين منطقه سفر می كردند.
نادرشاه افشار برای مقابله با دشمنان به ويژه دشمنان شمالی و روس ها، در مازندران يك كارخانه كشتی سازی داير كرد و بر رونق هر چه بيشتر منطقه افزود. از دوره فتح علی شاه قاجار به منطقه سرسبز و زيبا و دل انگيز مازندران، به عنوان يك منطقه استراحتی – تفريحی توجه گرديد و ناصرالدين شاه طی دو سفر دستور تعمير راه ها و كاروان سراها را صادر كرد.



مشخصات جغرافيايي


استان مازندران بين 47 دقيقه تا 38 درجه و 5 دقيقه پهنای شمالی و 50 درجه و 34 دقيقه تا 56 درجه و 14 دقيقه درازای خاوری از نيم روز گرينويچ قرارگرفته است. دريای مازندران در شمال، استان های تهران و سمنان در جنوب و استان های گيلان و گلستان به ترتيب در باختر و خاور آن قرار گرفته است. راه های دسترسي به استان مازندران عبارتند از:
1- مسير عبوری تهران – مشهد به درازای 966 كيلومتر كه بابل در 230 كيلومتری اين مسير و قائم شهر در فاصله 250 كيلومتری و ساری در 270 كيلومتری اين مسير از جهت باختر به خاور واقع هستند.
2- مسير تهران – بندر تركمن به درازای 383 كيلومتر در جهت شمال خاوری كشيده شده كه بابل در فاصله 230 كيلومتری و قائم شهر در فاصله 250 كيلومتری و ساری در مسير 270 كيلومتری اين مسير واقع شده اند.
3- مسير تهران ـ قائم شهر از طريق فيروزكوه در جهت باختری – خاوری به درازای 261 كيلومتر.
4- مسير تهران – چالوس به درازای 194 كيلومتر.
5- محور كمربندی تهران – رشت – چالوس – تهران به درازای 716 كيلومتر.
6- محور كمربندی تهران – آمل – رشت – تهران به درازای 824 كيلومتر.
راه آهن سراسری تهران – بندر تركمن نيز از شهرهای اين استان عبور می كند.
استان در مركز ساری و شهر های نوشهر و رامسر دارای فرودگاه است.


شهرهای استان : بابل - بابلسر - فريدونكنار- بهشهر - رامسر - آمل - جویبار - ساری - سوادکوه - تنکابن - قائم شهر - نوشهر - نور - نکا - محمودآباد - سرخرود - چالوس .
برچسب عنوان2
مقدار عنوان2
 

 
[ یکشنبه سوم بهمن 1389 ] [ 9:40 ] [ سيد مرتضي ] [ ]
شیخ عارف، کامل مکمّل، واصل به مقام منیع قرب فریضه، حضرت راقی به قله های معارف الهی، و نائل به قلّه بلند و رفیع اجتهاد در علوم عقلیه و نقلیه، صاحب علم و عمل، و طود عظیم تحقیق و تفکیر، حِبر فاخر و بحر زاخر و عَلَم علم، عارف مکاشف ربانّی، فقیه صمدانی عالم به ریاضیات عالیه از هیئت و حساب و هندسه، عالم به علوم غریبه و متحقق به حقائق الهیه و اسرار سبحانیه، مفسِّر تفسیر انفسی قرآن فرقان، استاد اکبر، معلم اخلاق، مراقب ادب مع الله و مکمل نفوس شیّقه الی الکمال، آیه الله العظمی حضرت علامه ذوالفنون جناب حسن بن عبدالله طبری آملی (حفظه الله تعالی) که به «حسن زاده» شهرت دارند، در اواخر سال 1307 هجری شمسی در روستای ایرای لاریجان آمل متولد و در حجر کفالت و تحت مراقبت پدر و مادری الهی، بزرگوار و اهل یقین، تربیت و از پستان پاک مادری عفیفه صدیقه طاهره و پاک از ارجاس حین الولادهکه پستان معرفت و اخلاص و صداقت بود، شیر نوشیدند و پرورش یافتند.
در حالی که شش ساله بودند، به مکتبخانه خدمت یک معلم روحانی شرفیاب شدند و پیش او خواندن و نوشتن یاد گرفتند و تعدادی از جزوات متداول در مکتبخانه های آن زمان را خواندند، تا اینکه در خردسالی تمام قرآن را به خوبی یاد گرفتند.
پس از آن وارد دوره ابتدایی شدند. تاریخ ورود حضرت استاد (حفظه الله تعالی) به مدرسه روحانی (حوزه علمیه) مهرماه سال 1323 هجری شمسی مطابق با شوال المکرم سال 1363 هجری قمری بود.
تحصیلات کتب ابتدائیه را که در میان طلّاب علوم دینیّه معمول و متداول است از نصاب الصبیان و رساله عملیه فارسی آیه الله سید ابوالحسن اصفهانی (چون ایشان مرجع علی الاطلاق در آن زمان بودند) و کلیات سعدی، گلستان سعدی و جامع المقدمات و شرح الفیه سیوطی و حاشیه ملا عبدالله بر تهذیب منطق و شرح جامی بر کافیه نحو و شمسیه در منطق و شرح نظام در صرف، مطوّل در معانی و بیان و بدیع و معالم در اصول، تبصره در فقه و قوانین در اصول
تا مبحث عام و خاص را در آمل که همواره از قدیم الدهر واجد رجال علم بوده، از محضر مبارک روحانیین آن شهر آیات عظام و حجج اسلام: محمد آقا غروی و آقا عزیزالله طبرسی و آقا شیخ احمد اعتمادی و آقا عبدالله اشراقی و آقا ابوالقاسم رجائی و غیرهم که همگی از این نشأه رخت بربسته اند و به ریاض قدس در جوار رحمت ربّ العالمین آرمیده اند، فرا گرفتند و نیز از حضرت آیه الله عزیزالله طبرسی تعلیم خط می گرفتند تا اینکه خود حضرتش در آمل چند کتاب مقدماتی را تدریس می کردند.

مهاجرت به تهران

پس از آن در شهریور 1329 هجری شمسی به تهران آمدند و چند سالی در مدرسه مبارک حاج ابوالفتح (رحمه الله علیه)
به سر بردند و باقی کتب شرح لمعه از عام و خاص قوانین تا آخر جلدین آنرا در محضر شریف مرحوم آیه الله آقا سید احمد لواسانی (رضوان الله تعالی علیه)
درس خواندند.
و بعد از آن چندین سال در مدرسه مبارک مروی به سر بردند. و به ارشاد جناب آیه الله حاج شیخ محمد تقی آملی (قدس سره) به محضر مبارک علامه حاج میرزا ابوالحسن شعرانی طهرانی (اعلی الله مقامه) رسیدند و آن بزرگوار چون پدری مهربان، سالیانی دراز در کنف عنایتش، همّ خویش را به تربیت و تعلیم ایشان مصروف داشت – به مدت 13 سال – و از فنونی چند دری بروی ایشان گشود.
از منقول تمام مکاسب و رسائل شیخ انصاری (قدس سره) و جلدین کفایه آخوند خراسانی (قدس سره) و پس از آن کتاب طهارت و کتابهای صلوه و خمس و زکات و حج و ارث جواهر را به صورت درس فقه خارج استدلالی محققانه، تا اینکه مطمئن شد و باور نمود که بر استنباط فروع از اصول تواناست. آنگاه حضرتش را به تصدیق مُنّه استنباط و قوه اجتهاد مشرف ساخت.

از معقول اکثر شرح خواجه طوسی

(قدس سره) بر اشارات ابن سینا (قدس سره) و اکثر اسفار ملاصدرا (قدس سره) و کتاب نفس و حیوان و نبات و تشریح شفای شیخ الرئیس
که از کتاب نفس تا آخر طبیعیات شفاء است. از تفسیر تمام دوره تفسیر مجمع البیان طبرسی از بدو تا ختم آن.
از کتب قرائت و تجوید:
شرح شاطبیه به نام «شراج المبتدی و تذکار المقری المنتهی» که شرح علامه شیخ علی بن قاصح عذری بر قصیده لامیه منظومه علامه شیخ قاسم بن فیره رعینی شاطبی در علم قرائات است. این قصیده 1375 بیت دارد که قافیه همه ابیات فقط «لام» است. مطلع این ابیات:
بَدَأتَ ببسم الله فی النّظم اوّلا
تبارک رحمانا رحیما و موئلاً
و مختوم این ابیات:و تبدی علی اصحابها نفحاتها
بغیر تناهِ زربنا و قرنفلا
می باشد. شرح شاطبیه (در علم قرائات و معرفت قاریان) از کتابهای درسی بود که در مراکز علمی خوانده می شد و استاد علامه شعرانی
(قدس سره) آنرا پیش پدرش خوانده بود.

برگشت به بالا

از کتب ریاضی و نجوم:
رساله فارسی ملاعلی قوشچی در علم هیئت
شرح قاضی زاده رومی بر «الملخّص الهیه» از مؤلفات محمّد بن محمود خوارزمی چغمینی معروف به «شرح چغمینی
».

استدراک بر تشریح الافلاک شیخ بهایی

تألیف علامه شعرانی کتاب «الاصول» مشهور به اصول اقلیدس
صوری به تحریر خواجه طوسی که حاوی پانزده مقاله در حساب و هندسه است که همه مسائلش به براهین ریاضی مبرهن است.
اُکَرمالاناوس به تحریر خواجه طوسی اُکَر ثاوذوسیوس در مثلثات و اشکال کروی به تحریرخواجه طوسی شرح علامه خفری بر «تذکره فی الهیه» محقق طوسی در علم هیئت که شرحی استدلالی است بر مسائل هیئت. بعد از تعلّم شرح خفری بر تذکره به زیج بهادری
که اتمّ و ادقّ و اجدّ زیجات است، پرداختند.
تعلیم کتاب کبیرمجسطی تألیف بطلیموس قلوذی به تحریر طوسی در علم هیئت است و شریفترین مصنف در این علم است و نیز مقصد اسنی و مطلب اعلی و نهایه النهایات در درس هیئت استدلالی می باشد، همانگونه که شرح خفری یاد شده و اُکَر ثاوذسیوس و اُکَر مالاناوؤس و کتاب «الکره المتحرکه» تألیف اوطوقوس به تحریر خواجه طوسی و رساله قسطابن لوقا در عمل به کره ذات الکرسی و نظایر این کتاب از متوسطات و اصول اقلیدس و کتابهای پایین تر از آن در حساب و هندسه و هیئت از بدایات در این رشته طبق مراتب درجاتی که نزد اهل هیئت معمول است می باشند.
استخراج تقویم نجومی که چهار سال تعلیم آن در محضر علامه شعرانی طول کشید حضرت استاد علامه حسن زاده (مدّ ظله العالی) به غوص در مسایل آن تا آنجا متبحر شدند که بر استخراج آن متمهّر گشتند و آنرا به طور کامل شرح کردند که هنوز چاپ نگشته است. از این زیج نه سال استخراج تقویم کردند که چاپ و منتشر شد.
در عمل به آلات رصدی:
اسطرلاب و ربع مجیّب به نحو کمال و معرفت آلاتی که در کتابهای یاد شده مذکور است.
از کتب طبّ:
قانونچه محمد بن محمود چغمینی
شرح الاسباب نفیس بن عوض بن حکیم طبیب
تشریح کلیات قانون شیخ الرئیس در علم درایه و رجال:
دوره کامل رساله استاد علامه شعرانی که تاکنون چاپ نگشته است و دوره کامل «جامع الرواه اردبیلی» علیه الرحمه
در حدیث و روایت:
جامع وافی فیض کاشانی (رضوان الله تعالی علیه)پس از خواندن جامع وافی به انخراط در سلک روات دین و انسلاک درسلسله حمله احادیث صادره از اهل بیت عصمت و وحی مشرف گشته است که دستخط شریف علامه شعرانی در کتاب «درآسمان معرفت» حضرت مولی آمده است.

برگشت به بالادر محضر علامه رفیعی قزوینی

در آن سنوات استاد آیه الله حاج میرزا ابوالحسن رفیعی قزوینی (قدس سره) از قزوین به تهران تشریف فرما شدند و اقامت فرمودند که به هدایت جناب استاد شعرانی به حضور شریفش تشرّف یافتند و چند سالی (5 سال) در محضر مبارکش نیز به تحصیل علوم عقلی و نقلی و عرفانی از اسفار صدر اعظم فلاسفه و شرح علامه محمد بن حمزه مشهور به ابن فناری بر مصباح الانس صدر الدین قونوی و خارج فقه (طهارت و صلوه و اجاره از روی متن عروه الوثقی فقیه آقا سید محمد کاظم یزدی) و خارج اصول (از متن کفایه الاصول آخوند خراسانی) مشتغل بودند و به «فاضل آملی» از زبان مبارک ایشان وصف می شدند.
در محضر درس آیه الله حکیم الهی قمشه ای (رضوان الله تعالی علیه):
تمام حکمت منظومه متأله سبزواری و مبحث نفس اسفار و حدود نصف شرح خواجه بر اشارات شیخ رئیس را تلمذ نمودند.
و نیز در مجلس تفسیر قرآن آن جناب خوشه چین بودند که همه درسها بیش از ده سال در بیت شریف حکیم متأله الهی قمشه ای (رضوان الله تعالی علیه) بعد از نماز مغرب و عشاء برگزار می شد.
و نیز مدتی مدید در تهران در درس خارج فروع فقهیه و اصول علامه جناب آیه الله آشیخ محمد تقی آملی شرکت فرمودند.
و همچنین از اعاظمی که در تهران به ادراک محضرشان بهره مند بودند، جناب حکیم الهی و عارف صمدانی استاد محمد حسین فاضل تونی (رحمه الله تعالی علیه) است که قسمتی از طبیعیات شفا و شرح علامه قیصری بر فصوص شیخ اکبر محی الدین عربی را نزد ایشان تلمذ نمودند.و قسمتی از طبیعیات شفا را در محضر مبارک جناب آیه الله حاج میرزا احمد آشتیانی (قدس سره) خوانده اند. و یکی از آن بزرگواران شیخ جلیل مفضال و خدوم علم و کمال و بارع در علوم عقلیه و نقلیه حاج شیخ علی محمد جولستانی (رحمه الله تعالی علیه) بود که در فراگیری لئالی منتظمه
در منطق تصنیف متأله سبزواری پیش ایشان شاگردی نمودند.

تدریس همراه تحصیل

در مدت اقامت حضرتش در تهران در طی سیزده سال یا بیشتر همراه با اشتغال به تحصیل علوم از آن محاضر عالیه طبق روش معهود و سیره جاریه بین علمای روحانی به تعلیم و تدریس در مدارس (حوزه علمیه) روحانی نیز اشتغال داشتند و کتابهای ذیل را تدریس فرمودند:

معالم الاصول

مطوّل تفتازانی, « حضرت مولی شش دوره به تدریس مطوّل توفیق داشت » و معانی مطوّل از اول تا آخر و قسمت زیادی از بیان بدیع آنرا تحشیه فرمودند که بسیار گرانقدر و شریف است.
کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد در علم کلام که اینک با تصحیح و تعلیقات حضرتش به طبع رسید.
قوانین در اصول شرح محقق طوسی بر اشارات شیخ رئیس در حکمت مشائیّه
شرح لمعه در فقه
ارث جواهر در فقه
لئالی منتظمه جوهر نضید
حاشیه ملاعبدالله
شرح شمسیه
این چهار کتاب اخیر در علم منطق است.

هیئت فارسی در قوشچی

شرح چغمینی تشریح الافلاک شیخ بهایی اصول اقلیدس زیج بهادری این پنج کتاب در ریاضیات: هیئت و حساب و هندسه است و همچنین موفق به یادگیری زبان فرانسه گردیدند.
برگشت به بالامهاجرت از دارالعلم تهران به شهر مقدّس قم
در دوشنبه 25 جمادی الاول/ سال 1383 هجری قمری برابر با 22 مهر 1342 هجری شمسی به قصد اقامت در قم، تهران را ترک گفته اند.
بعد از ورود به قم، تدریس معارف حقّه الهی و تعلیم فنون ریاضی را شروع کردند.
برخی از دروسی که حضرت استاد (حفظه الله تعالی) تدریس فرمودند، از شرح دفتر دل باب یازدهم جلد 2 شارح حضرت استاد صمدی آملی (حفظه الله تعالی) به شرح ذیل می باشد:
تدریس چهار دوره اشارات با شرح خواجه که در هر دوره ای با تصحیح دقیق و تعلیقات وشرحی محققانه همراه بوده است.
(صفحه 253)
تدریس مصباح الانس به مدت هشت سال در حوزه علمیه قم برای چندین نفر از عزیزان به خصوص جناب عارف واصل حضرت حجه الاسلام سمندری نجف آبادی و جناب عارف واصل حضرت آقای دکتر امامی نجف آبادی و دوره دوم تدریس آن نیز در تاریخ 24/7/1370 برابر هفتم ربیع الثانی 1412 قمری آغاز شد که تا صفحه 49 این کتاب به طبع انتشارات فجر در طی 184 جلسه ادامه یافت و در تاریخ 26/11/71 با کسالت حضرت مولی تعطیل شد. (صفحه 255)
تدریس شرح فصوص الحکم قیصری چهار دوره که برای شاگردان املاء می فرمود و آنان مینوشتند. (صفحه 255) تدریس یک دوره کامل شفا شیخ رئیس که در ضمن تدریس از روی چندین نسخه تصحیح شده و تعلیقات و حواشی نمودند. (صفحه 254)
تدریس چهار دوره تمهید القواعد در حوزه علمیه قم که هر دوره اش حدود چهار سال به طول انجامید. (صفحه 254) تدریس « اُکَر مانالاؤس » که مدت سه سال در حوزه علمیه قم بطول انجامید. (صفحه 256)
تدریس دو کتاب « اُکَر ثاوذوسیوس و مساکن » به تحریر خوجه طوسی. (صفحه 257)
تدریس اصول اقلیدس. (صفحه 257) تدریس دروس هیئت و دیگر رشته های ریاضی. (صفحه 263)
و ..........
.... ادراک محضر علامه طباطبائی (رحمه الله علیه)حضرت استاد علامه، یگانه عصر به مدت 17 سال از محضر قدسی علامه طباطبائی (ره)
بهره بردند. در خدمت ایشان کتابهای زیر را خواندند:
کتاب «تمهید القواعد» صائن الدین علی بن ترکه، که شرحی است شریف بر « قواعد التوحید » ابن حامد ترکه و تدرّس آن شب جمعه 12 شعبان المعظم سنه 1383 هجری قمری به اتمام رسید.
کتاب برهان منطق شفاء شیخ رئیس. تاریخ شروع آن شعبان المعظم 1386 هجری قمری مطابق با آذر ماه 1347 هجری شمسی بوده است. جلد نهم اسفار صدرالمتألهین به چاپ جدید که از اول باب هشتم کتاب نفس تا آخر آن می باشد و درس آن در روز یکشنبه 23 شعبان المعظم مطابق با پنجم آذر ماه 1346 هجری شمسی بطور کامل پایان پذیرفت.
کتاب توحید بحار مجلسی. تاریخ شروع آن: شب پنجشنبه 14 شوال المکرم 1394 هجری قمری بوده است. جلد سوم بحار که در مورد معاد و مطالب دیگر آن است و آنرا به تمامی خواندند. از جمله چیزهایی که از محضر قدسی او استفاده کردند، تحقیق در مورد شعب علم، بحث از واجب تعالی و صفات او، تفسیر آیات قرآنی و تنقیب در عقاید حقّه جعفری بوده است.حضرتش سوگند یاد کرده و می فرمایند: « به جانم سوگند مهمترین چیزی که در محضر شریف او جوهر عاقل را مبتهج می کرد، اصول علمیّه و امهّات عقلیه ای بود که القاء می فرمود و هر یک از آنها دری بود که درهای دیگری از آن گشوده می شد. به خداوند سوگند از محضر روحانی او علم و عمل فیضان می کرد؛ حتی سکوتش نطقی بود که هیمانی ملکوتی را حکایت می کرد. »
برگشت به بالادر محضر علامه محمد حسن الهی طباطبائی (ره)از جمله کسانی که در عتبه علیای او اعتکاف داشتند، زبده علمای عامل و عمده عرفای شامخ، عروج کرده به مطالع یقین، حکیم متفقه، فقیه متأله، استاد علامه مکاشف و بحر معارف مولای حضرتش حاج سید محمد حسن الهی طباطبائی تبریزی – برادر علامه استاد حاج سید محمد حسین طباطبائی تبریزی – بود که در فنون علوم غریبه اوفاق، جفر، رمل علم حروف، علم عدد و زُبُر و بیّنات و دیگر شعب ارثماطیقی از محضرشان بهره مند گردیدند.
در محضر حاج سید مهدی قاضی تبریزی (ره)
حضرت آقا به مدت چهار سال یا بیشتر جهت تعلم علوم ارثماطیقی در محضر گرانقدر عالم وفیّ زکیّ تقیّ، صاحب خط ممتاز، دوحه شجره قرآن و عرفان و برهان، فرزند صاحب کمالات و خوارق عادات، عالم کامل، مکمّل مکاشف، حضرت آیه الله العظمی حاج سید علی قاضی تبریزی مصداق « اَلوَلَدُ سِرُّ اَبیه» اعنی الحجه سید مهدی قاضی مشرف بوده اند. به فرمایش حضرت آقا: «ایشان در تعلیم من بذل جهد فرمود و او را بر من حقی است عظیم.»
به خداوند سوگند قلم و زبان به ادای شکر محشار نیکی هایی که این مشایخ عظام در حقّ ما نموده اند وافی نیست؛ اگر چه عله العلل و مفیض علی الاطلاق، الله ربّ العالمین است
و الحمد لله ربّ العالمین.
[ یکشنبه سوم بهمن 1389 ] [ 9:17 ] [ سيد مرتضي ] [ ]

بسمه تعالی

متن سخنرانی حجة الاسلام و المسلمین حاج آقای محمدی نماینده محترم ولی فقیه و سرپرست محترم سازمان اوقاف و امور خیریه

در همایش آموزشی مدیران اوقاف - آبان ماه 89 (روزعرفه)- مشهد مقدس

  ..... و اما بعد،  اهدافی که به نظر می رسد مقام معظم رهبری حضرت آیت ا... خامنه ای دنبال می کنند :

«ایجاد پایگاه های تبلیغی و دینی در برابر تمام تهاجم فرهنگی دشمن.»

    دشمنان جمهوری اسلامی، دونوع هجوم به نظام اسلام و ملت مسلمان دارند.

     1) تهاجم فیزیکی ونظامی: مانند 8 سال جنگ تحمیلی که نظامی و مسلحانه به ملت ایران تحمیل شد و یا اینکه دشمن با تمام تجهیزات نظامی و ابزار جنگی، هواپیما ، تانک و... پایگاه نظامی ایجاد کند همانطور که آمریکا در عراق و افغانستان هم اکنون پایگاه نظامی ایجاد کرده است.

    2) تهاجم فرهنگی که به جای پایگاه نظامی پایگاه فرهنگی ایجاد و به جای استفاده از توپ و تانک از شبهات دینی و اعتقادی و با القای شبهه در اصل دین ، عصمت پیامبران و ائمه(ع) ، معاد ، احکام اسلام ، مبانی جمهوری اسلامی و ولایت فقیه ، به عنوان ابزار فرهنگی استفاده می کند . مثلاً انجمن های خیریه و مؤسسات فرهنگی ایجاد می کنند ولی در واقع پایگاه دشمن است ، نشریه و روزنامه آماده می کنند تا شبهات را به ذهن مردم القاء  کنند. حضرت آیت ا... خامنه ای در زمان دولت اصلاحات فرمودند که بعضی از مطبوعات ما تبدیل به پایگاه دشمن شده است . مثلاً مؤسسات فرهنگی و خبرگزاری اسلامی با اسامی اسلامی و انقلابی ایجاد می کنند ، سایت یا وبلاگ راه اندازی می کنند ، در آموزش و پرورش درکلاس درس که معلم شبهات را به عنوان وحی منزل به دانش آموزان القاء می کند ، در دانشگاه استاد به جای تدریس درس تخصصی ، شبهات را به دانشجو تلقین می کند ، کتاب هایی علیه دین می نویسند یا کتاب های خارجی پر از شبهه را انتشار می دهند و هیچ کس هم احساس خطر نمی کند ، اگر دشمن پایگاه نظامی بزند همه متوجه شده و احساس خطر می کنند ولیکن در مسائل فرهنگی پایگاه های متعدد می زند حتی در حوزه علمیه، اما هیچ احساس خطری نمی کنیم. اینجا نیروی فرهنگی از جنس روحانی و با لباس روحانی که نان و نمک امام زمان(عج) را خورده اند و یا اساتید دانشگاه ها را می آورند که کتابهایی با القاء شبهات دینی ، اعتقادی و قرآنی و علیه ولایت فقیه و اسلام منتشر کنند و علیه این ها حرف می زنند. روزنامه نگار ، نویسنده ، گوینده ، فیلمساز ، هنرمند و نقاش ، سربازان و نیروهای فرهنگی هستند و در این پایگاه های فرهنگی علیه مقدسات و ولایت فقیه فعالیت می کنند.

     وظیفه ما این است که در برابر آن ها مشابه عمل آن ها پایگاه ایجاد کنیم ، به فرمایش حضرت علی (ع) : «از هر کجا که سنگ آمد ، سنگ را به همان نقطه بزنید». اما بهترین جا برای ایجاد پایگاه های دینی و تبلیغی بقاع متبرکه است، چون مردم به آنها اعتقاد و علاقه و محبت دارند. از این جهت یکی از اهداف مقام معظم رهبری این است که از این امامزادگان و بقاع متبرکه که مورد علاقه و اشتیاق مردم است برای تبلیغ دین در ابعاد مختلف در برابر تهاجم فرهنگی دشمن پایگاه های دینی ایجاد کنیم.

      یکی اینکه براساس آمار ما بیش از 8000 بقعه و مکان متبرکه داریم که خود یعنی 8000 پایگاه فرهنگی.  دوم تقویت بیشتر ارتباط مردم با خاندان اهل بیت(ع) و اولاد آنان به عنوان یکی از اهداف مقام معظم رهبری و مطابق با فرموده پیامبراکرم(ص) (حدیث معروف ثقلین) در تمسک به قرآن و عترت . الحمدا... مفتخریم که یکی از عترت مطهر پیامبراکرم(ص) وجود مضجع مبارک حضرت علی بن موسی الرضا(ع) در کشور ماست که البته دسترسی همه مردم به آن ممکن نیست ، اما به هر صورت وجود یکی از فرزندان ائمه و خاندان ایشان در نزدیکی محل زندگی مردم فراهم است و به آن دسترسی دارند که از الطاف خداوند و عنایت اهل بیت (ع) است که باید مطابق فرمایش رهبری به قطب فرهنگی گردد. (برای تقویت ارتباط بیشتر مردم با اهل بیت هم برای مردم آن منطقه و هم برای همه مردم)

    به برکت امام خمینی و انقلاب و خون شهیدان گرایش و ارتباط مردم به امام زادگان  و بقاع متبرکه بیشتر شده است. براساس آمار این ها بالای صد میلیون نفر در کل کشور زائر دارند.  همین امسال در 15 روز اول فروردین بیش از 35 میلیون نفر این  ها را زیارت کرده اند. اگر ما این امام زادگان را بیشتر آباد کنیم و رونق دهیم این آمار در تعطیلات به دو یا سه برابر افزایش می یابد و هرچه ارتباط مردم با این ها بیشتر شود ارتباط با اهل بیت بیشتر خواهد شد.
ادامه مطلب
[ یکشنبه سوم بهمن 1389 ] [ 9:11 ] [ سيد مرتضي ] [ ]
اگر چه این مطلب به صور و اشکال مختلفه در کتب داستانها و امثله مندرج است و حتی نظایر آن در عصر حاضر کم و بیش در گوشه و کنار ایران رخ می دهد (نگارنده این کتاب خود شاهد و ناظر بود که قریب سی و پنجسال پیش قبل جمعیت کثیری از مردم آمل و روستاهای اطراف مثل سیل خروشان یک روز صبح به سوی امامزاده ای در چند کیلومتری شمال شهر آمل به نام یوسف رضا روی آوردند تا امام هشتم "امام رضا علیه السلام" را که شب قبل به آنجا آمده مهمان یوسف رضا بود زیارت کنند!).

پس از آنکه ایرانیان به شرف دیانت اسلام مشرف شدند نسبت به سلاله پیغمبر صلی الله علیه و آله وسلم و آل علی علیه السلام علاقه و ارادت خاصی پیدا کردند. عشق و علاقه ایرانیان، قطع نظر از جنبه دیانت و اعتقاد مذهبی، مبتنی بر دو اصل و دو علت دیگر نیز بود. که یکی موضوع مظلومیت آل علی علیه السلام و غصب حق مسلم آنها از طرف خاندان بنی امیه و بنی عباس بوده است، و دیگری موضوع قرابت و همبستگی از لحاظ شهربانو دختر یزدگرد سوم آخرین پادشاه ساسانی که وی را همسر حسین بن علی علیه السلام و مادر امام سجاد می دانند (دکتر شریعتی ازدواج حسین بن علی علیه السلام با شهربانو را قویاً تکذیب می کند - ر.ک. تشیع علوی و تشیع صفوی، ص 113).


به همین جهات و علل هر جا که فردی از اعقاب ائمه هدی علیه السلام بدرود زندگی می گفت، قبرش مزار شیعیان می شد و بر بالای مدفنش بقعه و بارگاه مجللی بر پا می کردند.
چون حکومت و فرمانروایی به ایلخانان مغول رسید، به گفته خواجه رشیدالدین فضل الله، غازان خان به دوازده امام و سادات علوی تعلق خاطر پیدا کرده بود.
شادروان عباس اقبال آشتیانی در کتاب نفیس تاریخ مغول، در رابطه با احترام غازان به سادات علوی و اهل علم چنین می نویسد: «به اندازه ای در احترام به مقام منتسبین به خاندان رسول و اهل علم کوشید، که در عهد او عمال دیوانی در فرمانهای دولتی گاهی اسامی سادات را بر اسم ایلخان و شاهزادگان مقدم می نوشتند.» چون سلطان محمد اولجایتو به مذهب تشیع تعلق خاطر پیدا کرد و از اولجایتو به خدابنده تغییر نام داد، قدر و مقام سادات هاشمی بیشتر از پیشتر قرب و منزلت پیدا کرد. سلطان محمد سکه به نام دوازده امام زد و مقابر آنان ملجأ و پناهگاه مغولهای تازه مسلمان گردید. از طرف دیگر: «فرمود که داغی بساختند و نام ابوبکر بر سر داغ نقش کردند و موالی سنت و جماعت را فرمود که داغ بر پیشانی نهادند.» و همچنین تا آن اندازه به سادات اعتقاد و ایمان پیدا کرده بود که: «کاسه آش را به دست می گرفت تا قبلاً سیدی بیاشامد.»


اگر موضوع تعصب و علاقه آنان به همین جا ختم می شد جای بحث و تأمل نبود ولی متأسفانه کار به جایی کشید که می گویند از طرف یکی از حکمرانان مغول فرمان صادر شد که به جز مقابر پزشکان و بقاع سادات علوی که دسته اول طبیب جسم و طبقه دوم شفادهنده دل و جان هستند، سایر بقاع و مقابر را با خاک یکسان کنند، زیرا به زعم و عقیده آنها تنها این دو دسته هستند که با نقش خود بر دلها حکومت می کنند و مقابر آنان را میتوان مزار و ملجأ قرار داد. بدیهی است اگر این فرمان اجرا می شد مقابر کلیه فضلا و دانشمندان و مفاخر علمی و ادبی ایران که از آن دو دسته خارج بوده اند، ویران می گردید و از مدفن آنها اثری باقی نمی ماند. کما اینکه امروز نیز به همان درد مبتلا هستیم و مقابر غالب بزرگان ما معلوم و مکشوف نیست.




ایرانیان زیرک و هوشمند که تاب تحمل چنین مصیبتی را نداشتند و هرگز حاضر نبودند که مقابر فضلا و دانشمندان را در مقابل دیدگانشان ویران کنند؛ در مقام چاره و علاج برآمدند و مآلاً به این نتیجه رسیدند که چون مغولان نسبت به سادات علوی بیش از حد و اندازه علاقه و ایمان دارند، مصلحت زمان در این است که به منظور اغفال حکام مغول و جلوگیری از نهیب و خرابی، موقتاً برای مفاخر متوفای خود، شجره نامه های مجهول درست کنند و با انتساب آنها به یکی از ائمه طاهرین علیه السلام و با توجه به اسم کوچکشان آنها را فی المثل امامزاده محمد یا امامزاده قاسم یا امامزاده عبدالله و جز اینها بنامند تا اگر روزی دست روزگار بر قدرت مـطـلـقـه عمال و حکام مغول قلم بـطـلان کـشـیـد، شـجـره نامه های اصلی و واقعی بزرگان خویش را بر سر جایشان گذارند و شجره نامه های مجعول را از روی مقابر امامزاده های مصلحتی بردارند. ولی با نهایت تأسف طول مدت حکومت مغولان مجال تحقق چنین آرزویی را نداد و آن دسته از ایرانیانی که به حقیقت مطلب واقف بودند همگی مردند و اسامی و انساب واقعی این امامزاده های مصلحتی در دل خاک مدفون گردید. خاصه اینکه امیر تیمور گورکانی و اعقابش هم که بعد از ایلغار مغولان بر سر ایرانیان فرود آمده اند نسبت به سادات علوی علاقه و احترام خاصی مبذول می داشتند، چنان که امیر تیمور پس از فتح یکی از قلاع هندوستان فرمان داد: «گبران را از مسلمانان جدا کرده به تیغ جهاد بگذرانید و خانمان موحد و مشرک عرصه تاراج گشت الا اموال سادات که از آسیب مصون و محروس ماند.» و همچنین چون شهر آمل در طبرستان گشوده شد و قلعه ماهانه سر هم به تصرف درآمد، امیر تیمور گورکانی: «اشارت کردند که قتل عام بکنند مگر سادات را نکشید. دیگر هر چه که را یابند محابا نباشد».

غرض از تمهید مقدمه بالا این است که غالب امامزاده های فعلی در ایران مزار بزرگان و دانشمندان ایرانی است و بر هر ایرانی پاک نژاد و پاک نهاد فرض مؤکد است که از کلیه عوامل و امکانات موجود برای کشف هویت اصلی صاحبان این بقاع و مقابر استفاده کند تا متدرجاً صحیح از سقم و مجعول از غیر مجعول تفکیک و شناخته شود.
راست است که بعضی از این امامزاده ها به ویژه آن عده که در روستاهای دور دست و شکاف کوهها و اعماق جنگلها وجود دارند و پای هیچ عربی در ازمنه قدیمه به آنجاها نرسیده است، مولود مطامع بعضی شیادان است که برای تحصیل مال و ثروت با اظهار خوابها و رؤیاهای دروغین به مقام مقدس سیادت و سلاله پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم اهانت و اسائه ادب ورزیده اند، به قسمی که بعضی ها گمان برده اند که تمام امامزاده ها احیاناً از این دسته و طبقه هستند، ولیکن به ضرس قاطع باید بدانیم که تعداد این گونه مقابر مصلحتی زیاد نیست و اکثریت بقاع و مقابر را سادات جلیل القدر هاشمی و فضلا و دانشمندان ایرانی تشکیل می دهند. به طور کلی باید دانست که امامزاده های فعلی ایران از چند دسته خارج نیستند:

دسته اول واقعاً سادات اصیل و شریفی هستند که سالهای متمادی مرجع تقلید و ارشاد و استشارت بودند و پس از آنکه دعوت حق را لبیک گفته اند، بر مدفن آنها بقعه و بارگاه باشکوه و مجلل بنا نهاده اند. مانند "شاهچراغ" در شیراز و "حضرت عبدالعظیم" در شهر ری و "آستانه" درگیلان و جز اینها که در صحت نسبت و اصالت آنها کوچکترین تردید و تأملی وجود ندارد.
دسته دوم همان بزرگان و دانشمندان ایرانی هستند که شجره نامه های واقعی آنها به علل و جهاتی که اشاره شد از میان رفته، صاحبان اصلی این گونه مقابر هنوز معلوم و مشخص نشده اند.
دسته سوم مولود مطامع و خوابنما شدنهای دروغین فلان شیاد و یا فلان خاله زنک هستند که اگر این گونه مقابر را حفر و نبش کنند اثری از جسد و استخوان پوسیده دیده نمی شود. به قول حاج سیاح: «به یک خواب جعلی یک آدم فریب، قبری یا سنگی را امامزاده نامیده، معبد و ملجأ، بلکه قاضی الحاجات ساخته اند»


دسته چهارم مقابری است که صاحبانشان نه سید هستند و نه دانشمند و نه مولود مطامع و خوابنما شدنهای دروغین، بلکه این مقابر به سران و فرماندهان عرب در زمان خلفای بنی امیه و بنی عباس تعلق دارد که برای فتح طبرستان و تعقیب علویان آمده و به دست مردم آنجا کشته و مدفون شدند و عوام الناس به اشتباه آنها را زیارت میکنند: «مثلا در کجور مازنداران قبری است که از مصقله که در زمان معاویه به طبرستان حمله برده، مدت دو سال با فرخان بزرگ، در زد و گیر بود و حربها کرد و در آخر به کجور آمده، ولی مردم آنجا و اهالی رویان در آن مقام او را بکشتند و گور او هنوز بر سر راه نهاده است. عوام الناس به تقلید و جهل زیارت می کنند که این از جمله صحابه رسول صلی الله علیه و آله وسلم است و آن دروغ است.»
نظایر این گونه مقابر به سران و فرماندهان متجاوز عرب، که مردم به اشتباه زیارت می کنند در مناطق شمالی ایران کم نیست و اسامی آنها بعضاً در کتب تاریخی ضبط شده که پژوهشگران می توانند به کتابهای مربوط به گیلان و مازندران مراجعه نمایند. همچنین در تاریخ اجتماعی ایران (ج 2، ص 55) نقل شده که قبر قتیبة بن مسلم باهلی سردار خونخوار عرب را در خراسان و ماوراءالنهر، ایرانیان ساده لوح زیارت می کنند و حاجت می طلبند!

عده ای از ارباب تحقیق و اطلاع دسته پنجمی هم قایل هستند و بعضی از این مقابر مصلحتی را گنجینه دفاین و ذخایر می دانند که متمکنین و ثروتمندان هر عصر و زمانی بر بالای آنها بقعه و بارگاه می ساختند و به نام یکی از این امامزاده ها نامگذاری می کردند؛ تا از دستبرد سارقین و گزند زورمندان زمان و تعدیات و تجاوزات حکام خود مختار مصون و محفوظ بمانند. بنای این گونه دفاین به صورت گنبد و امامزاده موقعی انجام می گرفت که آن شهر و آبادی از طرف حاکم همسایه و یا زورمندی دیگر از مناطق مجاور مورد حمله قرار می گرفت و ساکنان شهر مجبور به فرار میشدند و با بار و بنه ای به قدر مقدور از خانه و دیارشان مهاجرت می کردند. در چنین مواقع افراد متمول و ثروتمند که نقدینه زیادی از احجار کریمه داشته اند، آن جواهرات گرانبها را در زیر گنبد به شکل و هیئت بالا دفن می کردند تا اگر روزی به شهر و دیار خود بازگشته باشند، بدان دست یابند. ولی چون غالباً این مهاجرت سالهای متمادی طول می کشید و صاحب گنج و دفینه در دیار غربت می مرد؛ لذا این گنبدها یعنی امامزاده های مصلحتی و مجعول باقی می ماند. در حالی که کسی نمی دانست که در زیر این گنبد کسی مدفون نیست، مگر سیم و زر و احجار کریمه! اتفاقاً حفر و کشف بعضی از این گونه مقابر در خرابه ها و ویرانه های بلاد طبرستان تأیید این تشخیص و ادعا را نیز مسلم داشته است.



علی کل حال چون تفکیک این چند دسته بقاع و امامزاده ها خالی از اشکال نیست، فلذا مصلحت نیست که خشک و تر را به یک چوب برانیم و بر روی تمام امامزاده های موجود خط بطلان بکشیم چه حقیقت برای همیشه مکتوم نمیماند و بر اثر مرور و دهور زمان بالمآل حق از باطل تشخیص خواهد گردید.
در خاتمه برای استفاده محققان و پژوهشگران یادآور می شود که طبق یک آمار تهیه شده به وسیله سازمان اوقاف در داخل محدوده شهرهای ایران یکهزار و پنجاه و نه امامزاده وجود دارد (تنها استان سیستان و بلوچستان است که در آن هیچ امامزاده ای دیده نشده است). ضمناً در ایران چهل و دو کلیسا، و بیست و شش کنیسه وجود دارد که پنچ کنیسه و دوازده کلیسا در تهران و بقیه در شهرهای دیگر قرار دارند.

[ یکشنبه سوم بهمن 1389 ] [ 8:56 ] [ سيد مرتضي ] [ ]
قائم مقام سازمان اوقاف و امور خیریه کشور گفت: در کشور 8‌ هزار و 500 بقعه متبرکه امامزادگان و پیامبر وجود دارد که سالانه 100 میلیون نفر به زیارت این خانه‌های نورانی می‌روند.

به گزارش خبرگزاری فارس از رشت، تقی رضایار پیش‌از‌ظهر امروز در همایش یکروزه «هیئت امنای بقای متبرکه، مسئولان اجرایی و مربیان طرح نشاط معنوی» در سالن خاتم‌الانبیا(ص) این شهر اظهار داشت: 10 درصد کل طرح نشاط معنوی در گیلان اجرایی شده است.
وی با اشاره به اینکه پیامبر(ص) دو امانت در بین مردم به یادگار گذاشته است، افزود: قرآن و اهل بیت(ع) دو امانتی است که پیامبر(ص) در بین مردم به یادگار گذاشت.

قائم مقام سازمان اوقاف و امور خیریه کشور ادامه داد: خدا را شاکریم از اینکه در عصر آخرالزمان جایگاه قرآن در کشور ما هر روز شفاف‌تر و نورانی‌تر می‌شود و خدمتی که ملت ایران به دو امانت سنگین پیامبر(ص) انجام می‌دهد، بی‌نظیر است.

وی وجود دو امانت در نزد مردم را موجب عزت بیشتر کشورمان دانست و تصریح کرد: این دو امانت ایران را عزیزتر کرده است.

رضایار با اشاره به مسئولیت سازمان اوقاف در برگزاری مسابقات قرآنی و کشوری خاطرنشان کرد: برگزاری مسابقات قرآنی شهرستانی، استانی، کشوری و بین‌المللی بر عهده سازمان اوقاف و مدیران آن است.

وی درباره امانت دوم پیامبر(ص) اظهار داشت: در سطح کشور 8 هزار و 500 بقعه متبرکه از امامزادگان و پیامبر وجود دارد که سالانه بالغ بر 100 میلیون نفر به زیارت این خانه‌های آسمانی و نورانی می‌روند.

قائم مقام سازمان اوقاف کشور اضافه کرد: این تعداد بدون محاسبه زائران چهار مکان مقدس امام رضا(ع)، حضرت معصومه(س)، حضرت عبدالعظیم(ع) و شاهچراغ است که متولی آنها ما نیستیم و مستقل از این آمار هستند.
وی با اشاره به تعداد زائران نوروزی در سال جاری تصریح کرد: در نوروز امسال 35 میلیون زائر از امامزادگان و بقاع متبرکه دیدن کردند.

رضایار وجود 900 بقعه متبرکه در گیلان را امتیاز بزرگی برای استان دانست و افزود: این بقعه‌ها از طرف خداوند برای ملت آخرالزمان ساماندهی شده و نقش خود را ایفا می‌کنند.
وی با اشاره به سخنان مقام معظم رهبری مبنی بر اینکه بقاع متبرکه باید به قطب فرهنگی تبدیل شوند، بیان داشت: به همین منظور توسط این بقعه‌ها باید مسائل فرهنگی در داخل دانشگاه، مدرسه، بازار و کارخانه را تنظیم کرد و با این راهبردی که مقام معظم رهبری مشخص کرده‌اند، اجرای این برنامه‌ها ضروری است.

رضایار با بیان اینکه از نظر ارائه آثار و برنامه‌های فرهنگی در بقاع متبرکه کشور ضعف وجود دارد، افزود: کراماتی که این بزرگان برای زائران دارند هنوز مکتوب نشده و اگر تمام آنها در کنار یکدیگر جمع‌آوری شوند بهترین ابعاد الگوی معنوی روحی و جسمی برای جوانان می‌شوند.
مدیرکل اوقاف و امور خیریه گیلان نیز در این مراسم گفت: درصدی از نذورات بقاع متبرکه برای کارها و فعالیت‌های فرهنگی و قرآنی است.

[ یکشنبه سوم بهمن 1389 ] [ 8:56 ] [ سيد مرتضي ] [ ]

  شجره نامه رهبری انقلاب آیت الله خامنه ای

شجره نامه حضرت آيت الله خامنه‌اي را  كه در كتاب سلالة الابرار (ع) – زندگينامۀ رهبر معظم انقلاب اسلامي  به قلم بهاء الدين قهرماني‌نژاد شائق - صفحه 18 ديدم. عيناً در ذيل درج مي كنم. تا بعد به خاطراتي از ايشان بپردازم. لطفاً نظر بدهيد.

در پايان قرن چهاردهم، امام روح الله الموسوي الخميني، كه از نسل پاك موسي بن جعفر (ع)علم مبارزه بر دوش كشيدند و سپس آن را به علمدار صادق و پاك سيرتي از نسل حسين بن علي (ع) سپردند. اجداد پاك آن سيّد پاك سرشت با 35 واسطه به حضرت سجاد(ع)، متصل مي‌شود. اين شجره نامه نوراني، بنابر نقل نسابه خلخالي، صاحب كتاب الشجرة الطيبه به اين شرح است:

سيّد علي بن سيّد جواد بن  سيّد حسين المشتهر بالتبريزي  بن  سيّد محمد بن  سيّد محمدتقي  بن  سيّد علي اكبر  بن  سيّد فخرالدين  بن  سيّد ظهير الدين  بن  سيّد قطب الدين  بن  مير سيّد روح الله  بن  مير سيّدرضا  بن  مير سيّد جلال  بن  سيّد بايزيد  بن  مير سيّد بابا هاشم محمد بن  سيّد حسن  بن  سيّد حسين  بن   سيّد محمود  بن  سيّد نجم الدين  بن  سيّد مجدالدين  بن  سيّد فتح الله  بن  سيّد روح الله  بن  سيّد نيك الدين  بن  مير سيّد عبدالله  بن  سيّد صمد  بن  سيّد عبدالمجيد  بن  مير سيّد شريف الدين  بن  مير سيّد عبدالفتاح  بن  سيّد مير علي  بن  سيّد علي  بن  مير سيّد علي (الاول) بن  سلطان العلما سيّد احمد بن  مير سيّد محمد مدائني  بن  الحسن  بن  الحسين  بن  الحسن الافطس  بن  علي الاصغر  بن الامام الهمام زين العابدين  بن  الامام الحسين الشهيد بكربلا المقدسه  بن  الامام علي بن ابي طالب (ع) .

نسابه خلخالي ،الشجرة الطيبه، ج2، صص 91- 90

لازم به ذكر است كه مادر بزرگوار رهبر فرزانه انقلاب صبيۀ مرحوم آيت الله سيد هاشم ميردامادي نجفي از مدرسين مشهور مشهد بوده‌اند كه نسبت ايشان از طريق محمد ديباج، به امام صادق (ع) مي‌رسد.

Shajare name Final.jpg

عکس شجره نامه آیت الله خامنه ای رهبری انقلاب اسلامی - نسب آیت الله خامنه ای با 36 واسطه به امام حسین علیه السلام برمیگردد

[ شنبه دوم بهمن 1389 ] [ 17:36 ] [ سيد مرتضي ] [ ]
عجایب هفت‌گانه، به هفت اثر برتر معماری و مجسمه سازی دوران باستان اطلاق می‌شود. این هفت اثر ظاهراً اولین بار توسط یک فنیقیایی یونانی‌الاصل به نام آنتیپاتروس در قرن دوم پیش از میلاد در یک کتاب ثبت شده‌است. مشخص نیست که این فرد خودش این آثار را دیده‌است یا نه. به هر حال آنچه مسلم است این است که وی در زمانی می‌زیسته که تمام این شاهکارهای هنری سالم و موجود بوده‌اند و او نمی‌خواست ویرانه‌ها را به هم عصران خود معرفی کند.

عجایب هفتگانه از چپ به راست بالا به پایین:هرم بزرگ جیزه، باغهای معلق بابل، نیایشگاه آرتمیس، تندیس زئوس، آرامگاه هالیکارناسوس، تندیس غول‌پیکر رودس و فانوس دریایی اسکندریه

نکته دیگر در مورد این آثار انتخاب عدد هفت برای تعداد آنهاست. دلیل این امر هم مقدس بودن این عدد است. عدد هفت چه در گذشته و چه در حال، برای انسان محترم و مقدس بوده بطوریکه تقریباً در هر گونه تقسیم بندی به این عدد توجه شده‌است. مانند هفت روز هفته، هفت هنر، هفت خدای یونان باستان و...


تهیه فهرست کامل عجایب هفت گانه در اصل حدود سده دوم پیش از میلاد کامل شده‌است و اولین اشاره به تهیه این مجموعه مکتوب در کتاب تاریخ هرودوت آمده‌است که به سده ۵ پیش از میلاد مربوط برمی‌گردد.

چندین دهه بعد از آن، تاریخ نگاران یونانی درباره بزرگ‌ترین بناهای تاریخی دوران خود شروع به نوشتن کردند. از جمله کالیماکوس (Callimachus) - که در ۳۰۵ تا ۲۴۰ قبل از میلاد می‌زیست - سر کتابدار کتابخانه اسکندریه، «مجموعه‌ای از عجایب جهان» را تهیه کرد. امروزه، تنها چیزی که درباره این مجموعه می‌دانیم، همین عنوان آن است و بس، به این دلیل که این کتاب نیز در آتش‌سوزی بزرگ کتابخانه اسکندریه از بین رفت.

فهرست نهایی عجایب هفت گانه در قرون وسطا تکمیل شد. این فهرست شامل چشمگیرترین بناهای تاریخی جهان باستان بود که از بعضی، شواهد بسیار اندکی در دست بود و تعدادی نیز اصلاً باقی نمانده بودند. آثار کنده کاری هنرمند هلندی مارتن ون هیمسکرک (Marten Van Heemskerck) و کتاب تاریخ معماری یوهان فیشر ارلاخ (Johann Fischer von Erlach) از قدیمی‌ترین منابعی هستند که در آن به این فهرست عجایب هفت گانه اشاره شده‌است.

شواهد باستان‌شناسی از بسیاری از اسرار تاریخی که قرنها عجایب هفت گانه را احاطه کرده بودند، پرده برداشته‌است. عجایب هفت گانه برای سازندگانشان نمادهایی از مذهب، اسطوره شناسی، هنر، قدرت و علم بودند و برای ما، آنها شواهدی از توانایی انسان هستند.

از زمانهای بسیار قدیم تا کنون، فهرست‌های متعدد و متفاوتی از عجایب هفتگانه به نگارش درآمده‌است. فهرست اروپا-محور مذکور بدین قرار است:

  • فانوس دریایی اسکندریه
  • هرم بزرگ جیزه
  • تندیس غول‌پیکر رودس
  • نیایشگاه آرتمیس
  • تندیس زئوس
  • باغهای معلق بابل
  • آرامگاه هالیکارناسوس
[ شنبه دوم بهمن 1389 ] [ 17:34 ] [ سيد مرتضي ] [ ]

شهرستان آمل

موقعيت جغرافيايي -

آمل يكي از شهرستانهاي مركزي استان مازندران است كه از شمال به محمود آباد،از شرق به شهرستان بابل،از مغرب به شهرستان نور و از جنوب به استان تهران محدود مي شود.

جمعيت -

 برابر آمار سال1375،جمعيت شهرستان آمل 298هزار نفر بوده،كه حدود54درصد جمعيت در شهرها زندگي مي كرده اند.پراكندگي جمعيت اين شهرستان،در درجه اول،ناشي از ميزان حاصلخيزي خاك مي باشد.

تقسيمات سياسي -

 طبق آخرين تقسيمات كشوري،اين شهرستان از دو بخش(مركزي و لاريجان) و8 دهستان تشكيل شده است.از نقاط شهري آن،شهر آمل و رينه را مي توان نام برد.

سابقه تاريخي و جاذبه هاي جهان گردي -

 به موجب پژوهشهاي خاور شناسان،طايفه يا قوم آمارد كه پيش از تاپوريها به سرزمين تپورستاني(طبرستان) مهاجرت كرده بودند.در منطقه آمل كه مستعد وآباد تر از ساير نقاط طبرستان بود سكونت اختيار كردند.

آمل مخفف همان آمارد يا آماردان بوده كه بر اثر كثرت استعمال به تدريج تغيير شكل داده و به صورت آمل در آمده است.حمدالله مستوفي بناي شهر آمل را به طهمورث،پادشاه پيشدادي،نسبت مي دهد.از مهمترين بناهاي تاريخي و نقاط ديدني اين شهرستان مي توان مشهد مير بزرگ(مقبره مير قوام الدين مرعشي)،مقبره مير حيدر آملي،امامزاده ابراهيم،امامزاده عبد الله،بقعه شمس آل رسول،پل دوازده پله،قله شاهان دشت،پارك جنگلي آمل(ميرزا كوچك خان) و آبهاي معدني لاريجان(آمولو)،اسك و استراباكو را نام برد

 

 

* * *

شهرستان محمودآباد

موقعيت جغرافيايي

شهر محمودآباد كه مركز شهرستان محمودآباد مي باشد شهري است با سابقه كهن بندري اين شهر در شمال غربي شهرستان محمودآباد واقع است و موقعيت جغرافيايي آن 21 دقيقه و 52 درجه طول جغرافيائي و 25دقيقه و 36 درجه عرض چغرافيائي مي باشد و حدود 18 كيلومتر مربع مساحت دارد و طبق سرشماري سال 1375 جمعيت شهر به 19883 نفر رسيده است .

 طبق آخرين نقشه شهر اين شهر از شمال به پايان محدوده تليكسر به طول 4 كيلومتر و از سوي خاور به طول 3 كيلومتر تا 20 دستگاه و از سمت باختر تا دانشكده فني مهندسي نفت به طول 3 كيلومتر كشيده شده است .

فاصله آن تا تهران 205 كيلومتر و تا آمل 20 كيلومتر است نزديكترين بندري است كه تهران را به درياچه خزر وصل مي كند و درحال حاضر داراي سه خيابان عريض و چندين خيابان فرعي است چون بحث مور نظر ما شهر محمودآباداست در مبحثهاي ديگر بطور گسترده در اين باره سخن به ميان خواهد آمد.


*****

*****


*****

شهرستان بابل

موقعيت جغرافيايي

 بابل يكي از شهرستانهاي مركزي استان مازندران است كه از شمال به شهرستان بابلسر،از مشرق به شهرستانهاي قائم شهر و سوادكوه،از مغرب به شهرستان آمل،و از جنوب به كوهپايه ها و دامنه هاي شمالي رشته كوههاي البرز محدود مي شود.

جمعيت طبق سر شماري سال 1375،جمعيت شهرستان بابل،حدود421هزار نفر بوده است.بيش از 43درصد جمعيت آن شهر نشين و بقيه روستا نشين هستند.تراكم جمعيت در قسمت جلگه اي بيشتر از مناطق كوهپايه اي است.

تقسيمات سياسي

شهرستان بابل،شامل پنج بخش مركزي،بند پي شرقي،بند پي غربي،بابل كنار و لاله آباد،11 دهستان و 2 شهر(بابل و امير كلا)مي باشد

سابقه تاريخي

نام اين شهر در قديم مامطير بوده و در قرن هشتم به بار فروش ده معروف شد.از زمان صفويه اين شهر را بارفروش مي ناميدند.در سال 1311 به بابل تغيير نام داد،زيرا رود بابل در غرب آن جريان دارد.شهر بابل با توجه به موقعيت جغرافيايي،نزديكي به دريا،و شرايط طبيعي مناسب،در سالهاي اخير به سرعت توسعه يافته است

اماكن مذهبي،آثار باستاني و جاذبه هاي جهانگردي

شهرستان بابل داراي امامزاده هاي متعددي است.آرامگاه قاسم بن موسي كاظم و برادرش حمزه(آستانه)،مقبره سلطان محمد طاهر و پل محمد حسن خان بر روي رود بابل،از آثار تاريخي مهم اين شهرستان به شمار مي آيد.شهرستان بابل با توجه به موقعيت ارتباطي،آب وهواي معتدل و مناظر طبيعي بسيار زيبا،كوهپايه هاي پوشيده از جنگلهاي انبوه و رودخانه بابل،از مناطق مهم جذب جهانگرد در استان است

 * * *

شهرستان بابلسر

موقعيت جغرافيايي

شهرستان بابلسر در قسمت مركزي استان مازندران و در ساحل جنوبي درياي مازندران قرار دارد.اين شهرستان،از شمال به درياي مازندران،از جنوب به شهرستان بابل،از شرق به شهرستان قائمشهر و جويبار،و از مغرب به شهرستان محمودآباد محدود مي گردد

جمعيت

طبق سرشماري سال 1375،شهرستان بابلسر،حدود155 هزار نفر جمعيت داشته است.حدود40 درصد مردم در شهرها زندگي مي كنند.تراكم جمعيت در شهرهاي بابلسر،فريدون كنار و روستاهاي اطراف فريدون كنار بيشتر از ساير مناطق شهرستان مي باشد

تقسيمات سياسي

اين شهرستان،قبلاً بخشي از شهرستان بابل بود،ولي در سال 1369 به شهرستان تبديل گرديد.بابلسر به چهار بخش(مركزي،فريدونكنار،بخش رود بست و بهنمير) و هشت دهستان تقسيم مي شود

آثار تاريخي و جاذبه هاي جهانگردي

از آثار تاريخي مهم شهرستان بابلسر،بقعه امامزاده ابراهيم(برادر حضرت امام رضا(ع))است به علت وجود همين آرامگاه در گذشته بابلسر به نام مشهدسر شهرت يافته بود.از جاذبه هاي شهرستان بابلسر،وجود ساحل زيباي درياي مازندران و رود بابل و امكانات دانشگاهي و پزشكي را مي توان نام برد.هر ساله مسافران زيادي از ديگر استانهاي ايران براي استراحت واستفاده از آب درياي مازندران به اين شهرستان مي آيند                     

* * *

شهرستان بهشهر

موقعيت جغرافيايي

شهرستان بهشهر از شمال به درياي مازندران(خليج گرگان)،از غرب به شهرستان ساري،از جنوب به شهرستان نكا و استان سمنان،واز مشرق به شهرستانهاي كرد كوي وبنرگز در استان گلستان محدود است

جمعيت

طبق سرشماري سال 1375 جمعيت اين شهرستان حدود 177هزار نفر بوده است كه حدود 56 درصد در شهرها و بقيه در روستاها زندگي مي كنند.پراكندگي جمعيت در شهرستان بهشهر،به نسبت حاصلخيزي خاك و وجود مراكز صنعتي است،به طوري كه در ارتفاعات جنوبي و سواحل شمالي به علت پيشروي آبهاي شور،جمعيت كمتري سكونت دارند

تقسيمات سياسي

طبق آخرين تقسيمات سياسي،اين شهرستان به سه بخش مركزي، گلوگاه و يانه سر، و هفت دهستان تقسيم شده است.بهشهر از شهرهاي پر جمعيت اين شهرستان است

سابقه تاريخي و جاذبه هاي جهانگردي

آثار به دست آمده از غارهاي(هوتو،كمربند و كلت) حاكي از آن است كه سابقه سكونت در بهشهر به دوره ميان سنگي مي رسد.به علت وجود شرايط مساعد در دامنه كوههاي جهان موراي(البرز شرقي)،بهشهر امروزي به عنوان يكي از روستاهاي پيش از تاريخ شكل گرفته است و در طول تاريخ،نامهاي مختلفي نظير تميشه،ناميه،خرگوران،پنجهزاره و آسيا بستر داشته است.در زمان شاه عباس،اشرف البلاد(اشرف شهرها)،و در دوره رضاخان بهشهر نام گرفت.اين شهر بنا به دلايلي مورد توجه شاه عباس صفوي قرار مي گيرد و بدين جهت دگرگونيهاي عمده اي در بافت و سيماي شهر پديد مي آيد.از جمله عمارتهاي دلگشا،خيابانهاي عريض،حمام هاي مختلف،حوضچه هاي زيبا و آب انبار ها ايجاد مي شود و لوله كشي انجام مي گيرد.اين ابنيه اكنون از عوامل اصلي جذب جهانگردان به اين شهر هستند.از آثار باستاني اين شهرستان،مي توان كاخ صفي آباد،باغ و عمارت چهلستون(كاخ شهرداري فعلي و قصر سلطنتي شاه عباس)،سر چشمه عمارت(در حال ويراني) استخر يا درياچه عباس آباد و غارهاي متعدد را نام برد

                       

* * *

شهرستان تنكابن

موقعيت جغرافيايي-

اين شهرستان،از شمال به درياي مازندران،از جنوب به رشته كوه البرز مركزي (استان قزوين)،از شرق به شهرستان چالوس و از غرب به شهرستان رامسر محدود مي شود.

جمعيت-

بي گمان پيش از ورود و استقرار آرياييها در اين سرزمين،اقوام بومي در مناطق مختلف تنكابن مي زيسته اند.

استخوانهايي كه در مناطق كوهستاني پيدا شده،حاكي از آن است كه اقوامي از آماردها(آمردها)در اين ديار سكونت داشه اند.

ساكنان كنوني تنكابن را مي توان از نوع مختلط دانست.جمعيت اين شهرستان در سر شماري سال 1375 به174هزار نفر رسيده است.

تقسيمات سياسي-

شهرستان تنكابن طبق آخرين تقسيمات كشوري از دو بخش و شش شهر وهفت دهستان تشكيل شده است.اين شهرستان گاهي بخشي از گيلان وگاه بخشي از مازندران به شمار مي رفته است.تا اينكه در زمان قاجاريه به مازندران پيوست و تا امروز يكي از شهرستان هاي مازندران به شمار مي آيد.

در مورد نام تنكابن سياح معروف فرانسوي، ژاك دومورگان،اعتقاد دارد كه تنكا نام دژي بوده است كه در حمله تيموريان از بين رفته است و تنكابن يعني دژ يا قلعه پايين تنكاست كه مركزآن خرم آباد بود ولي بعداً تمام تشكيلات اداري، سياسي و اقتصادي به تنكابن فعلي منتقل شد.

آثار باستاني-

با توجه به اينكه شهرستان تنكابن پيشينه تاريخي ديرينه اي دارد،آثار باستاني و تاريخي بسياري در آن وجود دارد،از جمله،قبرهاي زرتشتيان در نقاطي مانند دو هراز و سه هراز،اماكن متبركه منطقه امامزاده سّيد قوام الدين در كبود كُلايه خرم آباد،بقعه سّيد علي كيا در پايين بلده(قلعه گردن)،امامزاده قاسم كه نسبتش به علي بن ابيطالب(ع) مي رسد در محل جزما در دو هزار.

جاذبه هاي جهانگردي-

اين شهرستان با داشتن موقعيت جغرافيايي بسيار خوب و واقع شدن در كنار درياي مازندران و برخورداري از هواي خوب و ملايم،سبب جذب مسافر و جهانگرد از سراسر ايران و جهان به اين محل مي شود.خاصه در تعطيلات عيد نوروز و تابستان ،بسياري از خانواده هاي ايراني روانه اين شهرستان مي شوند كه به طور مستقيم وغير مستقيم در اقتصاد تنكابن اثر مثبت دارد.

* * *

شهرستان چالوس

موقعیت جغرافیایی-

این شهرستان از شمال به دریای مازندران، از جنوب به رشته کوههای البرز، از شرق به شهرستان نوشهر و از غرب به شهرستان تنکابن محدود می شود مساحت آن 1800 کیلومتر مربع است

جمعیت-

برابر آمار سال 1375 جمعیت شهرستان چالوس 111000نفر بوده است که 54 درصد شهرنشین و46 درصد روستا نشین بوده اند رشد سالانه جمعیت این شهرستان 7/1 درصد است

تقسیمات سیاسی-

شهرستان چالوس از دو بخش مرکزی و کلاردشت تشکیل شده است

تاریخ شهرستان-

در کتابهای جغرافیایی و تاریخی دوره اسلامی واژه ی شالوس مکرر آمده است به طوری که یاقوت حموی در کتاب خود می نویسد:شالوس شهری است در جَبَل در سر حد تبرستان. درباره وجه تسمیه این شهرستان می گویند چون بخش جلگه ای نسبت به ارتفاعات پست تر دیده می شود بدین سبب آن را «چاله است» یا «چاله اس» می نامیدند که به مرور زمان به چالِش و چالوس تغییر نام یافت

چالوس به دلیل اعتدال هوا و مناظر زیبای طبیعی، جنگل، دریا و رودخانه از اهمیت جهانگردی خاصی بر خوردار است.مراکز تفریحی این شهرستان عبارتند از:پارک جنگلی فین همراه با مجتمع ایرانگردی و جهانگردی، تله کابین نمک آبرود، دره رود بارک، عَلَم کوه، دریاچه ولشت یا سما

 

* * *

شهرستان رامسر

موقعيت جغرا فيايي-

رامسر در منتهي اليه غرب استان مازندران قرار دارد واز شمال با درياي مازندران،از جنوب با ارتفاعات البرز مياني(استان قزوين)،از غرب با شهرستان رودسر(گيلان)،و از شرق با شهرستان تنكابن همسايه است.ارتفاع شهر رامسر از سطح درياي آزاد20-متر است.

جمعيت-

تعداد جمعيت شهرستان رامسر در سال 1375حدود64هزار نفر بوده است.

تقسيمات سياسي-

شهرستان رامسر طبق آخرين تقسيمات كشوري از يك بخش مركزي و4دهستان و دو شهر تشكيل شده است.

سابقه تاريخي-

آنچه مشخص است اين منطقه بيش از ده قرن آباد بوده است و خاندانهاي بزرگي در آن زيسته اند كه بيشتر آنها از سادات بزرگ مي باشند قديميترين اسمي كه در اين مورد در تاريخ رويان و مازندران ذكر شده است همان سخت سر ميي باشد.در جواهر ده رامسر،مسجد آدينه با بيش از 700سال قدمت ساخته شده است و بقعه متبركه آقا سيد ابوالحسن در اين شهرستان قرار دارد.

جاذبه جهانگردي-

رامسر با داشتن مناظر طبيعي بسيار زيبا،از جمله مجاورت با دريا،كوه هاي پوشيده از جنگلهاي انبوه،آب وهواي معتدل،آب هاي معدني،باغهاي مركبات و فرودگاه،نقش مهمي در جذب جهانگرد دارد و از اين طريق در آمد سرشاري عايد مردم و ساكنان اين منطقه ميشود

 

* * *

شهرستان ساري

موقعيت جغرافيايي

شهرستان ساري از شمال و شمل شرقي به درياي مازندران و شهرستان بهشهر،از جنوب و جنوب شرقي به رشته كوههاي البرز و استان سمنان،از مشرق به شهرستان بهشهر و نكا و از مغرب به شهرستانهاي قائم شهر،سواد كوه و جويبار محدود است

جمعيت

بر اساس سرشماري سال 1375،شهرستان ساري حدود424هزار نفر بوده كه تقريباً47 درصد آن شهر نشين و بقيه روستا نشين بوده اند

تقسيمات سياسي

برابر آخرين تقسيمات سياسي كشور،شهرستان ساري از چهار بخش،شامل(مركزي،چهار دانگه،ميانرود و دودانگه) و چهار دهستان تشكيل شده است.شهر ساري مركز استان مازندران،از نظر اداري و بازرگاني نقش مهمي در سطح استان دارد

سابقه تاريخي و جاذبه هاي جهانگردي

شهر ساري را در قرن اول هجري سپهبد فرخان حاكم تبرستان،به نام پسر خود سارويه،بنا كرد و پس از آن يزدبن مهلب سردار اموي اين شهر را ويران كرد.منصور،خليفه عباسي،شهر ساري را فتح كرد و مسجدي در آن بنا نمود.از آن پس،ساري مركز سادات زنديه و مرعشي گرديد.در سال 260 هجري قمري،يعقوب ليس صفاري اين شهر را تصرف كرد.سپس شهر به دست اسماعيل ساماني افتاد و زماني هم آل زيار و آل بويه به ساري دست يافتند در 424 هجري قمري محمود غزنوي وارد ساري شد.سپس مرعشيان بر ساري مسلط شدند ودر سال795تيمور لنگ مردم مازندران و از جمله مردم ساري را قتل عام نمود و بعد ها در زمان صفويه،بناهايي در شهر ساري ساخته شد.مهمترين آثار تاريخي و اماكن مذهبي اين شهرستان،مقبره ملا المجد الدين،امامزاده يحيي،امامزاده عباس،مسجد جامع و بناهاي خزر آباد(مربوط به دوره صفويه) و قلعه مازيار در چهار دانگه است

جاذبه هاي شهرستان ساري،بيشتر به خاطر مركز استان بودن،سواحل درياي مازندران،دشت ناز ساري و جنگلهاي سرسبز است

   

* * *

شهرستان سواد کوه

موقعیت جغرافیایی-

شهرستان سواد کوه منطقه ای کوهستانی است که از شمال به شهرستان قائم شهر،از مغرب به شهرستان بابل،از مشرق به دودانگه ساری و از جنوب از طریق خط الرأس کوههای البرز، به استان تهران و سمنان محدود است

جمعیت-

بر اساس سر شماری سال 1375، جمعیت شهرستان سواد کوه،69هزار نفر بوده است.44 در صد جمعیت آن روستانشین  و بقیه شهر نشین هستند.از نظر پراکندگی جمعیت،هر چه از سمت جنوب به شمال پیش می رویم،به تراکم جمعیت افزوده می شود

تقسیمات سیاسی-

شهرستان سواد کوه برابر آخرین تقسیمات کشوری،شامل دو بخش مرکزی و شیرگاه، شش دهستان  و چهار شهر (پل سفید، زیرآب،شیرگاه آلاشت) می باشد.این شهرستان تا سال 1359یکی از بخشهای شهرستان قائم شهر به شمار می رفت، ولی با توجه به موقعیت ارتباطی، و استخراج معادن، به صورت شهرستان مستقل در آمده است

اماکن مذهبی،آثار تاریخی،جاذبه های جهانگردی-

از اماکن مذهبی شهرستان سواد کوه،به بقعه امامزاده عبد الحق می توان اشاره کرد که در زیرآب قرار دارد.همچنین آرامگاه امامزاده زکریا،امامزاده یحیی،و امامزاده صالح در این شهرستان قرار دارند.از آثار تاریخی مهم شهرستان سواد کوه،برج لاجیم است. پل ورسک، تونل گدوک، سه خط راه آهن ورسک معروف به سه خط طلا، و غارهای مختلف پل شاپور نزدیک شیرگاه،از دیدنیها و آثار تاریخی شهرستان سواد کوه می باشد.به طور کلی، شهرستان سواد کوه با در نظر گرفتن موقعیت جغرافیایی، کوهستانها، مناظر زیبای طبیعی، اعتدال آب و هوا در تابستان، پوشش گیاهی انبوه ،رود خانه ها و چشمه سارهای متعدد، یکی از مناطق دیدنی استان مازندران به شمار می رود و می تواند جهانگردان زیادی را جذب نماید

 

* * *

شهرستان قائم شهر

موقعیت جغرافیایی-

شهرستان قائم شهردر جلگه ساحلی دریای مازندران و در دامنه شمالی رشته کوههای البرز شرقی قرار دارد و از مشرق به شهرستان ساری، از مغرب به شهرستان بابل، از جنوب به شهرستان سواد کوه و دامنه شمالی رشته کوههای البرز،از شمال به جویبار محدود می شود

جمعیت-

جمعیت شهرستان قائم شهر در سر شماری سال 1375حدود 328 هزار نفر بوده است.جمعیت شهری بیش از 48در صد می باشد.از لحاظ پراکندگی جمعیت،هر چه از جنوب به سمت شمال پیش می رویم،با توجه به هموار بودن زمین، حاصلخیزی خاک و سایر عوامل طبیعی مناسب، به تراکم جمعیت افزوده می شود

تقسیمات سیاسی-

طبق آخرین تقسیمات کشوری،شهرستان قائم شهر دارای دو بخش مرکزی و کیاکلا و شش دهستان و دو شهر (قائم شهر و کیاکلا)است

سابقه تاریخی-

شهرستان قائم شهر در گذشته محل زندگی اقوامی به نام تپوری بوده که ساکنان اصلی مازندران را تشکیل می دادند.شهر قائم شهر حدود 60 سال قبل روستایی به نام علی آباد بود که از توابع ساری به شمار می رفت و جمعیت آن چند صد نفر بود و روزهای چهار شنبه در آن بازار هفتگی برگزار می شد از سال 1308 به تدریج کارخانه های صنعتی در این شهر احداث شد. و این عوامل و نیز احداث راه آهن سراسری موجبات توسعه آن را فراهم آورد.در سال 1314 علی آباد به شاهی تغییر نام یافت.در سال 1357 در جریان انقلاب اسلامی قائم شهر نامیده شد

آثار باستانی و جاذبه های جهانگردی-

از آثار تاریخی و اماکن مذهبی شهر قتئم شهر، می توان چندین امامزاده از جمله امامزاده محمد در جاده کیاکلا، آرامگاه شیخ طبرسی  در دهستان بالا تجن و تپه های باستانی به ویژه تپه باستانی گرد کوه در جمنان را نام برد که همراه با پوشش جنگلی جنوب رودخانه ها و سواحل دریا،جاذبه های چشمگیری ایجاد کرده اند

* * *

شهرستان نور

موقعيت جغرافيايي -

 شهرستان نور از شمال به درياي مازندران،از جنوب (از طريق كندوان و قله دماوند)به استان تهران،از شرق به شهرستان آمل و از غرب به شهرستان نوشهر محدود است.

جمعيت -

 طبق سر شماري سال1375،جمعيت شهرستان نور، حدود 95هزار نفر بوده است.

تقسيمات سياسي -

شهرستان نور داراي سه بخش(مركزي،چمستان،بلده) و نه دهستان مي باشد.نقاط شهري آن،شامل شهرهاي نور و رويان است.

سابقه تاريخي و جاذبه جهانگردي -

 نور قبل از صفويه به رستم دار معروف بوده و يكي از قديمي ترين شهرهاي مازندران غربي است.تا چند سال قبل آن را سولاره مي ناميدند.در مورد وجه تسميه اين شهر،نظرات گوناگوني وجود دارد.مي گويند اين اسم از صافي و روشنايي رود نور كه نور آفتاب را منعكس مي نمايد،گرفته شده است.

آثار تاريخي -

از آثار تاريخي و باستاني اين شهرستان،مي توان روستاي ناتل،دليران سرا و قلعه هاي تاريخي متعدد،از جمله قلعه نور در بلده را نام برد.كاخ تميشان،سواحل دريا و پارك جنگلي نور،از مناظر دلپذير و آب و هواي معتدل و ملايم از جاذبه هاي اين شهرستان به شمار مي روند.

* * *

شهرستان نوشهر

موقعيت جغرافيايي-

اين شهرستان از شمال به درياي مازندران.از جنوب وجنوب غربي به رسته كوههاي البرزغربي و مذكزي (قزوين)،از شرق به شهرستان نور واز غرب به شهرستان چالوس محدود مي شود.ارتفاع شهر نوشهر20-متر از سطح درياي آزاد است.

جمعيت-

برابر آمار سال 1375جمعيت شهرستان نوشهر215هزار نفر بوده است.

تقسيمات سیاسی-

اين شهرستان از دو بخش(مركزي و كجور)وپنج دهستان تشكيل شده است.نقاط شهري آن نوشهر است.

سابقه تاريخي وجاذبه جهانگردي-

نوشهر در گذشته دهكده اي به نام(خاچك)بود كه به علت واقع شدن در كنار دريا و رفت وآمد كشتيهاي تجاري،مورد توجه حبيب الله خان خلعتبري،پدر محمد ولي خان تنكابني قرار گرفت و به نام حبيب آباد معروف شد.در سال 1305 به نام دهنو خوانده شد از آن پس،با احداث ساختمان هاي تازه و خيابانهاي جديد توسعه شهر آغاز شد.سر انجام در سال 1311(شمسي)يك شركت هلندي تاسيسات متعدد بندري در اين محل احداث كرد در سال 1318عمليات بندر سازي به پايان رسيد و نام محل از دهنو به نوشهرتبديل شد.در سال 1327،نوشهر به صورت شهرستان درآمد. امامزاده يحيي و بقعه سّيد محمد بنامام جعفر صادق(ع)از اماكن متبركه شهرستان مي باشد.

نوشهر با برخورداري از شرايط خاص جغرافيايي و داشتن سواحل مناسب،هر ساله شمار زيادي از مسافران داخلي و خارجي را جلب مي نمايد.وجود بندر نيز بر اهميت اين شهر افزوده است

 * * *

[ شنبه دوم بهمن 1389 ] [ 16:28 ] [ سيد مرتضي ] [ ]
دماوند جزء جدایی ناپذیر فرهنگ مازندرانیها


قله دماوند از گذشته های دور تا به امروز جزء جدایی ناپذیر فرهنگ و افتخارات ایرانیان و مازندرانی ها بوده و شهرت جهانی این جاذبه طبیعی و از طرفی مجاورت آن با مرکز کشور و دریای خزر از اهمیت و جایگاه والاتری برخوردار بوده است.
استان مازندران از دیرباز یکی از استانهای زیبا و پر مسافر در ایام مختلف سال به خصوص تعطیلات نوروز بوده است و جاذبه های فراوان آن، علاوه بر گردشگران و مسافران داخلی، سالانه هزاران نفر از گردشگران خارجی را نیز به این دیار خوش آب و هوا جذب می کند.
استان مازندران که قله رفیع دماوند، نماد استواری و مقاومت است در دوره های مختلف مورد توجه مردم بوده است به نحوی که هر یک از شهرهای کوچک استان نیز گاهی حتی معادل بسیاری از استانها، گردشگر دارد و مردم آن پذیرای تعداد زیادی از هموطنان خود در ایام مختلف سال در شهر خود هستند.




نگاهي به جاذبه‌هاي گردشگري غرب مازندران

منطقه گردشگرپذير غرب مازندران با برخورداري از جاذبه‌هاي منحصر به فرد طبيعي و تاريخي هر سال پذيراي بيش از ‪ ۱۰‬ميليون مسافر است.
آب و هواي اين منطقه جگله‌اي معتدل، مرطوب و كوهستاني، سرد و نيمه مرطوب است و كشاورزي، دامداري و صنعت گردشگري اقتصاد اهالي اين منطقه را تشكيل مي‌دهد.
وجود آبشارها، ابهاي سرد و گرم معدني ، بوستانهاي جنگلي ، غارها و چشمه ها، يادمان تاريخي، صدها مراكز اقامتي، پذيرايي ، تفريحي و به ويژه كوه، دريا و جنگل ، اين منطقه را به عنوان قطب مهم گردشگري در كشور و حتي جهان مطرح كرده است.
وجود دو فرودگاه در شهرهاي رامسر و نوشهر ، بندر نوشهر و جنگل‌هاي بي نظير خزري در غرب مازندران از ديگر ويژگيهاي اين منطقه است.
شهرستان زيباي رامسر با زيبايي وصف ناپذير در غرب مازندران در دامنه جنگلي و زيباي البرز و سواحل خزر آرميده كه با برخورداري ازانواع‌جاذبه‌هاي گردشگري لقب عروس شهرهاي ايران را گرفته است.
شهر نمونه گردشگري و الكترونيك ، شهر سبز نمونه استان مازندران از جمله افتخارات رامسر رويايي است.
رامسر از شمال به درياي خزر ، جنوب به رشته كوه البرز، شرق به شهرستان تنكابن و غرب به شهرستان چابكسر استان گيلان وصل است.
برخورداري از ساحل زيبا، مناطق ييلاقي خوش آب و هوا، وجود فرودگاه ، پوشش متنوع ، باغات مركبات ، چاي و مزارع برنج از ديگر مناطق ديدني رامسر است.
ييلاق رويايي جواهرده در ‪ ۲۷‬كيلومتري جنوب غربي رامسر و ارتفاع دو هزار متري از سطح دريا خزر، آبشارهاي طبيعي و چشمه‌هاي سارهايي چون آبعلي ، كوكين ، سلمل و .. هر سال گردشگران زيادي را به خود مي‌كشاند.
پارك جنگلي صفارود، قله‌مخروطي شكل ماركوه با ‪ ۶۰۰‬هزار مترمربع و ارتفاع ‪ ۵۰۰‬متري از سطح دريا، چشم اندازهاي زيباي شهر كتالم ، روستاي اربه كله، جنگل دالخاني و ييلاق جنت رودبار و ... موجب شد تا رامسر همواره به عنوان يك تفرجگاه مورد استفاده گردشگران قرار گيرد.
هتل قديم و جديد رامسر با معماري بسيار زيبا، كاخ موزه ، مقبره ملاسعيد، امام زاده سيد حسين، بي‌بي سكينه، قلعه شاه‌نشين ، كوه اشكورات، كوهستاني سماموس رامسر را به شهرهاي رويارويي ايران مبدل كرده است.
آبهاي گرم معدني سودمند براي درمان بيماريهاي پوستي ، رماتيسم و دردهاي عصبي نظير مكي چشمه، چشمه مارگوبن ، چشمه كردمحله و غارها قلعه بند و كور شيرچال ، مجتمع تفريحي ساحلي توسكا سرا، قلعه سياه كوه و كوهستان لپاسر رامسر را به شهرستان ديدني منحصر بفرد در تمام طول سال تبديل كرده است.


نگاهي به درختان كوهستانهاي شمال: ارس ، درخت معدود، مقاوم و زيبا


درخت. " ارس " درختي دو پايه از خانواده سرو، يكي از معدود سوزني برگهاي بومي شمال ايران و درخت مقاوم و زيباي مناطق جنگلي و كوهستاني به ويژه شمال كشور محسوب مي‌شود. ناحيه رويشي اين درخت از غرب تا شرق در امتداد دامنه‌هاي جنوبي رشته كوههاي البرز و از شمال غربي تا جنوب در امتداد ارتفاعات البرز زاگرس‌است. صبر و مقاومت در برابر خشكي و سرما، قابليت رويش در ارتفاعات بيش از سه هزار متري از سطح دريا و سرسبزي از ويژگي‌هاي اين درخت زيبا است كه توسعه كاشت آن در ارتفاعات، روند فرسايش خاك را در كشور كاهش مي‌دهد. ارس "‪ "PARSIAN JANIPER‬اين درخت كوهستاني ، با ارتفاع هفت تا ‪ ۱۰‬متر ، برگهاي فلسي ، ميوه‌هاي ارغواني رنگ و قطر هشت تا ‪ ۱۲‬سانتي متر به صورت درختچه‌هاي پراكنده در برخي از مناطق شمال را از جمله جاده لوشان ، هراز ، جاده چالوس در دل سنگها و صخره‌ها، مي‌توان مشاهده كرد. زيستگاه اصلي ارس ، مناطق بنه بادام بوده و اكنون در بسياري مناطق كشور جز درختچه‌هايي پراكنده ، چيز ديگري از آن ديده نمي‌شود. به اعتقاد جمعي از كارشناسان منابع طبيعي غرب مازندران ، تكثير و كاشت نهال اين درخت بايد در توسعه جنگل كاري و احياي جنگل‌هاي مخروبه موردتوجه گيرد. آنان در گفت و گو با خبرگزاري جمهوري اسلامي افزودند : از آنجايي كه ارس در جاهايي قابليت رشد دارد كه درختان ديگري نمي‌رويد، بنابراين غرس اين درخت تا حد زيادي در پايداري خاك و جلوگيري از فرسايش وتخريب خاك درمناطق كوهستاني موثر است. عضو هيات علمي موسسه تحقيقات جنگل و مرتع كشور گفت : احياء جنگل ها از طريق كاشت نهال ارس ضروري است. " مصطفي خوشنويس " در گفت و گو با ايرنا افزود : ارس يكي از گونه‌هاي خاص مناطق كوهستاني است كه در ارتفاع بيش از دو هزار و ‪ ۵۰۰‬متر از سطح دريا ديده مي‌شود. وي اظهار داشت : اين گونه حتي در ارتفاع سه هزار و ‪ ۹۰۰‬متري نظير فيروز كوه نيز مشاهده شده است. وي خاطرنشان كرد : اين گونه دير زيست كه پايه كهنسال زيادي از ان در كشور يافت مي‌شود ، جنبه تقدس دارد. به گفته خوشنويس درخت ارس از نظر آبخيزداري اهميت زيادي دارد و مي‌تواند در مناطق كم آب و خشك نيز رويش كند. وي يادآور شد : اين گونه قادر است پس از ‪ ۵‬تا شش ماه بدون نياز به آب فصل خشك را تحمل كند. اين عضو هيات علمي موسسه تحقيقات جنگل و مرتع كشور ادامه داد : اگر منطقه‌اي با اين گونه درختي احيا شود، پوشش سبز آن براي هزاران سال تامين مي‌شود. خوشنويس تصريح كرد : ارس ، چوب صنعتي خوبي ندارد ولي در برابر آفات و پوسيدگي بسيار مقاوم است. وي بيان داشت : در حال حاضر تكثير درخت ارس از طريق بذر انجام مي‌شود و از طريق قلمه زني نيز مي‌توان آن را تكثير كرد. به گفته او توسعه كاشت ارس در مناطق كوهستاني و با ارتفاع زياد در تثبيت خاك و جلوگيري از فرسايش خاك موثر است. وي گفت : اكنون اين گونه سوزني برگ در قسمت‌هايي از مناطق شمالي و شمال شرق مانند باجگيران، لاين ، آذربايجان شرقي و غربي رويشگاههاي وسيعي دارد. معاون آموزشي دانشكده منابع طبيعي دانشگاه تربيت مدرس به ايرنا گفت : ارس، يكي از چهار گونه سوزني برگ موجود در جنگل‌هاي كشوراست كه ارزش بالايي دارد. " سيد محسن حسيني " بيان داشت : چهار گونه سوزني برگ نظير زربين ، سرو خمره‌اي، سرخدار و ارس در كشور وجود دارد و بقيه گونه‌هاي پهن برگ است. وي اظهار داشت : گونه‌هاي مختلف درخت ارس، نظير سابينا، آكسيدروس،كمونيس ، پلي كارنوس از ديگر گونه‌هاي با ارزش و با اهميت هستند. اين استاد منابع طبيعي افزود : ارس در جاههاي مانند شكاف سنگها و صخره- ها قابليت رشد ندارد. به گفته حسيني اين گونه بسيار مقاوم و بدون وجود خاك مي‌توان زندگي كند، بنابراين بايد براي توسعه كاشت آن برنامه‌ريزي شود. وي ياداور شد : توسعه كاشت اين گونه در توسعه جنگل كاري و جنگل‌هاي مخروبه به عنوان يك اولويت بايد مورد توجه ويژه قرار گيرد. معاون آموزشي دانشكده منابع طبيعي دانشگاه تربيت مدرس واقع در شهرستان نور تصريح كرد : سبز كردن بذر اين گونه از جمله مشكلات است زيرا برخي حشرات از مغز بذر آن، تغذيه مي‌كنند. اين استاد دانشگاه ادامه داد : تحقيقات نشان داده كه بذر اين درخت براي سبز شدن در ايران بايد تا دو سال در لايه‌هاي برف باشد تا قوه ناميه آن به دست آيد. حسيني بيان داشت : اكنون اين گونه به صورت تك پايه و پراكنده در كشور وجود دارد كه بايد براي توسعه آن تلاش جدي تر شود. پژوهشگر مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي استان مازندران در گفت وگو با ايرنا يادآور شد : در حوزه آب و هوايي شمال ايران درخت ارس زيادي وجود ندارد. " يوسف گرجي بحري " افزود : به ندرت تك گونه‌هاي اين درخت در برخي از حوزه‌هاي نظير گرگان و مينودشت وجود دارد. وي اظهار داشت : در نيمرخ جنوبي رشته كوه البرز مانند جاده كرج نمونه- هاي از اين درخت كه در مقابل سرما و خشكي مقاوم است ، مشاهده مي‌شود. گرجي بحري گفت : اين گونه براي توسعه جنگل در ساير مناطق كشور مفيد است و تحقيقات زيادي در اين زمينه انجام شده است. وي تصريح كرد : برخي گونه‌هاي درختي متنوع ديگري درشمال وجود دارد كه بايد براي توسعه جنگل كاري مورد توجه قرار مي‌گيرد. وي يادآور شد : انواع افرا، بلوط ، ممرز، از جمله نمونه‌ها براي توسعه و احياي جنگل در مناطق شمال است. در جنگل‌هاي ‪ ۱/۸‬ميليون هكتاري شمال ‪ ۹۱‬گونه درختي و ‪ ۲۱۱‬گونه درختچه‌اي وجود دارد

جاذبه های دیدنی مازندران / نكا


اين شهرستان از شمال و شمال شرقي به شبه جزيره ميانكاله از شرق به شهرستان بهشهر و از جنوب و غرب به شهرستان ساري محدود مي گردد. نام نكا را به صورت « نيكاح » و « نيكا » هم آورده اند كه به معناي شهر و آبادي كوهستاني يا سرزميني كه در آن خيزران يا نوعي ني مي رويد يا آبادي جايگاه « الهه ناهيد » است.
مراكز ديدني :
آب معدني قر مرض درياچه استخر پشت منطقه هزار جريب غار باستاني كميشان برج آرامگاهي امامزاده عبدالله



ادامه مطلب
[ شنبه دوم بهمن 1389 ] [ 16:24 ] [ سيد مرتضي ] [ ]

 آستانه امام زاده ابراهيم ابوجواب

اوفرزند بي واسطه امام موسي كاظم است ضمنا اوجد سيد رضي وسيد مرتضي وسادات ميرعمادي مي باشد او با قاسم وعباس وامام رضاازيك پدرومادر ميباشند درمورد نوشته اند كه شترها كتاب اوراحمل مي نمودند وازالقاب اومرتضي وابوجواب است وعلت ملقب شدن به ابوجواب به دليل اين است كه امام رضا درسال آخر زندگي خود به سادا نامه اي مي نويسد و از آزار واذيت مامون آگاه مي سازد سادات پس ازوصول خبر دست به كارشده وچند نفربين خودشان انتخاب مي كنند وبه سرقبرپيامبر مي روند وچون پيامبر تنها جواب سلام ابراهيم را ميدهد او بعنوان فرمانده انتخاب مي شوند درري مطلع مي شوند مامون امامرضارا به شهادت رسانده ودرهمان جاباسپاه مامون درگيري بوجود آمده وشكست مي خورند وسادات هركدام به سمتي متواري مي شوند او به بابلسر رفت ودوباره قيام كرد اماشهيدميشود ودربابلسر داراي بقعه اي بزرگ وداراي ضريح و000 مي باشد او اشبه ترين برادران خود به امام كاظم بوده است

 آستانه امام زاده قاسم

این امام زاده از نوادگان موسی بن جعفر (ع) می‌باشد که در ۱۵ کیلومتری شهرستان بهشهر واقع شده است. این بنا چندین بار تعمیر و بازسازی شده است. در مجاورت آستانه در زمینی به مساحت ۳۸۱۶ متر مربع زائرسرا احداث شده که ۲۰ باب اتاق آن تکمیل و بالغ بر ۲۰ واحد دیگر نیمه کار ه باقی مانده است وفعلا زائران حضرت رضا (ع) در آن جا بیتوته می‌کنند.


 بقعه امام زاده عبدالله سارو

به فاصله سه کیلو متری شهرستان بهشهر و در مجاورت گورستان عمومی شهر، روستای سارو واقع شده است. قدمت بنا مربوط به قرن نهم هجری بوده که دارای گنبد مخروطی شکل است. بنا به مرور زمان به علت خرابی چندین بار توسط خیرین بازسازی شده است. کل زمین امام زاده دو هکتار و مساحت زیر بنای آن ۲۰۴ متر مربع است که دارای ضریح چوبی می‌با شد.


 آستانه امام زاده عباس

در شرق شهر ساری و در محله آزاد گله واقع است. این بقعه جزء فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است. علاوه بر امام زاده عباس، سه تن دیگر از امام زادگان به نام عبدالله (ع)، محمد (ع) و باقر (ع) نیز در این محل مدفون می‌باشند. بقعه در باغ مصفائی واقع شده، دارای چهل باب اتاق، زائرسرا، آب، برق، تلفن، سرویس بهداشتی و امکانات رفاهی است.

 بقعه امام زاده یحیی

واقع در مرکز شهر ساری که از نظر داشتن درهای متعدد و صندوق چوبی نفیس حائز اهمیت هنری و تاریخی است. ساختمان بقعه ذیل شماره ۲۱۲درآثار ملی ثبت شده است. این بقعه مدفن امام زاده یحیی(پر آوازه به فرزند امام موسی کاظم (ع)) است که به اتفاق برادرش سید حسن و خواهرش سیده سکینه در این محل مدفون می‌باشند.


 بقعه سلطان زین العابدین

در محوطه امام زاده یحیی و در مرکز شهر ساری واقع است. بقعه آن مخروطی و از لحاظ ساختمانی، تزئینات، کاشی کاری، صندوق و در نفیس چوبی از مهم‌ترین بناهای تاریخی ساری است .


[ بقعه امام زاده عباس

در فاصله ۲۲ کیلومتری شهرستان بابل در بخش بند پی شرقی در روستای امام زاده عباس واقع است. این امام زاده مورد احترام خاص مردم منطقه است و دارای امکانات رفاهی از قبیل زائرسرا، برق، آب، تلفن و سرویس بهداشتی می‌باشد.


 تکیه پهنه کلا

در ۱۲ کیلومتری جنوب شهر ساری و در منطقه‌ای سر سبز که دارای منظره‌های طبیعی بسیار زیبایی است واقع شده است.تکیه دارای امکانات رفاهی متعدد از جمله ۱۳۰ باب زائر سرا، آب، برق، تلفن، نانوائی و سرویس بهداشتی مجهز می‌باشد. درآمد سالیانه آن بیش از هفتصد میلیون ریال است. طرح توسعه بنا با صرف یک میلیارد ریال در دست اقدام می‌باشد.


 تکیه بزرگ عبدالحسین خانی

در ۲۴ کیلومتری شهرستان بابل در بخش بند پی غربی در قریه مقری کلا واقع شده، دارای ۱۳۵ سال قدمت می‌باشد. این بنا به عنوان اثر فرهنگی به ثبت رسیده است. تاچند سال قبل محل تحصیل طلاب و دانش آموزان منطقه بوده، هر سال در ایام محرم و مخصوصا روز عاشورا محل برگزاری مراسم عزاداری است.


 بقعه امام زاده عبدالله

در فاصله ۱۸ کیلو متری جنوب آمل، در روستای اسکومحله و در منطقه سر سبز و جنگلی واقع شده است. دارای امکانات رفاهی وسیع اعم از زائرسرا، حمام، آب، برق، تلفن، بازار، نانوائی و سرویس مجهز بهداشتی می‌باشد .


 بقعه امام زاده ابراهیم

در مرکز شهر آمل و در خیابان طالب آملی واقع شده، دارای ۵ هکتار وسعت است. قبرستان عمومی و گلزار شهدا نیز در محوطه آن قرار دارد. بقعه دارای کتابخانه، سرویس بهداشتی و دیگر امکانات رفاهی می‌باشد.


 امام زاده قاسم ایزده

در ۱۲ کیلو متری نور و در کنار جاده اصلی نور محمود آباد واقع شده است. ساختمان قبلی چوبی و کاه گلی بوده که در سال ۷۳ با همت اهالی و تلاش هیئت امناء و با صرف مبلغ هشتاد میلیون ریال اقدام بازسازی شد .


 بقعه امام زاده محمد بن بکر بن علی

در فاصله ۱۵۰ کیلو متری نور و در روستای ییلاقی کلای بلده واقع است. ساختمان قبلی مربوط به سده هشتم هجری قمری بوده که به دلیل فرسودگی، تخریب و ساختمان جدیدی در سال ۷۳ احداث شد. تا کنون مبلغ دویست میلیون ریال لز محل درآمد نذور و موقوفات صرف بازسازی آن شده است. بقعه دارای ۱۵ باب اتاق زائرسرا، آب، برق، تلفن، چشمه آب آشامیدنی و سرویس بهداشتی می‌باشد.


 امام زاده سید علی کیا سلطان

پر آوازه است که از نواده‌های امام موسی کاظم (ع) می‌باشد واقع شده که دارای ۷۰۰ سال قدمت است. بنای فعلی در زمان سلطان محمد خدابنده احداث گردیده است. بقعه دارای آب، برق، مسجد و امکانات رفاهی است. محل اصلي امام زاده سيدعلي كياسلطان دريكي ازروستاهاي منطقه لفورازتوابع شهرستان قائم شهرمي باشدنام روستايي كه اين امام زاده درآن قرارداردشاه كلا(شاكلا)مي باشدبراي رسيدن به اين محل ازدوراه مي توان رفت ازبابل باسرويسهاي بابلكناروازشيرگاه باسرويسهايي مستقيماً به آن منطقه(لفور)مي روند

 حضرت عبدالمناف و عبدالمطلب (ع) بن ابراهیم بن زید بن امام حسن مجتبی

دارای ۴۰ باب زائر سرای مجهز با کلیه امکانات رفاهی و سرویس بهداشتی، مخابرات و آب شرب، در منطقه زیبای نمارستاق لاریجان و روستای عبدالمناف واقع شده است .

بنای جدید، آینه کاری درون بارگاه و احداث زائرسرا در سال ۱۳۷۸ خاتمه یافت.


 بقعه حضرت سید حسن ولی (ع)

سید حسن ولی از نسل امام حسن مجتبی (ع) درسال ۸۵۶ هجری قمری وفات یافت و مدفن اش در روستای نیاک لاریجان واقع شده است. این مکان زیارتی به فاصله یک کیلو متری با جاده اصلی هراز قرار دارد و همه ساله میزبا ن علاقه مندان از اقصی نقاط کشور در تمام فصول به ویژه در اردیبهشت ماه و درمراسم ورف چال می‌باشد .


 بقعه آقا شیر علی

در ۷ کیلو متری جنوب تنکابن در محله میان ناحیه خرم آباد واقع شده، دارای چشم اندازهای طبیعی زیبائی می‌باشد.


 بقعه آقا سید حسین

در ۵ کیلو متری غرب تنکابن در کنار جاده اصلی تنکابن رامسر واقع شده، دارای امکانات رفاهی از قبیل آب، برق، تلفن، سرویس بهداشتی و زائر سرای مجهز در سه طبقه می‌باشد.


 بقعه امام زاده سید هاشم

در روستای آغوزکتی با فاصله ۹۳ کیلومتری جنوب شرقی رامسر واقع شده، دارای چشم اندازهای طبیعی زیبائی است. بقعه دارای امکانات رفاهی از قبیل آب لوله کشی، برق و سرویس بهداشتی می‌باشد .


 امام زاده سید محمد زرین نوا

در ۲ کیلو متری روستای چمازکتی قائم شهر در کنار خیابان هردرود به کروا واقع شده، دارای زیر بنای حدود ۷۰ متر مربع و محوطه‌ای به مساحت تقریبی ۵/۱ هکتار می‌با شد. ساختمان بقعه دارای گنبدهای سنتی و ضریح منبت کاری شده ست که در فهرست آثار باستانی به ثبت رسیده است

هادی جعفری

 امام زاده عبدالحق

در وسط شهر زیراب سوادکوه قرار دارد. بقعه در محوطه‌ای به مساحت ۵۵۰۰ متر با ۶۵۰ متر مربع زیر بنا و ۸۰۰ متر زائرسرا واقع است .پر آ وازه است که وی عارفی بزرگ بوده است .

 امام زاده حسن

این بقعه شریفدر 10 كیلومتری شهر آلاشت، در روستائی به همین نام یعنی روستای امامزاده حسن، در دهستان ولوپی در غرب شهر یزرآب قرار دارد علاوه بر اهمیت این مكان در بعد زیارتی، هر ساله در جشن سنتی 26 عید ماه كه از ماههای سریانی و مصادف با اولین ماه فصل تابستان است مراسم دیدنی كشتی لوچو بهمراه آئین های جنبی دیگر و این مكان برگزار می شود و بهمین دلیل گردشگران بیشماری از روستاهاي لفور ، بندپي و، آلاشت و مناطق ديگربه این محل زیبا مسافرت می كنند.

[ شنبه دوم بهمن 1389 ] [ 16:23 ] [ سيد مرتضي ] [ ]
محمود آباد یکی از شهرهای مازندران بوده و از اهمیت گردشگری بسیار بالایی برخوردار است.

این شهر از شمال به دریا از شرق به فریدونکنار از غرب به نور و از جنوب به آمل ختم می‌شود.

محمودآباد در حال حاضر در حال گسترش است.محمودآباد به نوعی یکی از بهترین سواحل ایران محسوب می‌شود و بسیاری از نهادهای دولتی و غیردولتی ایران در این منطقه ویلا و مراکز تفریحی دارند.

از جمله شرکت نفت در آن بنای عظیمی دارد.این بنا به قدری مجهز است که 7 سال پیش قرار بود میزبان اجلاس اوپک باشد که البته مسایل امنیتی و سياسي مانع این کار شد.

[ شنبه دوم بهمن 1389 ] [ 16:21 ] [ سيد مرتضي ] [ ]
خاويار يکی از گرانترين مواد غذايی دنياست به طوری که قیمت خاويار بلوگا که بهترين نوع خاويار به شمار مى‌رود در بازار آمريكا پنج هزار دلار است.

ماهیان خاویاری یکی از باارزش‌ترین ماهیان جهان هستند که فقط در نیمکره شمالی پراکنش دارند.


ادامه مطلب
[ شنبه دوم بهمن 1389 ] [ 16:19 ] [ سيد مرتضي ] [ ]

استان مازندران با ۲۴۰۹۱ کیلو متر مربع مساحت و ۲۶۰۲۰۰۸ نفر جمعیت از استان‌های سرسبز شمال فلات ایران است و در کرانه دریای مازندران قرار دارد. این استان در غرب استان گرگان و مشرق استان گیلان می‌باشد و از جنوب با استان‌های سمنان، تهران، قزوین هم مرز است. دریای مازندران نیز مرز شمالی این استان را کاملاً دربر گرفته‌است.

تعداد ۱۵ شهرستان، ۳۶ شهر، ۳۸ بخش و ۱۰۴ دهستان در مازندران وجود دارد که ۴۳ درصد از شهرها در طول نوار ساحلی واقع شده‌اند.


مازندران تنها استانی است که با سه محور هراز، کندوان و سوادکوه با مرکز کشور مرتبط می‌باشد و چهار فرودگاه دشت ناز ساری، نوشهر، بیشه‌کلا بابلسر و رامسر ارتباط هوایی آن را با بقیه نقاط برقرار ساخته و راه آهن شمال یکی از شعبه‌های اصلی راه آهن سراسری نیز از آن عبور می‌کند. علاوه بر آن جاده ساحلی از رامسر تا بابلسر به طول ۲۲۰ کیلومتر با فاصله ۱۰ تا ۳۰۰ متر از کنار دریا می‌گذرد.دریای مازندران با دارا بودن منابع سرشار غذایی و ماهیان گوناگون به ویژه خاویار، در زمینه گردش گری نیز دارای ویژگی‌های منحصر به فردی است که آن را در جهان متمایز کرده‌است. قله دماوند که به بام ایران معروف است در این سرزمین جای نهفته و از جاذبه‌های شاخص مازندران و جهان می‌باشد.

فهرست مندرجات

نام مازندران

ریشه نام مازندران مشخص نیست. کسانی حدس‌هایی در این مورد می‌زنند که برخی از این حدس‌ها را در زیر می‌خوانیم:

برخی ریشه نام مازندران را آمیخته‌ای از ماز به معنی بزرگ و نیز میانه ، ایندیرا و ان پس وند مکان دانسته‌اند و در نتیجه عبارت «مازیندیران» را به معنی جایگاه دیو بزرگ ، ایندیرا می‌دانند. گواه آن را هم شاهنامه دانسته‌اند که در آن از مازندران به عنوان جایگاه دیو سفید نام برده‌است و نیز ایندیرا را کوهی دانسته‌است در میانه این سرزمین. بر پایه همین موضوع ملک الشعراء بهار بیت زیر را سروده‌است:

   
استان مازندران

ای دیو سپید پای در بند
ای گنبد گیتی ای دماوند

   
استان مازندران


برخي نام مازندران را به شكل ماز + اندر + آن مي‌دانند . ماز در زبان مازندراني به زنبورعسل گفته مي‌شود و كساني كه اين ريشه يابي را پذيرفته‌اند معناي مازندران را «جايي كه زنبورعسل در آن هست» مي‌دانند . عده ای نیز به این دلیل که سابقا این سرزمین مملو از گوزن بوده و مازن نیز به معنای گوزن بوده و از طرفی دران را نیز به معنای درندگان می باشد اینطور استنباط کرده اند که دران به معنای درنده کنایه از ببر مازندران است وچون این سرزمین در گذشته مملو گوزن و ببر بوده مردم آن سرزمین را به این نام خواندند مازندران کنونی در درازای تاریخ، شاهد وقایع و اتفاقات فراوان سیاسی، اجتماعی و فرهنگی بوده‌است. در اهمیت سرگذشت وقایع تاریخی این استان، کافی است که گفته شود هیچ یک از مناطق ایران به اندازه این خطّه، شاهد رویدادهای تاریخی نبوده‌است.

به همین سبب است که نویسندگان و مورخان ایرانی و خارجی، فراز و نشیب‌های تاریخی این سرزمین را در کتاب‌هایی به رشته تحریر در آورده‌اند. از آثار نویسندگان روسی درباره مازندران، تاریخ مازندران و استرآباد تالیف رابینو، و از آثار نویسندگان مازندرانی، تاریخ طبرستان و رویان و مازندران تالیف میر ظهیرالدین مرعشی، و از آثار نویسندگان ایرانی، تاریخ تبرستان به کوشش اردشیر برزگر (ترک اصل مقیم مازندران) و مازندران از قدیم‌ترین ایام تا به امروز، نوشته دکتر محمد مشکور را می‌توان نام برد. اما این که نام مازندران از چه زمانی در این خطّه متداول شد اختلاف نظر وجود دارد. بعضی از مورخان معتقدند از زمان ابن اسفندیار و یاقوت، بجای هیرکانیا کلمه مازندران بکار برده شده‌است عده‌ای هم تاریخ استعمال کلمه مازندران را از قرن چهارم هجری قمری به بعد می‌دانند.

ابنیه تاریخی

منطقه شورچال گلوگاه

این منطقه از ابنیه مسکونی قرون اول و دوم اسلامی بوده و آثار باستانی فراوانی در دل تپه‌های آن جای گرفته‌اند که متأسفانه بخش قابل توجهی، توسط حفاران غیرمجاز، از دل خاک خارج شده و از موزه‌های خارجی، سر در آورده‌است که نیازمند استقرار یگان حفاظت میراث فرهنگی است.زمینهای آن متعلق به ساکنان کوپچی محله گلوگاه بوده و در فاصله کمی از ساحل دریا قرار گرفته‌است و مکانی سرسبز و بسیار دیدنی است که نیازمند سرمایه گذاری و توجه بیشتر است.

قلعه لاجیم در سوادکوه

در جنوب شرقي زيراب در شرق جاده سواد کوه به قائمشهر در منطقه‌اي جنگلي و در كنار روستاي لاجيم قرار دارد. اين اثر معماري ارزشمند متعلق به قرن پنجم هجري است. آندره گدار باستان‌شناس فرانسوي كه در سال 1933 ميلادي به بازديد برج لاجيم آمده مي‌نويسد: در داخل اين حصار چند تل است كه نشان مي‌دهد اين قلعه در واقع شهر مستحكمي است اين محل كه در قلب جنگل انبوه و دور هنگامه شهرها واقع شده است. مسلماً قرارگاه مهم يكي از سركشان يا پناهگاه استوار يكي از پادشاهان مخلوع بوده است كه به اميد بازگشت وقت مساعد در آنجا بدور از آسيب خصم در امان مي‌داشته است. شخصيت مدفون در برج (كيا ابوالخوارس شهريار) از خاندان باونديان بوده كه در فاصله سقوط سلسله باونديان اول و به قدرت رسيدن مجدد خاندان آل باوند پس از اشغال ناحيه آمل به دست قابوس وشمگير به منطقه كوهستاني لاجيم پناه برده است.


چشمه عمارت بهشهر

این بنا متعلق به دوره صفویه‌است که در دو طبقه احداث گردیده و در حال حاضر طبقه همکف و جزری از طبقه دوم باقی مانده‌است در وسط عمارتِ همکف مظهر چشمه قرار دارد که آب آن از چهار سمت توسط جویهایی از داخل بنا به خارج آن سرازیر و وارد حوضها و جویهای اطراف آن گردیده و به‌وسیله نهرهای اصلی به خارج از باغ هدایت می‌شده‌است .

برج آرامگاهی امامزاده طاهر مطهر کجور

این بنای آرامگاهی واقع در روستای هزار خال بخش کجور در شهرستان نوشهر قرار دارد، بنایی است چهار ضلعی با کتیبه‌های آجری و تزئینات که در سال(۸۲۹) ه ق به دست ملک کیومرث بن بیستون استندار ساخته شده‌است.

قلعه ملک بهمن لاریجان

این قلعه از قلعه‌های عظیم البرز است که در جاده هراز بخش لاریجان شهرستان آمل و مشرف به قریه شاهان دشت در ۷۵ کیلومتری جنوب آمل قرار دارد این قلعه متعلق به حکام پادوسبان است که در سال (۴۵ الی ۱۰۰۵) ه ق به رویان نور و کجور و رستمدار حکومت داشته‌اند بنای قلعه بر روی صخره‌ای حدود ۲۲۰ متر بالاتر ازسطح اراضی شاهاندشت از لاشه سنگهای بزرگ و کوچک و ملات گچ ساخته شده که بصورت طبقه طبقه و شامل اتاقها و قسمت‌های مختلف ساختمانی است.

آرامگاه سه سید میر حیدر آملی

این مکان مدفن ابولقاسم پسر ابولحسن الرویانی است که در سده ششم ه ق وفات یافته‌است، در طی قرون هشتم و نهم هجری قمری سه تن از سادات و عرفا در این محل مدفون گردیدند که یکی از آنها علامه میر حیدر آملی است که از متفکران و مشاهیر شیعه بوده‌است بانی این مکان سید عزالدین بن سید بهاالدین آملی است.


زبان: اکثریت زبان مازندرانی، ولی بیشتر مردم مازندران با زبان فارسی نیز آشنایی دارند . در شرق استان ترکی گلوگاهی و گرجی و در مناطق ديگر زبان ارمنی نیز رواج دارد.

گویش‌های زبان مازندرانی: ساروی، بابلی، آملی، گیلکی، شهمیرزادی، کتولی، هزارجریبی، فیروزکوهی، لفوری سواد کوهی.

شهرها و شهرستان‌ها

استان مازندران

استان مازندران

مرکز ساری
شهرستان‌ها آمل | بابل | بابلسر | بهشهر | تنکابن | جویبار | چالوس | رامسر | ساری | سوادکوه | قائم‌شهر | گلوگاه | محمودآباد |سرخرود |نکا | نور | نوشهر
شهرها

آلاشت | آمل | امیرکلا | ایزدشهر | بابل | بابلسر | بلده | بهشهر | بهنمیر | پل سفید | تنکابن | جویبار | چالوس | چمستان | خرم‌آباد | خلیل‌شهر | خوش‌رودپی | دابودشت | رامسر | رستمکلا | رویان | رینه | زرگرمحله | زیرآب | ساری | سرخ‌رود | سلمان‌شهر | سورک | شیرگاه | عباس‌آباد | فریدون‌کنار | فریم | قائم‌شهر | کتالم و سادات‌شهر | کلارآباد | کلاردشت | کله‌بست | کوهی‌خیل | کیاسر | کیاکلا | گزنک | گلوگاه | گلوگاه (بابل) | گتاب | محمودآباد | مرزن‌آباد | مرزیکلا | نشتارود | نکا | نور | نوشهر 

نقاط دیدنی

آب گرم لاریجان | آب معدنی قرمرض | آلاشت | امامزاده کتی | بابلسر | پارک جنگلی چالدره | پارک جنگلی سی‌سنگان | پارک ملی دشت ناز | پل راه‌آهن ورسک | پل محمدحسن‌خان | تله‌کابین نمک‌آبرود | جواهرده | خانه نیما یوشیج | خشت‌پل | دریاچه ولشت | سادات‌محله | سد لار | علم‌کوه | غار کمربند | قلعه شاهاندشت | قلعه گردن | کاخ رامسر | مجموعه باغ صفوی | مسجد جامع آمل | موزه بابل | موزه تاریخ طبیعی خشکه‌داران | موزه کندلوس | میدان ساعت ساری | هتل قدیم رامسر 

فهرست روستاهای استان مازندران


(شامل آمل، لاریجان، شاهاندشت، آب اسک، نیاک)
(شامل: بابل، بندپی، بهنمیر، امیرکلا)
(شامل: بابلسر، دریا کنار، خزرشهر)
(شامل: بهشهر، گرجی محله، میانکاله)
(شامل: جویبار، لاریم، کردکلا) - تکیه کردکلا در زمان حاج نجف خان کرد احداث گردید
(شامل: چالوس، مرزن آباد، کلاردشت، نمک آبرود)
(شامل: رامسر، جواهر ده)
(شامل: ساری، دودانگه (پریم)، چهاردانگه (کیاسر)، فرح آباد، گلما، لاک دشت)
(شامل: پل سفید، زیرآب، شیرگاه، آلاشت، ورسک)
(شامل: شهسوار، نشتارود، دوهزار، سه هزار)
(شامل: قائمشهر، کردی خیل، ارطه، تِلار)
(شامل: شهر گلوگاه و دو بخش مرکزی و کلباد).
(شامل: محمودآباد، سرخرود)
(شامل: نکا، هزارجریب)
(شامل:)
(شامل: نور، رویان، چَمِستان، لاویج)

پی نگاشت

  • جغرافیای تاریخی مازندران؛ 1380؛ اسماعیل مهجوری

جستارهای وابسته

منابع

[ شنبه دوم بهمن 1389 ] [ 16:17 ] [ سيد مرتضي ] [ ]
بورده شه سه(مازندرانی)
بروشته روخنه او بورده شه سه
کله سر چایی سو سو بورده شه سه
امه رسم و زبون ره کی بکوشته
کئی بورده پلا بو بورده شه سه

صواحی(مازندرانی)
صواحی ککلی طلای ونگه
سپیده سر بزو صدای زنگه
پرس خار خار بوین همه خداشه
همه جا ویندنی خدای رنگه

یاد بکردی(مازندرانی)تیسابه پینه لینگه یاد بکردی
بیابون گوی زنگه یاد بکردی
پرس خسه واری زبس هنیشتن
کر و اسب و شه جینگه یاد بکردی
[ شنبه دوم بهمن 1389 ] [ 16:7 ] [ سيد مرتضي ] [ ]
 

       

 

The image “http://www.iranmania.com/cards/cardimages/actual/paint22.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

 

    

 

 

 

        

 

 

 

          شعر شماره یک

مه دل تنگه سر هادِ شه صدا رِ
بزن ساز و دم هادِ لله‌وا رِ
ته جا بلبل گلي به گلي نونه
ته نخوندي پيله ، پاپلي نونه
بي ته لاله و لمپا سو ندنه
ونوشه اسبه بونه ، بو ندنه
بهار وائه پيغومِ پِه اني
هلي اسبه جِمه رِ دوجني
بهار گله‌ي بچا بچايي
ميا گيرنه مه دل ته بي‌صدايي
خل توم گوم بيمه ، مه ويشه تِئي
نوج بزه پيتومه ، مه ريشه تِئي
برو بي ته سو آ صفا ندارنه
تناري گلي ونگا وا ندارنه
مه دل تنگه دم هاده لله وا رِ
بزن ساز و دم هادِ شه صدا رِ
مه دل تنگه سر هادِ شه صدا رِ
بزن ساز و دم هادِ لله‌وا رِ
ته جا بلبل گلي به گلي نونه
ته نخوندي پيله ، پاپلي نونه
بي ته لاله و لمپا سو ندنه
ونوشه اسبه بونه ، بو ندنه
بهار وائه پيغومِ پِه اني
هلي اسبه جِمه رِ دوجني
بهار گله‌ي بچا بچايي
ميا گيرنه مه دل ته بي‌صدايي
خل توم گوم بيمه ، مه ويشه تِئي
نوج بزه پيتومه ، مه ريشه تِئي
برو بي ته سو آ صفا ندارنه
تناري گلي ونگا وا ندارنه
مه دل تنگه دم هاده لله وا رِ
بزن ساز و دم هادِ شه صدا رِ
مه دل تنگه سر هادِ شه صدا رِ
بزن ساز و دم هادِ لله‌وا رِ
ته جا بلبل گلي به گلي نونه
ته نخوندي پيله ، پاپلي نونه
بي ته لاله و لمپا سو ندنه
ونوشه اسبه بونه ، بو ندنه
بهار وائه پيغومِ پِه اني
هلي اسبه جِمه رِ دوجني
بهار گله‌ي بچا بچايي
ميا گيرنه مه دل ته بي‌صدايي
خل توم گوم بيمه ، مه ويشه تِئي
نوج بزه پيتومه ، مه ريشه تِئي
برو بي ته سو آ صفا ندارنه
تناري گلي ونگا وا ندارنه
مه دل تنگه دم هاده لله وا رِ
بزن ساز و دم هادِ شه صدا رِ
مه دل تنگه سر هادِ شه صدا رِ
بزن ساز و دم هادِ لله‌وا رِ
ته جا بلبل گلي به گلي نونه
ته نخوندي پيله ، پاپلي نونه
بي ته لاله و لمپا سو ندنه
ونوشه اسبه بونه ، بو ندنه
بهار وائه پيغومِ پِه اني
هلي اسبه جِمه رِ دوجني
بهار گله‌ي بچا بچايي
ميا گيرنه مه دل ته بي‌صدايي
خل توم گوم بيمه ، مه ويشه تِئي
نوج بزه پيتومه ، مه ريشه تِئي
برو بي ته سو آ صفا ندارنه
تناري گلي ونگا وا ندارنه
مه دل تنگه دم هاده لله وا رِ
بزن ساز و دم هادِ شه صدا رِ
مه دل تنگه سر هادِ شه صدا رِ
بزن ساز و دم هادِ لله‌وا رِ
ته جا بلبل گلي به گلي نونه
ته نخوندي پيله ، پاپلي نونه
بي ته لاله و لمپا سو ندنه
ونوشه اسبه بونه ، بو ندنه
بهار وائه پيغومِ پِه اني
هلي اسبه جِمه رِ دوجني
بهار گله‌ي بچا بچايي
ميا گيرنه مه دل ته بي‌صدايي
خل توم گوم بيمه ، مه ويشه تِئي
نوج بزه پيتومه ، مه ريشه تِئي
برو بي ته سو آ صفا ندارنه
تناري گلي ونگا وا ندارنه
مه دل تنگه دم هاده لله وا رِ
بزن ساز و دم هادِ شه صدا رِ

 

 

شعر شماره  دو

دادار مِنزِل مازِرون اَلبِرز ديوار خِزِر مِه آبِرو بَركِتِ

هِوا شِوار وِنه خاكِه اَمِه مار خِدايا تِه اَمه مار خارخاري دار

خانه ام مازندران البرز شده ديوار آن آبرويم شد خزر از بركت دادار آن

هوايش نرم باراني و خاكش مادرمان خدايا تو نگهداري كن از اين مادرمان

مجيد صالحي ملقب به صالح

وَنوشِهْ رِه گِمـِّهْ چييِهْ تِهْ دامِنْ چاكْ ؟ نُوروُز بييَموُ نَظِر دارْنـي سُويِ خاكْ

تُوپَنْجْرُوزِهْ عُمْرْدارْني،تِرِهْ چييِهْ باك؟ هَرْكَس بِدَني كَم بِزيسْتِهْ،هَسِّه پاكْ

گويم بنفشه را ، ز چه شد دامن تو چاك نوروز آمد نظرت هست سوي خاك

اين پنجروز عمر ترابهر چيست باك؟ هركس كه كم بزيست در عالم هموست پاك

امير پازواري

 

قالي سَرْنيشْتي،كُوبِ تِريرِهْ يادْدارْ اَمسالِ سيري،پارِوَشني رِهْ ياد دارْ

اَسبِ زينْ سِوارْ دُوشِ چَپي رِهْ يادْ دارْ چَكمِهْ دَكِردي،لينگِ تَلي رِهْ يادْ دارْ

ياد كن چون روي فرشي ،بوريا نيمدار را سيرگشتي ياد كن، بودي گرسنه پار را

زين سواري ياد كن زنبيل وكوله بار را چكمه پوشا! ياد كن پاي پياده خار را

امير پازواري

 

سَرْرِهْ بَشِسّي،زِلفُونْ رِهْ غيش بِساتي اَلْماسْ دينْگوُئي،دِلْرِهْ خِريشْ بِساتي

هِزارْبيگانِهْ رِهْ، شِهْ وَرْ خويشْ بِساتي مِهْ جا بَرِسي ، خَوْدْ رِهْ دَرْويشْ بِساتي

شستي سروزلف را كردي غيش الماس بدل بريختي ،گشت خريش

بيگانه هزار كس گزيدي چون خويش بر من چو رسيده اي ، شدي چون درويش

امير پازواري

تيـرِنگْ بَديمِهْ كِهْ ويشِهْ نيشْتِهْ بيِهْ بَوتِمِهْ تيرِنْگْ !تِهْ مِدِّعاچِهْ چييِهْ

مِهْ ديمْ سِرْخِهْ ، مِهْ گِرْدِنْ هَلي تي تيِهْ هَرْكَسْ عاشِقْ بوُ،دُونّهْ مِهْ دَرْدْ چِه چييِهْ

بـديـدم من تذروي زار وخستـه درون بيشـه اي تنهـا نشستـه

بدو گفتـم: چه باشـد مـدّعـايت بگـفتـا نيك بنگـر بـا درايت

كه رويم سرخ وگردن هست الوان چنـان اشكوفه اي فصل بهاران

كه رويد بر درخت گوجه بسيار همان آلوچه ي پر بهر وپر بار

هر آن عاشق بود داند سبب چيست؟ فغان ودرد من از كيست ، از چيست؟

امير پازواري

اَمْروُزْ چَنْدْ روُزِهْ ، دوُسْتِ گِموُنْ نِدارْمِهْ وَحْشي بَئيمِهْ دينُ وُ ايموُنْ نِدارْمِهْ

وِنِـهْ شِـهْ بـوُرِمْ ، بَـلِدِاوُنْ نِـدارْمِـهْ شِهْ دوُسْتِ مِنْزِلْ رِهْ مِنْ نِشوُنْ نِدارْمِهْ

نـدارم آگـهي چنـدي ز جـانـان شـدم وحشي نـدارم دين وايمـان

رَوَم بايد به نزدش، نيست رهبان نـدارم من نشـان ، از كـوي ايشان

امير پازواري

برای راحتی در خواندن متن را به زبان انگلیسی نوشته ایم و ترجمه را هم در ذیل آن آورده ایم

 

شعر شماره سه

 

beshoom chelchele par bazenem par

بشوم چلچله پر بزنم پر
she yare bavinem rahat nelem sar
يار خود را ببينم راحت تنها يش نگذارم
sare koye bala dar dashte hali
بالاي كوه درختي الوچه داشت
bordeme bachine ling borde tali
رفتم بچينم پايم تيغ رفت
elahi bamire sahabe tali
الهي بميرد صاحب تيغ
ke neshte men borem she yare pali
که نگذاشت (مانع شد)بروم پهلوي يارم
te vese khastene mere bakhoshen
براي تو ميخواستن من را بکشند
kafane gharibi me tan daposhen
کفن غربت تنم کنند
kafane gharibi sedr hasto kafor
کفن غربت صدر است و کافور
arezoye tere venebarem gor
آرزوي تو را بايد به گور ببرم
me goshtebaverin dihat be dihat
گوشت مرا ببريد ده به ده
hamere kam hadin me yare ziad
به همه کم بدهيد و به يارم زياد

 

* * *

 

اشعار شاعر مازندرانی به زبان فارسی

 

پيش سخن


گرچه ميرد آنكه افشاند به خاكي تخم ـ مي گويد ـ « كلاف » ـ
كودكان نوخاسته خرمنش را گرد آورند
تا از آن گردند بهره‌ور ...
اين سخن برجاست

هنگام بهاران

كشتزاران چون گل بشكفته مي گردند .
در ميان كشتزاران

كشتكاران شادمانه بهر كار آشفته مي گردند
خنده خواهد بست بر لب

روي گندمها شقايق

آه! بعد از ما
مي خرامند آن نگاران

نازك اندامان ، ميان ره

بسوك كشتگاهان
روز تابستان

هلاك از خنده هاي گرم خواهد شد ...
كشته‌ي گندم به زير پاي خرمن كوب ديگر

نرم خواهد شد .
ليك افسوس ! از هر آن تخمي
كه به سنگستان شود پاشيده

تنها از براي آن
يك نفر گويد كه تخم گندمي بوده است
در درون سنگ‌ها مي‌خواست رويد

ليك فرسوده است

[ شنبه دوم بهمن 1389 ] [ 16:7 ] [ سيد مرتضي ] [ ]

سفر نامه رضا شاه در سفر به مازندران به دستمان رسیده بود  . نخوانده بودیمش پیشتر از این . با خواندنش به یادمان آورد آن چه داریوش همایون  نگاشته بود پیشتر از این، در ارتباط با "رضا خان" و سفر نامه هایش و اشارتی نا گفته بر این نامه که : کمی انصاف می بایدمان ...

د.همایون : در تاريخ همروزگار ايران هيچ کس مانند رضا شاه ترور شخصيت نشده است. سه نسل روشنفکران و سردمداران فرهنگی و کوشندگان سياسی، بيشترشان، از چپ و مذهبی و ملی کوشيدند از او چهره‌ای زشت بنگارند. دست پروردگان نامستقيم او، آنها که زنده ماندنشان نيز به برنامه نوسازندگی او بستگی داشته بود، نه کمتر از رقيبانش، بر خود فرض دانستند که پا بر هر واقعيتی نهاده، او را سرچشمه هر چه در ايران ناپسند می‌يافتند بشمارند. خدمتهای او خيانت و ميهن پرستی‌اش وطن فروشی به قلم رفت...

 

تمام آمال و آرزوی من در اطراف این دو کلمه سیر می کند : از تمدن قدیم و جدید، مدنیت

مخصوص و جامعی تشکیل دادن و ایران را بجانب آن مدنیت راندن و در سایه آن آرمیدن . امتداد خط آهن

ایران و متصل ساختن بحر خزر به دریای آزادو خلیج فارس جزو آرزوهای قطعی من است . آیا ممکن است

که خط آهن ایران با پول خود ایران و بدون استقراض خارجی و در تحت نظر مستقیم خود من احداث شود

؟ آیا ممکن است مملکت پهناوری مثل ایران از ننگ نداشتن راه آهن خلاص شود ؟ آیا در این موقعی که

دیگران در خطوط آسمان در طیران هستند و تمام اراضی آنهامشبک از خطوط آهن است ، ممکن است

مملکت من هم ازننگ و عار بی راهی نجات یابد؟

این مملکتی است که بدین صورت بدست من سپرده شده. و این آن مملکتی که

من باید در ان تغییر ماهیت بدهم . و این ها هستند مردمی که باید لباس عزت بپوشند

و ابراز غرور ملی نمایند . آیا با این بدبختی هایی که در عروق و اعصاب اهالی رخنه کرده

و طبیعت ثانوی مردم این سرزمین شده است ، باز باید توقع داشته باشم که در شیر گاه

راحت بخوابم و آسایشی را برای خود قائل باشم ؟ ممکن نیست . نمونه آن همین بدبختی های

مردم گرسنه و عور .همین سیماهای گرفته و مکدر . همین بدبختی هایی که در اندام تمام این مردم

بین راه و در مقابل چشمان من ، عرض وجود می کنند.

آیا روزی خواهد رسید که مردم ایران از همین راه پر مشقت با یک وجد و نشاط

مخصوصی سوار قطار شوند و این مناظر دلفریب جنگل و دریا را  منظر  نگاه خود سازند؟

آیا روزی خواهد امد که در این راه پر خطر و خفت آور مردم ایران در عوض ساعتی نیم فرسخ، ساعتی

هقتاد و هشتاد کیلومتر و در روی جاده های شوسه با اتوموبیل های مجلل خود طی طریق نمایند؟ نمی

دانم خدا بهتر آگاه است که در پس پرده های غیب چه تقدیر شده؟ چیزیکه مسلم است این است که من

ساعتی نیم فرسنگ و گاهی هم یک ربع فرسنگ بیشتر نمی توانم راه بروم .

من که تصمیم گرفته ام مملکت خود را بیارایم ، تمامی این موانع را زیر پای خواهم نهاد و قهرا باید به

تمامی آمال و آرزوهای خود صورت عمل و حقیقت بدهم . قاصله بین ساری  و علی آباد را با این

افتضاح طی کردن لایق شئون زندگانی امروزه نیست . با نزول چند قطره باران از هر تصمیمی اجبارا

منصرف شدن،با حقیقت زندگانی آشنا نبودن است . خط آهن بزرگ ایران، چه بخواهد و چه نخواهد باید

از همین هفت خوان رستم شاهنامه عبور کند  من این فکر را در مخیله خود راسخ خواهم داشت تا

ببینم چه وقت بودجه مملکت را متوازن خواهم کرد و غرش لکوموتیو را در همین دره های وحشت خیز

طنین خواهم داد .  

 

کسی که تا قبل از ایجاد این راه از این نواحی عبور کرده باشد، می داند که شکافتن

سینه البرز و گریبان جنگل ،کار سهل و ساده ای نبوده، و اگر مراقبت دائمی شخص من نبود و تهدید

تشویق متواتر و قطعی نمی کردم ، اصلا خود مهندسین اقدام به ساختن راه نمی کردند و عمل را یک امر

 محالی می دانستند .سابق براین هم توسط مهندسین روس آن موقعی که ایران می رفت آخرین

رمق حیات خود را از دست بدهد این راه بازدیدشده و رسیدگی در اطراف مخارج آن به عمل آمده بود. لکن

نظر به اشکال و صعوبت امر از یک طرف و بر آورد مخارج هنگفت از طرف دیگر هیچ کس عملی شدن این

نقشه را امید نداشت .فقط معاینه جبال البرز و تصور شکافتن آن کافی بود که هر فکر شجاعی را مجبوربه

سکوت کند. 

 عوامل طبیعی و کیفیات جغرافیایی هر خاکی کم و بیش موانعی در برابر انسان بر

پای می دارد و اساسا شرف و اهمیت بنی آدم در این است که با وجود ضعف بنیه و کوچکی جثه

از راه عقل و فکر و تدبیر بر عوایق عظیمه طبیعت فیروز می شود . تمام مللی که امروز وسائل زندگی خود

را آسان کرده اند و در نهایت سهولت امرار معاش می کنند نیز  دچار همین قسم مشکلات بوده اند . خط

آهن ایران باید البرز را بشکافاند و مسافرین اقصی نقاط بلاد اروپا و آمریکا باید از قله البرز  و تونل های

همین منطق سرازیر شوند و از تماشای مناظر ملکوتی مازندران لذت برند .

**************

...باری ، گزیده ای بود از یک از هزارانِ  " سفر نامه مازندران رضا شاه " ، که دیروز به خانه پدری به پایان بردیمش  . سفر نامه را که بستیم  این پرسش را پرسیدیم که وی را چگونه توصیف می باید کرد  ؟  به صراحت و کوتاهی همیشگی ،ارباب جوابمان داد  : " مرد خایه داری " بود .

پ.ن

شرح و عکس بر گرفته از اوراق سفر نامه رضا شاه به مازندران . مرکز پژوهش و نشر فرهنگ سیاسی دوران پهلوی.

[ شنبه دوم بهمن 1389 ] [ 16:6 ] [ سيد مرتضي ] [ ]



استان مازندران با 24091 كيلومتر مربع مساحت و 2602008 نفر جمعيت از شمال به درياي خزر و كشور تركمنستان، از جنوب به استانهاي سمنان و تهران و از شرق به استان گلستان محدود است.تعداد 15 شهرستان، 36 شهر،38 بخش و 104 دهستان در مازندران وجود دارد كه 43 درصد از شهرها در طول نوار ساحلي واقع شده اند.


مازندران تنها استاني است كه با سه محور هراز، كندوان و فيروزكوه با مركز كشور مرتبط بوده و سه فرودگاه ساري، رامسر و نوشهر ارتباط هوايي آن را با بقيه نقاط برقرار ساخته و راه آهن سراسري نيز از آن عبور مي كند.
مازندران بنا بر موقعيت طبيعي خود شايد حاصلخيزترين منطقه كشور پهناور ايران باشد كه همه گونه نعمت و فراواني به آن بخشيده شده است.
علاوه بر آن جاده ساحلي از رامسر تا بابلسر به طول 220 كيلومتر با فاصله 10 الي 300 متر از كنار دريا ميگذرد.درياي بسته خزر در شمال و قوس عظيم سلسله جبال البرز در جنوب باعث توقف و ايست رطوبت دريا و باران ه
اي پربركت ميگردد.مساحت كل درياي خزر 438000 كيلومتر مربع ميباشد و از قديم به نامهاي درياي مازندران، خزر، كاسپين، هيركاني، درياي سكوتها و در مـآخذ اسلامي به نامهاي درياي طبرستان، درياي آبسكون، جرجان و بحرالخزر ناميده شده است.
درياي خزر با دارا بودن منابع سرشار غذايي و آبزيان متنوع به ويژه خاويار ، در زمينه گذراندن اوقات فراغت نيز داراي ويژگيهاي منحصر به فردي است كه آن را در منطقه متمايز نموده است.استان مازندران به علت وضع خاص اقليمي داراي رودهاي متعدد و پرآب مانند هراز، نكا، تجن، بابلرود و سياهرود است.به طور كلي هواي مازندران معتدل و مرطوب ميباشد
.

قله دماوند كه به بام ايران معروف است از جاذبه هاي شاخص مازندران و جهان مي باشد و داراي ويژگيهايي است كه آن را از 300 قله مرتفع ديگر خاورميانه متمايز نموده و به آن شهرت جهاني بخشيده است.


 



[ شنبه دوم بهمن 1389 ] [ 16:3 ] [ سيد مرتضي ] [ ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

اين وبلاگ با هدف شناسايي بهتر استان مازندران و جاهاي ديدني و تاريخي اين استان و كمك به سادات و با كمك سادات جهت پيدا كردن شجره نامه - پس دوستان با كمك خود ما را ياري نمايند.
امکانات وب